
آنچه كه اساتيد ما براي پيشرفت علم، وجهه همت خودشان بايد قرار بدهند، اولاً «شجاعت علمي» در همه بخشهاست. نظريه را دنبال كنند، توليد كنند، خلق كنند، ابداع كنند، نقد كنند؛ چشمبسته و تقليدي نبايد كار را دنبال كرد. مشكل ما در گذشته هميشه اين بوده كه در زمينههاي مختلف در همه زمينههاي علمي، چشمبسته و تقليدي نگاه كرديم كه ببينيم غربيها چه ميگويند. درست است كه غربيها حداقل دو قرن، دو قرن و نيم از ما در حركت علمي جلوتر بودند و به مناطق خيلي عجيب و باورنكردنياي هم رسيدند؛ در اين ترديدي نيست. ما هم عقب مانديم؛ با همه افتخارات گذشتهمان، به خاطر تنبليها و سوءسياستها؛ در اين ترديدي نيست. اما من قبلاً هم گفتهام، ما از شاگردي كردنِ پيش كسي كه بلد است، ننگمان نميآيد؛ ولي ميگوييم نبايد فكر كنيم كه ما هميشه بايد شاگرد بمانيم. معناي اين نگاه تقليدي، اين است: ما هميشه بايد شاگرد بمانيم. نوآوري لازم است. اعتماد به نفسِ شخصي و اعتماد به نفسِ ملي در اساتيد ما، يك ضرورت است. اولاً، استاد ما شخصاً اعتماد به نفس داشته باشد و كار علمي بكند. به آن كار علمياش تكيه بكند و افتخار كند. ثانياً، اعتماد به نفسِ ملي داشته باشد. به قابليت و تواناييهاي اين ملت اعتماد داشته باشد. اگر اين معنا در يك استاد وجود داشته باشد، اين سرريز خواهد شد در محيط درس، در كلاس درس، در انتقال به دانشجو و تأثير تربيتي خودش را خواهد گذاشت. و ثالثاً پركاري؛ ما يك مقداري از ناحيه كمكاريهايمان و تنبليهايمان - در بخشها و سطوح مختلف- ضربه خورديم. بايد كار كرد و از كار نبايد خسته شد.
13 مهر 1385