
آبروي ورزش و فرهنگ آن، خصوصاً فوتبال مدتهاست كه زير دست و پاي عدهاي خودخواهانه لگد كوب ميشود؛ بازيكنان، مربيان و گاه حتي مديراني كه بدون انديشيدن به جايگاهي كه در جامعه دارند، خطاهايي مرتكب ميشوند كه بخشيدني نيست. اگر چه انسان جايز الخطاست اما از هر خطايي هم نميتوان به سادگي گذشت. خصوصاً اگر درس عبرت نشود.
خطاهاي كوچك و بزرگ جامعه فوتبال طي سالهاي اخير، وجهه ورزش را در بين مردم خدشهدار كرده است؛ ورزشي كه روح آن با پهلواني و جوانمردي گره خورده، اما امروز، چهره آن به واسطه اشتباهات و خطاهاي عدهاي فرصتطلب، دستخوش تغييرات شده است؛ خطاكاراني كه حمايتهاي بيمنطق از آنها باعث شده تا دامنه اين اشتباهات هر روز گسترده و گستردهتر شود. درست مثل وقتي كه برخي مسئولان در حمايت از بازيكنان سربازي كه با جعل اسناد قانون را دور زده بودند، شرايط را به گونهاي فراهم كردند كه اين متخلفان سينه سپر كرده و خود را محق بدانند و مظلومنمايي كنند. حال آنكه اشتباه نابخشودني آنها نهتنها قانونشكني بود، كه حق سربازاني را كه راهي خدمت مقدس سربازي شده بودند نيز ضايع كرده بود، سربازاني كه برخي از آنها حتي در راه انجام وظيفه جان خود را هم از دست داده بودند. يا سكوت برابر زنداني شدن مديرعامل پرسپوليس و حمايتها براي آزادي او كه باعث شد سياسي بعد از گذراندن چند ماهي در اوين، به دليل آنكه توضيحي - به هر دليل - در خصوص پرونده او و دليل بازداشتش داده نشده بود، خود را محق و بيگناه بخواند.
اما گاهي اين حمايتها قلب جامعه را نشانه ميرود و اخلاقيات را زير سؤال ميبرد. سكوت، حمايت و نزدن دست رد به سينه بازيكني كه تخلفاتش مشخص است و بابت آن حتي راهي زندان هم ميشود، چيزي نيست كه بتوان ساده از كنار آن گذشت. آن هم وقتي كه شعارهاي فرهنگي و اخلاقمداري كه داده ميشود، گوش فلك را كر ميكند.
خيلي زود ورق برگشت. شفافسازي نكردن در خصوص اصل ماجرا، بار ديگر شرايطي را رقم زد تا فرد خطاكار وقيحانه خود را مظلوم جلوه دهد و قرباني اشتباهات ديگران بخواند. دروازهبان سرخپوشان نيز وقيحانه خود را قرباني ميخواند و مظلومنمايي ميكند. آن هم در شرايطي كه اگر چه در خصوص پرونده اصلي او حرفي به ميان نيامد تا اين ذهنيت ايجاد شود كه او تنها به دليل منتشر شدن چند عكس روانه زندان شده، اما اين مسئله از سوي مقامات اعلام شد كه او شاكي شخصي دارد. مسئله حائز اهميتي كه البته در ميانه مظلومنماييهاي اين فرد خطاكار انكار شد. ضمن اينكه هيچ عقل سليمي نميپذيرد كه كسي بابت چند عكس و آبرويي كه از او رفته، وثيقهاي ميلياردي بگذارد.
اينكه چرا قوه قضائيه در خصوص جرائم اين بازيكن شفافسازي نميكند، هزار و يك دليل منطقي ميتواند داشته باشد، اما اينكه كميته اخلاق فدراسيون فوتبال چطور با وجود آنكه از مدتها قبل حرف محروميت اين بازيكن در ميان بود، سكوت ميكند و توپ را به زمين ديگران مياندازد، نميتواند منطقي باشد و جاي سؤال و تعجب دارد؛ كميته اخلاقياي كه در خصوص برخي جرائم نه چندان بزرگ و قابل توجه چنان جديتي از خود نشان ميدهد كه گويي قصد دارد ريشه هر گونه بياخلاقي را از بيخ و بن بكند، اما در مقابل پروندهاي به اين مهمي، مهر سكوت بر لب زده است.
تعلل باشگاه پرسپوليس هم از سوي ديگر جاي سؤال دارد. باشگاهي كه پسوند فرهنگي را يدك ميكشد، اما وقتي پاي بازيكنش به اوين باز ميشود، به جاي دفاع از حيثيت پرسپوليس، دست روي دست ميگذارد و به تماشا و با دست دست كردن در پي تصميمگيري ساير ارگانها از جمله قوه قضائيه و كميته اخلاق مينشيند. شايد هم تصور ميكند آزادي به قيد وثيقه ميلياردي ميتواند آبروي از دست رفته تيمي را باز گرداند كه خطاهاي بازيكن متخلف آن يكي دو تا نيست و زمزمههاي محروميت و منشوري شدن آن از خيلي قبلتر دهان به دهان ميچرخيد.
خيلي راحت، يك حمايت بيمنطق باعث شد ورق كاملاً به سود شخص خطاكار برگردد. حالا او نه تنها خود را ملزم نميداند براي درس گرفتن از اشتباهي كه مرتكب شده يا عذرخواهي از جامعهاي كه با رفتار خود آنها را شرمنده كرده، كه خود را قرباني هم ميداند. به طوري كه وقيحانه سينه سپر كرده و ميگويد كه سرش بالاست و خطايي مرتكب نشده و در مقابل مردم را بابت مسائل ديگر شماتت ميكند. البته بايد هم چنين رفتاري از خود بروز دهد، وقتي ميبيند به رغم خطاهايي كه مرتكب شده، حمايتهاي سفت و سختي از او ميشود. از اوين كه بيرون ميآيد، - البته به لطف وثيقهاي ميلياردي كه بابت هيچ گذاشته شده است- راهي تمرين ميشود. گويي كه هيچ اتفاق خاصي رقم نخورده است. آب از آب هم تكان نميخورد. فقط فشار اعتراضات كه زياد ميشود، مجبور است به خواست باشگاه چند روزي دست نگه دارد و ديگر در تمرينات شركت نكند. استراحتي كه البته بعيد نيست بعد از چند روز تمام شود و بيآنكه آب از آب تكان بخورد، بار ديگر به پرسپوليس بازگردد؛ چراكه تا به اينجاي كار به رغم آنكه حتي برانكو هم گفته تا مشخص شدن تكليف او نميتواند اجازه تمرين كردنش را صادر كند، اما او همچنان حمايت باشگاه را داشته است؛ باشگاه فرهنگي كه در شعار برايش اخلاق و فرهنگ حرف اول را ميزند، اما در عمل با حمايت از بازيكن خطاكاري كه اخلاقيات را به شديدترين شكل ممكن زير سؤال برده، ثابت ميكند حرفهايش در اين راستا جز شعار نيست و اعتقادي به آن ندارد. در حالي كه انتظار ميرفت باشگاه پرسپوليس با تصميمي سفت و سخت، مقابل اين بياخلاقي بايستد.