طاهره هميز كتابي با نام «قرار» درباره مسائل و مشكلات دختران دانشجو نيز نگاشته است. وي مهمترين عوامل مشكلات دانشجويان را دوري از فضاي خانواده و معنويت و عدم آشنايي با ساز و كارهاي مشاوره ميداند. براي پاسخ به سؤالاتي با محور مشكلات دانشجويان دختر در دانشگاهها به گفتوگو با اين استاد دانشگاه نشستيم.
محور گفتوگويي كه در خدمت شما هستيم بررسي معضلات دانشجويان دختر در دانشگاههاست. در تجربيات مشاورهاي كه داشتيد بيشترين مراجعه دانشجويان دختر بابت چه مسائلي است؟
براي پاسخ به اين سؤال بايد رده سني و سالهاي تحصيل و مكان تحصيل دانشجو را در نظر بگيريم.
مثلاً دانشجوياني كه تازه وارد دانشگاه شدهاند و در سن 18 و 19 سالگي هستند و سالهاي اول ورودشان به دانشگاه است، با دانشجوياني كه فارغالتحصيل ميشوند خيلي فرق دارند.
دانشجوياني كه فارغالتحصيل ميشوند، اگر در شهرهاي گوناگون و شهري متفاوت از مبدأ سكونتشان باشند و در شهر ديگري بخواهند ادامه تحصيل بدهند دچار مشكلات محيط جديد هستند، اينان تا بخواهند اين تغيير مكان را براي خودشان هضم كنند يك سالي طول ميكشد. ما ديديم تلاطمهاي روحي دختران دانشجو در سال اول خيلي بيشتر است. اولين دغدغه اين دانشجويان دوري از خانواده است و دوري از انس محيط خانواده. از سوي خانواده خدمات زيادي به آنها داده ميشده است. پذيراييهاي شخصي و ساماندهي اينها به گونهاي بوده است كه فراغت بيشتري براي درس خواندن داشتند. كساني كه به شهرهاي ديگر براي تحصيل ميروند بخشي از وقت آنها بايد براي نظافت لوازم، نظافت اتاق، تهيه غذا در روزهاي تعطيلي سلف و... صرف شود.
اين مسائل مقداري از مشغوليتهاي جسماني و فكري براي آنها ميآورد. اينكه از فضاي دلنشين نزد پدر و مادر جدا شدهاند، براي آنها فشار روحي بالايي ميآورد. دانشگاهها سعي ميكنند با وروديهاي جديد طرحهايي را داشته باشند. در برخي از دانشگاهها كه افراد فكوري دارند، اردوهاي 2، 3 روزه ابتداي ورود دانشجو دارند و قوانين دانشگاه را براي آنها ميگويند كه جمع جديد با قوانين جديد آشنا شوند. اين يك مقدار روحيه آنها را تعديل ميكند. پس انس با خانواده و دوري از خانواده مسئله مهمي است.
شما براي دانشجوياني كه از شهر و خانواده خود دور هستند، براي اينكه دچار رنجش روحي نشوند توصيهاي داريد؟
ما همواره توصيه ميكنيم با برنامههاي معارفي دانشگاه انس بگيرند. مثلاً شبهاي جمعه دانشجويان را به دعاي كميل ببرند. فيلمهاي علمي براي دانشجويان بگذارند. دانشجويان انس و الفتي با هم پيدا كنند. در خوابگاه گروهي كه هماتاقي هستند همه سال اولي و جديدالورود باشند و دو دانشجوي دانا سال بالايي به آنها اضافه شود و چگونگي رفتار در محيط جديد را به اين دانشجويان آموزش دهند: چگونه براي مطالعه برنامهريزي كنند، براي آمادگي در امتحانات ميانترم و پايانترم و...
البته ما شاهد هستيم كه دانشجويان سال بالايي زمانشان را كمتر صرف اين كار ميكنند و تصور ميكنند كه وقتشان تلف ميشود و به سختي اين كار را ميپذيرند، مگر آنهايي كه از نظر روحيه و عاطفه با دانشجويان جديدالورود انسي داشته باشند و دلشان براي آنها بتپد و به ياد سال اول خودشان باشند و بخواهند جبران كنند. اينها ميتوانند براي دانشجويان جديدالورود وقت بگذارند و مناسبات جديد دانشگاه را براي آنان توضيح دهند.
مسائل دانشجويان جديدالورود كه در شهر خودشان قبول شدند چيست؟ چه امري براي آنها ميتواند مسئلهساز باشد؟
دانشجويان سال اولي كه در شهر خودشان قبول شدند كمتر دچار چنين فشاري ميشوند. آنها بيشتر، دغدغه درسشان را دارند. اتفاقي براي آنها نيفتاده به غير از اينكه درسشان به شدت براي آنها سبك شده است.
