با آنكه در سالهاي اخير بارها در مورد ناپسند بودن خالكوبيها در فرهنگ ايراني و مضرات آن در رسانهها گفته و شنيده شده است، اما هر روز شاهد رونق بيشتر اين كار در آرايشگاهها و مراكز مجاز و غيرمجاز به روشهاي گوناگون هستيم. بازار خريد و فروش لوازم آن هم حسابي داغ است؛ از فروش اينترنتي گرفته تا دستفروشان مترو.
اما رونق اين بازار مانع هزاران آسيب و آلودگي آن نخواهد شد و همچنان پزشكان معتقدند كه اين كار باعث بيماريهاي مختلف پوستي، ايدز، عفونت و... ميشود.
مينا دختري 14، 15 ساله همراه مادرش به آرايشگاه آمده و در حال ديدن مدلهاي خالكوبي است. از آنجايي كه در پاسخ سوالم در مورد علت اين كار دائم از خالكوبيهاي دوستانش تعريف ميكند و مدلهاي آنها را برايم شرح ميدهد، واضح است كه به شدت تحت تأثير آنهاست و تلاش دارد با انجام اين كار، جايگاه خودش را در ميان آنها حفظ كند. ظاهراً تنها دغدغهاش ممانعت قانوني از ورود افراد داراي خالكوبي به استخرهاست كه با توجيهات مختلف سعي ميكند با آن هم كنار بيايد. البته به نظر ميرسد كه مادرش از كار او رضايتي ندارد زيرا اين كارها را چندان شايسته يك خانواده با اصالت نميداند و معتقد است در فرهنگ ما كساني كه به اين قبيل كارها روي ميآورند از نظر مردم داراي فقر فرهنگي هستند. اين همه تفاوت نگاه بين مادر و فرزند!
معياري براي ابراز عشق و علاقهدر ميان انواع دلايل عجيب و غريب خالكوبي، اين مد در ميان كساني كه به تازگي نامزد يا ازدواج كردهاند، رواج دارد و در همين جا هستند كساني كه مشتاقانه براي خالكوبي نام همسرشان بر بازو يا ساق دستشان در انتظار نشستهاند و تصور ميكنند با اين كار خود علاقهشان را به همسر نشان ميدهند، در حالي كه... . به نمونه زير توجه كنيد.
خانمي حدوداً 40ساله مانند بقيه در انتظار نشسته است، البته نه براي خالكوبي بلكه براي پاك كردن آن. ميگويد دو ازدواج ناموفق را پشت سر گذاشته كه يكي در مرحله نامزدي خاتمه يافته و ديگري پس از يكسال و نيم زندگي به جدايي انجاميده است. هر چند تجربه تلخي را پشت سرگذاشته است ولي آنچه در حال حاضر او را بيش از هر چيز ميآزارد، يادگاري آن دو تجربه ناخوشايند بر دستانش است كه به قول خودش مانند آيينه دق هر روز اين شكست را به رخ او ميكشاند. حالا اين خالكوبي كه روزي براي او نشاني از عشق و علاقه بود، حكم مهر ابطالي بر پايان زندگي او دارد و نشاني از شكست و ناكامي است كه بخت نامراد صاحبش را فرياد ميزند. او آنقدر به آرايشگاههاي مختلف و كلينيكهاي پوست براي پاك كردن آن مراجعه كرده كه حسابش از دست خودش هم خارج است. با اين حال خالكوبي نام هر دو همسر سابقش همچنان بر ساق دستانش به راحتي قابل خواندن است. ميگويد يكي از مسائلي كه آزارم ميدهد طرز تلقي ديگران از اين نقش و نگارها پس از مطلع شدن از وضعيت زندگيام است. بيشتر افراد تصور ميكنند زندگيام را به بهاي هوسي زودگذر باختهام در حالي كه خودم قرباني آن بودهام. از طرفي نميتوانم داستان زندگيام را هم براي همه بازگو كنم. بنابراين ترجيح ميدهم هميشه در همه ميهمانيها و مراسمها لباس آستين بلند بپوشم. با آنكه او در مورد انگيزهاش براي اين خالكوبيها دلايل مختلفي مثل مد بودن، نشان وفاداري و ... را عنوان ميكند اما هنوز توجيه نشدم كه چطور بعد از يكبار تجربه چنين اشتباهي، پس از ازدواج دوم مجدداً اين خطا را تكرار ميكند. آيا اساساً خالكوبي ميتواند معيار خوبي براي اظهار عشق و علاقه باشد؟!
