کد خبر: 761946
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۵ دی ۱۳۹۴ - ۲۱:۱۸
«مروري بر چالش‌هاي ساليان پس از پيروزي انقلاب به مناسبت سالروز درگذشت استاد پرورش» در گفت‌وشنود با سرلشكر پاسدار دكتر سيد‌يحيي رحيم‌صفوي
احمدرضا صدري

سرلشكر پاسدار دكترسيد‌يحيي رحيم‌صفوي از پرورش‌يافتگان مكتب علمي و اخلاقي زنده ياد استاد سيدعلي اكبر پرورش به شمار مي‌رود. وي در ادوار پيش و پس از پيروزي انقلاب اسلامي، از خرمن دانش و معرفت آن بزرگ خوشه‌ها چيده و خاطراتي بديع از وي در ذهن دارد. در گفت و شنودي كه پيش روي داريد، شمه‌اي از اين خاطرات بيان شده‌اند.

جنابعالي از چه مقطعي و چگونه با استاد پرورش آشنا شديد و چه خصالي را در شخصيت ايشان برجسته ديديد؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم. بخشي از آشنايي بنده با اين استاد عالي‌مقام، به قبل از پيروزي انقلاب اسلامي برمي‌گردد. در آن دوره بنده در اصفهان دوران دبيرستان را مي‌گذراندم و با سخنراني‌هاي ايشان در كانون توحيد و جاهاي ديگر مأنوس بودم، ولي قسمت اعظم آشنايي بنده با اين شخصيت مؤمن، انقلابي، شجاع، خردمند و متقي، به ماه‌هاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در اصفهان و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل سپاه پاسداران و در دوران مجلس خبرگان تدوين قانون اساسي جمهوري اسلامي و سال‌هاي دفاع مقدس و پس از سال‌هاي جنگ تحميلي مربوط مي‌شود.

به نقش استاد پرورش در پيروزي انقلاب اسلامي اشاره بفرماييد. ايشان تا چه حد در بالا گرفتن حركت‌هاي انقلابي در اصفهان و نيز صيانت از آن در ماه‌هاي اوليه پس از پيروزي، نقش داشتند؟

در اصفهان، در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل كميته دفاع شهري و بعد هم تأسيس سپاه پاسداران، همين كافي است كه اشاره كنم مرحوم آقاي پرورش مربي اغلب جوانان انقلابي بود كه مبارزه با محور عقلانيت را محور كار خود قرار داده بودند. انقلاب اسلامي ايران با همه انقلاب‌هاي دنيا متفاوت است و بزرگ‌ترين وجه مميزه آن از ساير انقلاب‌ها، وجه آرمانگرايانه و ايدئولوژيك و نيز مردمي بودن آن است. نكته برجسته در انقلاب اسلامي اين است كه تا پيروزي انقلاب به يمن درايت و هوشمندي رهبران انقلاب، به‌ويژه حضرت امام(ره) تعداد شهدا بسيار كم بود و انقلابيوني چون مرحوم آقاي پرورش در اين قضيه نقش برجسته‌اي داشتند كه انقلاب با حداقل خسارت و آسيب به پيروزي برسد. مرحوم آقاي پرورش در تدوين قانون اساسي و اصل 150 آن كه مربوط به تشكيل سپاه پاسداران مي‌شد، نقش محوري داشت. بني‌صدر و طيف‌هاي ليبرال و ملي‌گرا با تشكيل سپاه به‌طور جدي مخالف بودند و مي‌گفتند: ارتش هست و نيازي به تشكيل سپاه نيست!اين بحث‌ها به شكل مفصل در صورت مذاكرات مجلس خبرگان قانون اساسي آمده است. مرحوم آقاي پرورش خودش دوره سربازي را به عنوان افسر وظيفه در رژيم سابق در ژاندارمري گذرانده بود و سابقه كار با اسلحه را با مبارزان مسلح قبل از پيروزي انقلاب داشت، لذا ضرورت تأسيس سپاه را كه بايد از دستاوردهاي انقلاب اسلامي دفاع مي‌كرد، به‌درستي مي‌شناخت، بنابراين دفاع منطقي و بسيار هوشمندانه‌اي از اين اصل كرد و به اصطلاح «سنگ تمام» گذاشت. همان‌طور كه اشاره كردم مرحوم آقاي پرورش در كنار كارهاي عقيدتي، سياسي و فرهنگي قبل از انقلاب، با گروه‌هاي مسلحِ مجاهد و حزب‌اللهي كه بر ضد‌رژيم شاه مبارزه مي‌كردند، نقشي فعال داشت. دو برادر بنده سيد‌سلمان صفوي و سيد‌مصطفي صفوي به همراه عده ديگري از جوانان انقلابي، گروه مسلح توحيدي صف را تشكيل دادند و سلاح و مواد انفجاري در اختيار داشتند كه اگر در دوران شاه دستگير مي‌شدند، قطعاً اعدام مي‌شدند! مرحوم آقاي پرورش در تهيه و تدارك اين سلاح و مهمات به اين جوانان كمك مي‌كرد و با كساني كه قصد جهاد مسلحانه داشتند، جلسات مخفي مي‌گذاشت و اين روحيه را داشت كه در كنار كارهاي عادي جلسات مخفي سياسي، انقلابي و جهادي را هم سازماندهي و مديريت كند.