ما ميبينيم كه در سال پيشدانشگاهي، دانشآموزان روزي 14 ساعت درس ميخوانند كه رتبههاي بالاتري در كنكور بياورند ولي در دانشگاه اينگونه نيست و كم شدن ساعات مطالعه وقت آنها را رها ميكند و ما ميبينيم اين گروهي كه وقت آزادتري دارند، دچار آسيبهايي ميشوند.
براي اينها هم توصيهاي داريم. توصيه ميكنيم اساتيد كارهاي تحقيق پيشنهادي به اينها بدهند، كه هم وقت بچهها را پاسخگو باشند و هم سطح علمي دانشجويان بالاتر برود.
مسئله دانشجويان سال بالايي دور از خانواده چيست؟
دانشجويان سال بالايي كه در شهرهاي ديگر به جز مبدأ سكونتشان تحصيل ميكنند و از خانواده دور هستند، وقتي به شهر جديد وارد شده به شهر جديد انس گرفته و به ديدار خانوادههاي خود نميروند. اين امر باعث اختلالات شخصيتي ميشود. مخصوصاً دانشجوياني كه وارد تهران ميشوند، اين آسيب برايشان بيشتر است. چون در شهر خودشان تحت نظارت خانواده، فاميل و محله ميباشند. وقتي وارد تهران ميشوند، دچار جوزدگي در اين شهر پر رمز و راز ميشوند و متأسفانه هويتشان را تغيير ميدهند.
احساس ميكنند ممكن است مورد تمسخر قرار بگيرند. برداشت آنها از رفتار در شهر بزرگ تهران، خيلي براي اينها اختلال بهوجود ميآورد. اولين اختلال اين است كه از خانواده فاصله ميگيرند و از ارتباط با خانوادهشان خجالت ميكشند؛ زيرا لباسي كه براي پوشش خود انتخاب كردهاند با لباس طبيعي پدرشان سازگار نيست و اين آغاز مسائل است و متأسفانه خانوادهشان به اين پوشش آنها نمره مناسبي نميدهند.
شما چه پيشنهادي براي كم كردن فاصله بين اين دانشجويان و خانوادههايشان داريد؟
راه حل ما اين است كه به اين عزيزان آموزشهايي داده شود كه در ملاقات با خانوادهشان، سطح خانواده را با سطح خودشان همزمان بالا بياورند. اين امر در نگاه به آينده و در ازدواجشان مؤثر است.
اينها به جاي آنكه از خانوادههايشان فاصله بگيرند بايد طوري رفتار كنند كه با خانوادهشان همسان باشند. زيرا در آينده وقتي اين فرد بخواهد ازدواج كند خانواده همسرش با خانواده خودش مطابقت ندارند و دچار يكسري مشكلات ميشوند.
در ابتداي امر ازدواج هم نميتوانند به خانوادهشان اجازه دهند كه در ازدواجشان دخالت كنند و متأسفانه ارتباطشان با خواستگار تبديل ميشود به ارتباط دو نامحرم و يك رابطه مدت دار كه اين رابطه برايشان خيلي ضرر دارد. بايستي اينها آسيبشناسي شود و بايد براي دانشجويان طرح و برنامه ريخته شود كه دچار اين آسيبها نشوند. دانشجوياني كه داراي توان ذهني بالا هستند و مغز متفكر ما و ذخيرههاي مملكت هستند نبايد دچار اين آسيبها شوند. به قول مقام معظم رهبري: بازوي پرتوان و فكرهاي خلاق اينها را ما احتياج داريم. و متأسفانه با مثل غلط: «خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو» اين عزيزان جماعت پايين محيط خودشان را انتخاب ميكنند و نه جماعت والا. بنابراين دچار افت اخلاقي و يك سري آسيبها ميشوند و دليل اين مشكلات گرفتگي دل پدر و مادر از آنهاست.
وقتي دل پدر و مادر از آنها بگيرد و به اصطلاح عاق والدين شوند، بسياري از مشكلات براي آنها پيش ميآيد.
چگونه دانشجوياني كه در شهر ديگر مشغول تحصيل هستند ميتوانند ارتباطشان با والدين را حفظ و مديريت كنند؟
ابتدا دانشگاهها بايد در نشريات داخلي دانشگاه درباره اين مسئله به دانشجويان آموزشهايي بدهند.
ما مشاوران هنگامي كه به دانشجويان مراجعهكننده درباره جلب نظر والدين تذكر ميدهيم، آنها فوري توصيههاي ما را انجام ميدهند.
