
گفته ميشود تلويزيون راهبرد توليد سريالهاي 300تا400 قسمتي را در پيش گرفته است. همين را كه صداوسيما ميخواهد نگاه سنتياش را به مجموعههاي تلويزيوني كنار بگذارد و گامي رو به جلو براي رسيدن به افقي جديد بردارد بايد به فال نيك گرفت. توليد ميني سريالها اكنون بيشتر از آنكه هدفي براي جذب مخاطب باشد راهكاري كوتاهمدت براي پر كردن آنتن به شمار ميرود. هرچند ماه مجموعهاي از طريق شبكههاي سراسري پخش ميشود، در چند قسمت به پايان ميرسد، در آخر هم با چند باز پخش در شبكههاي استاني يا شبكههاي ديجيتالي پرونده آن مجموعه براي هميشه بسته ميشود. مجموعههايي كه كمتر در خاطر بينندگان تلويزيون باقي ميمانند و اثرگذاري خاصي هم بر مخاطب ندارند، اما اكنون صحبت از سريالهاي چندين قسمتي است، سريالهايي كه ميتواند فيلمنامهشان داراي پيامهاي اجتماعي و آموزشي زيادي باشد.
تعداد بالاي قسمتهاي يك سريال دست نويسنده فيلمنامه را در شخصتپردازي باز ميكند. مشكلي كه اكثر سريالهاي تلويزيوني با آن درگير هستند عدم پردازش درست است، نمونه يك سريال چندين قسمتي كه توانسته شخصيتپردازي درستي نيز داشته باشد، «پايتخت» است. اين سريال كه چند فصل از آن توليد شده، اكنون به مجموعهاي شناسنامهدار تبديل شده كه هر كدام از كاراكترهاي آن داراي شخصيتي تعريف شده و جا افتاده است. سريالهاي بلند از اين قابليت برخوردارند تا بيننده در طول يك فرايند با سريال انس گرفته و در يك ساعت مشخص از شبانه روز منتظر پخش سريال محبوبش باشد. اقدامي كه متأسفانه چند سريال ماهوارهاي توانستند با استفاده از آن بينندههاي زيادي را به دست آورند. تركيه كه سريالهاي چندين قسمتياش از شبكههاي فارسيزبان نيز پخش شده، چند سالي است كه توليد مجموعههاي بلند تلويزيوني را كه اغلب درامهاي تاريخي يا اجتماعي هستند پيش گرفته است و اكنون نهتنها در كشور ما بلكه در كشورهاي عربي نيز مشتريهاي اين سريالها كم تعداد نيستند، اما نكته مهمي كه قطعاً صداوسيما بايد به آن توجه كند اين است كه لازمه توليد سريالهاي چندين قسمتي داشتن تيم تحقيق و پژوهش و فيلمنامهنويسي قوي است كه بدون آن قطعاً توليد مجموعهاي بلند صرفاً به يك شكست سنگين و پايمال شدن بودجه منجر ميشود.