طبعاً دوران دفاع مقدس نيز دشواري‌هاي خودش را داشته است. نقش استاد را در مدد‌رساني به رزمندگان و تلاش براي كاستن از اين دشواري‌ها چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

ايشان در دوران جنگ هم از هيچ حمايتي دريغ نكرد. بني‌صدر حاضر نبود به سپاه پاسداران و بسيجيان اسلحه بدهد، مثلاً سلاح‌هايي مثل آر. پي. جي را كه در آن مقطع بسيار براي ما مهم بود، در اختيارمان قرار نمي‌داد! از جمله افرادي كه در آن مقطع به‌شدت از تجهيز سپاه پاسداران حمايت مي‌كردند، مقام معظم رهبري و مرحوم آقاي پرورش بودند و اولين محموله آر. پي. جي 7 كه خريداري و تحويل سپاه پاسداران شد، به همت اين دو بزرگوار بود كه آن را دو قسمت كردند. يك قسمت را به سپاه و يك قسمت را به ارتش دادند. يادم است در اوايل شروع جنگ تحميلي در خوزستان عراقي‌ها تا نزديكي‌ اهواز آمده بودند، ولي ما به اندازه انگشتان يك دست هم آر. پي. جي 7 نداشتيم. پاسدارها و بسيجي‌ها شب‌ها مي‌رفتند و خود را به تانك‌هاي دشمن هم مي‌رساندند، اما وسيله‌اي نداشتند كه آنها را منهدم كنند و صبح با عصبانيت پيش من مي‌آمدند و ژـ3هاي خود را روي زمين مي‌كوبيدند و به من كه فرمانده عمليات بودم مي‌گفتند با اين اسلحه كه نمي‌شود تانك را منهدم كرد، بنابراين تجهيز شدن به آر.‌پي.‌جي در آن برهه بسيار مهم بود و مرحوم آقاي پرورش در تدارك اسلحه براي بسيج و سپاه، نقش بسيار مهمي داشت. قابل ذكر است ايشان در جهاد سازندگي هم نقش محوري داشت.

ايشان در شوراي عالي دفاع هم عضويت داشتند. دراين مسند، به چه اموري توجه داشتند و چگونه جريان جنگ و نيروهاي خودي را كمك مي‌كردند؟