بايد دانشجويان بدانند كه: چگونه تلفن بزنند، چگونه با آنها صحبت كنند و به آنها محبت كنند، چگونه والدين را در جريان زندگيشان قرار دهند تا دل والدينشان آرام باشد و دعاي والدين همواره پشت سر آنها باشد. اين يك گنجينه است كه ما به دانشجويان بگوييم كه، با دعاي پدر و مادر روز به روز تعالي پيدا ميكنند. هم از نظر علمي و هم ازنظر اجتماعي و هم از نظر موقعيتهاي آينده شخصيتيشان، زيرا دانشجويان قرار است در آينده در بخشهاي سياسي و اجتماعي كلان مديران مملكت بشوند. ما بايد براي اين دانشجويان خيلي سرمايهگذاري كنيم. محيط آنها را آسيبشناسي كنيم تا بدانيم آنها در معرض چه آسيبهايي هستند.
از مشكلات ديگر دانشجويان دختر در دانشگاهها بگوييد مخصوصاً افرادي كه در شهرهايي غير از شهرهاي خودشان درس ميخوانند؟
يكي ديگر از مشكلات پيچيده دختران دانشجو اين است كه وقتي مورد خواستگاري قرار ميگيرند، نميتوانند مديريت كنند.
يك بحث بسيار دقيق كه در اين رابطه داريم آموزشهاي كاربردي به پسران و دختران دانشجو است؛ كه انتخاب اصلح داشته باشند. متأسفانه دانشجويان با توجه به منش و روش همكلاسيهايشان، آنها را براي ازدواج انتخاب ميكنند. در صورتي كه همكلاسي آنها همسن خودشان است و در بدو زندگي زوجهاي همسن، دچار مشكلات هستند. حضرت علي (ع) ميفرمايند شايسته است در انتخاب همسر، خانمها مردي را انتخاب كنند كه سه ويژگي داشته باشد: 1. دانش و آگاهي بيشتري نسبت به خودشان داشته باشد. 2. قد بلندتر باشند. 3. سن بيشتري داشته باشند.
ما بايد درك كنيم كه حضرت علي چقدر دقيق اين نكته را فرمودند. چون در اين حالت خانمها در ورود به زندگيشان از مديريت همسرشان بهره ميگيرند.
يكي ديگر از آسيبهاي دختراني كه نميتوانند خواستگاري را مديريت كنند اين است، ايشان بايد به سرعت خانوادهشان را در ازدواج دخيل كنند و از نظرات كارشناسان استفاده كنند. اين دختران متأسفانه فكر ميكنند كه دوست هماتاقيشان ميتواند به اينها كمك كند و بعضاً هماتاقيشان راهكاري كه به آنها ميدهد آنها را دچار يك سري مشكلات ميكند. متأسفانه شاهد هستيم كه اين دانشجويان دچار يك سري مشكلات اخلاقي ميشوند و احساس گناه آنها را رنج ميدهد. عدهاي نااميد از رحمت خدا ميشوند، يك عده حالت انزوا پيدا ميكنند و فكر ميكنند با منزوي شدن ادامه زندگي خوبي دارند. اينها همه خطراتي است كه دختران ما را تهديد ميكند.
آنهايي كه در شهر مبدأشان تحصيل ميكنند، آنها راحتتر خانوادهشان را درگير ميكنند. خانواده به طور منظم و در شبانهروز متعدد دخترشان را ميبينند و متوجه تغيير رفتار او ميشوند. طبيعتاً اگر دختر با خانوادهاش تعامل خوبي داشته باشد، والدين چون راهنمايان امين وي را كمك ميكنند.
پيشگيري از اين آسيبها چگونه است؟
تمام اين آسيبها را ميتوانيم پيشگيري كنيم. قبل از ورود به دانشگاه در يك دوره كوتاه مدت، در چند جلسه اطلاعات مكفي به دانشجويان بدهيم. دانشجويان، بچههاي فرهيخته ما هستند بايد به آنها آموزشهاي كوتاه و عميقي دهيم درباره اينكه چگونه زمانشان را مديريت كنند و البته چگونه ارتباطهايشان را مديريت كنند. حتي در يك دانشگاهي ما شش جلسه آموزش انتخاب همسر كلاس گذاشتيم و بعد از آن ارتباط دوستي بين دختران و پسران بسيار كاهش يافت و كلاسها مؤثر بود. در فضاي شخصي هم به دانشجويان توصيه ميكنيم براي جلوگيري از آسيب اين معضلات، بخش عبادي خود را قويتر كنند. مخصوصاً وقتي كه نمازشان را اول وقت بخوانند، خود نماز اينها را مديريت ميكند و مانع بسياري از ناهنجاريها ميشود.