تاتو دست كمي از خالكوبي ندارددر مقابلم خانم جوان ديگري نيز براي تاتو ابرو در انتظار خالي شدن صندلي نشسته است. به گفته خودش ميل چنداني به اين كار ندارد ولي چون يكبار، صرفاً براي تنوع اين كار را انجام داده است و جايش كاملاً از بين نرفته، به ناچار هر چند وقت يكبار تاتو ميكند.
ميگويد: اوايل خوب است ولي بعد از مدتي كمرنگ شده و به قرمزي ميزند. البته شنيدهام كه اگر مدت زيادي بگذرد، رنگش كاملاً از بين ميرود ولي چون شاغل هستم نميتوانم مدت زيادي براي اصلاح آن صبر كنم. تاتو يا خالكوبي، چه فرقي ميكند، هر دو مظاهر يك آسيب هستند و هر دو زيانبخش.
آثار اين آسيب به راحتي پاك نميشودسهيل هر چند خودش اهل خالكوبي نيست و هرگز چنين تجربهاي نداشته ولي صاحب يك مركز تخصصي آقايان در زمينه خالكوبي و تاتو بوده است.
او ميگويد: تمام تكنيكهاي خالكوبي كه در دنيا وجود دارد از قديميترين تا به روزترين اعم از طرحهاي كشيده، نقطهاي، سهبعدي و ... هم اكنون در ايران نيز انجام ميشود و افراد بر حسب ذهنيتهاي مختلف هر كدام نوعي خاص را انتخاب ميكنند. افرادي كه به شبكههاي مجازي و ماهواره دسترسي دارند معمولاً مدلهايي را از آنجا انتخاب ميكنند، بعضي ديگر تحت تأثير دوستانشان هستند و گاهي عكس خالكوبي آنان را ميآورند و ميخواهند كه دقيقاً همان طرح روي بدنشان خالكوبي شود. براي برخي هم حالت اعتقادي دارد؛ مثلاً نماد گروهي كه عضو آن هستند يا نمادهاي ايران باستان و ... را انتخاب ميكنند.
استفاده از اسيد براي پاك كردن خالكوبيسهيل كه به تازگي خدمات سالنش در زمينه پاك كردن خالكوبي را جمع كرده است، درباره علت اين تصميمش ميگويد: اين كار به دردسرهايش نميارزد. با اينكه هميشه از اول به مشتريان تاكيد ميكنم كه از طرح و نقششان مطمئن شوند چون تا آخر عمر روي بدن آنها باقي ميماند، باز افراد زيادي مدتي بعد از خالكوبي براي پاك كردن مراجعه ميكنند بهخصوص كساني كه به تقليد از دوستانشان يا به صرف مد بودن چنين كاري را انجام ميدهند زيرا بعد از مدتي كه آن طرح از مد ميافتد يا جايي ديگر نقش و طرح زيباتري ميبينند تغيير عقيده ميدهند و انتظار دارند نهايتاً با چند بار ليزر كاملاً آثار آن پاك شود. در صورتي كه متأسفانه هنوز تكنولوژي خاصي براي پاك كردن كامل آن در دنيا وجود ندارد و ليزر فقط ميتواند آن را كمرنگتر كند. البته اين مسئله بستگي به نوع پوست افراد و رنگي كه استفاده ميشود هم دارد. در بعضي مكانها از اسيد هم براي پاك كردن استفاده ميشود و آن را روي نقش به صورت خالكوبي ميزنند اما بنده هيچ وقت چنين كاري را انجام نميدهم حتي اگر مشتري اصرار داشته باشد، چون عوارض پوستي دارد و آن ناحيه حالت سوختگي پيدا كرده و جايش تا مدتها بر بدن باقي ميماند.
بازار آشفته خالكوبيسهيل با تأييد بازار آشفته نرخ خالكوبي ميگويد: عرف كار ما از 100 تا 300 هزار تومان براي خدمات مختلف است ولي حقيقت آن است كه قيمت مشخصي براي آن وجود ندارد به ويژه نوع غيرآرايشي آن. چندي پيش يكي از كساني كه به نوعي همكار ما در اين حرفه است، براي خالكوبي ساق پا 15 ميليون گرفته بود.
او در پاسخ به چگونگي وضعيت نظارت مراكز ذيصلاح بر رعايت بهداشت اين كار ميگويد: به دليل اينكه خالكوبي توسط غيرپزشكان نه چندان قانوني است و نه غيرقانوني، نظارت چنداني هم بر آن وجود ندارد.
با توجه به گفتههاي سهيل، در واقع همين عدم نظارت و فقدان فرهنگسازي باعث شده است كه همچنان شاهد رواج اين مد در جامعه و به ويژه در ميان جوانان باشيم.