بني‌صدر در سال 1358 به عنوان اولين رئيس‌جمهور ايران برگزيده شد و حضرت امام حكم فرماندهي كل قوا را در اسفند آن سال به او دادند. هنگامي كه جنگ شروع شد، هفت ماه از رياست جمهوري او مي‌گذشت. جنگ كه شروع شد، دو تفكر مختلف در مورد اداره جنگ وجود داشت كه به دو خط سياسي مربوط مي‌شد. يكي از آن دو خط به سردمداري بني‌صدر، در پي كنار آمدن با امريكا و خط سازش بود. بني‌صدر اعتقاد داشت كه ما قادر نيستيم عراقي‌ها را از خاك خود بيرون كنيم و بايد از طريق مذاكرات و گفت‌وگوهاي سياسي به راه‌حل دست يابيم. خط ديگر، خط امام بود كه معتقد به مقاومت و پايداري و مقابله شجاعانه تا پاي جان بود. آن‌طور كه يادم مانده است سه نفر به‌طور شاخص در برابر تفكر بني‌صدر ايستادند و اعلام كردند: ملت ما ظرفيت مقابله با دشمن را دارد و مي‌تواند تحت لواي پرچم امام و با تكيه بر فرهنگ شهادت و جهاد في سبيل‌الله موفق شود. مقام معظم رهبري كه در آن زمان به اتفاق شهيد چمران نمايندگان حضرت امام در شوراي عالي دفاع بودند و شهيد منتظري و مرحوم آقاي پرورش به عنوان نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در شوراي عالي دفاع حضور داشتند، با همه اعتقاد و ايمان خود از اين خط دفاع مي‌كردند و سخت بر اين موضع پاي مي‌فشردند كه با جهاد، مي‌توان عراقي‌ها را از كشور بيرون راند.

از نقش مرحوم آقاي پرورش در شكست حصر آبادان چه خاطره‌اي داريد؟ با عنايت به اينكه ايشان در آن دوره در جريان ذيل مسائل دفاع مقدس بودند و به نفع نيروهاي مخلص جنگ فعاليت مي‌كردند.

آن روزها بنده فرمانده عمليات جنوب بودم و طرح شكستن حصر آبادان را تهيه كرديم و به شوراي عالي دفاع كه در پايگاه شكاري دزفول تشكيل جلسه داده بود، برديم. در آن جلسه بني‌صدر به عنوان رئيس‌جمهور، شهيد فلاحي رئيس ستاد مشترك ارتش، مرحوم ظهيرنژاد فرمانده نيروي زميني ارتش، شهيد فكوري فرمانده نيروي هوايي و وزير دفاع، آقاي هاشمي رفسنجاني، مقام معظم رهبري، شهيد چمران و شهيد محمد منتظري حضور داشتند. قبل از رفتن، مرحوم آقاي پرورش با يك كيف بزرگ آمد. پرسيدم: «اين چيست؟» جواب داد: «اين را از تهران براي شما هديه آورده‌ام، ولي نمي‌دانم داخل آن چيست!» كيف را باز كردم و ديدم موشك دراگون است! دراگون نوعي موشك ضد تانك بود. اوايل جنگ بود و خود اين موشك دراگون و همين‌طور دوربيني كه در آن وجود داشت، سؤال بزرگي بود. نمي‌دانم اين را از كجا پيدا كرده يا چه كسي به او داده بود؟ در هر حال اين موشك را به ما هديه داد و به جلسه شوراي عالي دفاع رفتيم و در آنجا بود كه طرح شكستن حصر آبادان با كمك مقام معظم رهبري و مرحوم آقاي پرورش تصويب شد. بني‌صدر مخالف بود و استدلال‌هايي هم براي علت مخالفتش آورد كه كسي قبول نكرد. مرحوم آقاي ظهيرنژاد كه فرمانده نيروي زميني بود، مي‌گفت: اين طرح متعلق به سپاه است و بايد با لشكر 77 خراسان كه مسئول منطقه است هماهنگ و بعد اجرا شود، ولي به هر حال اين طرح تصويب شد و پس از فرار بني‌صدر، در پنجم مهر سال 1360 با همبستگي ارتش اجرا و منجر به شكستن حصر آبادان و آزادسازي اين منطقه شد. غرض اينكه مقام معظم رهبري و مرحوم پرورش بسيار مقاومت كردند و در برابر خط بني‌صدر ايستادند و موجب شدند اين طرح تصويب شود و با هماهنگي سپاه پاسداران و لشكر خراسان و به فضل الهي، اولين پيروزي بزرگ ما كه شكستن حصر آبادان بود به دست ‌آمد.

ويژگي‌هاي برجسته اخلاقي و شخصيتي مرحوم آقاي پرورش چه بودند و اين ويژگي‌ها در تصميم‌گيري‌هاي كلان ايشان چه تأثيري داشتند؟

مرحوم آقاي پرورش از خرد سياسي، عقلانيت و دورانديشي بسيار بالايي برخوردار بود كه ريشه در مباني اعتقادي عميق و اصيل ايشان داشت. ايشان در تفسير قرآن و معارف اسلامي كه تدريس مي‌كرد، روحيه انقلابي را مي‌دميد و مخاطبان جوان خود را به مبارزه و پايداري دعوت مي‌كرد، اما اين آموزش‌ها همواره همراه با عقلانيت، دورانديشي و احتياط بود و به هيچ‌وجه دست به اقدامات راديكال و همراه با تندروي نمي‌زد، به همين دليل هم همواره با كمترين خسارت بيشترين نتايج را به دست مي‌آورد.

يكي از فرازهاي زندگي ايشان پس از انقلاب، نقش‌آفريني در تشكيل شوراي سپاه پاسداران در اصفهان است. شنيدن شرح اين ماجرا از زبان شما، دراين مقام مغتنم است.

مرحوم آقاي پرورش در تشكيل كميته دفاع شهري در خيابان كمال اسماعيل اصفهان كه بعد به تشكيل سپاه اصفهان انجاميد، نقش محوري داشت. عده‌اي از جوانان انقلابي اصفهان در روز 22 بهمن ساواك اصفهان را تسخير كردند و كميته دفاع شهري را تشكيل دادند. سه چهار ماه كه گذشت، عده‌اي از تهران آمدند تا اين كميته را به سپاه پاسداران تبديل كنند و مرحوم آقاي پرورش در تعيين شوراي سپاه اصفهان پررنگ‌ترين نقش را داشت. ايشان حجت‌الاسلام و‌المسلمين سالك را به عنوان فرمانده سپاه، بنده را به عنوان فرمانده عمليات سپاه، شهيد مهندس حبيب خليفه‌سلطاني را به عنوان مسئول آموزش سپاه، آقاي حسين رضايي را به عنوان مسئول واحد تبليغات، حاج‌آقاي ابطحي را به عنوان مسئول امور مالي و آقاي ناصر مدديان را به عنوان مسئول تداركات معرفي كرد. آقايي هم كه بعدها مشكلاتي را آفريد و به همين دليل تمايل ندارم اسمش را ببرم، هم مسئول اطلاعات شد. مرحوم آقاي پرورش و اولين استاندار اصفهان، مرحوم دكتر واعظي اين اعضا را تأييد كردند و همين شورا بعداً شوراي سپاه پاسداران اصفهان شد. اين شورا انصافاً از افرادي تشكيل شده بود كه عميقاً به خط امام ايمان داشتند و داراي بينش سياسي بالايي بودند، به همين دليل هم سپاه پاسداران اصفهان يكي از مستحكم‌ترين سپاه‌ها بود. مرحوم آقاي پرورش دائماً به اين سپاه سر مي‌زد و محور حمايت‌هاي مادي و معنوي از آن بود.

رابطه مرحوم آقاي پرورش و شهيدآيت‌الله دكتر بهشتي يك رابطه قديمي و طولاني بود. شما در اين زمينه، چه اطلاعات و خاطراتي داريد؟

يادم هست هر وقت شهيد آيت‌الله دكتر بهشتي به اصفهان مي‌آمدند و به منزلشان در خيابان شاپور آن موقع مي‌رفتند، من و آقاي پرورش در آنجا خدمتشان مي‌رفتيم. در زماني هم كه در دانشگاه تبريز دانشجو بودم، گاهي كه به تهران مي‌آمدم و مي‌خواستم با شهيد دكتر بهشتي ملاقات كنم، از طريق مرحوم پرورش وقت مي‌گرفتم. احساسم اين بود كه رابطه بسيار صميمي و نزديكي بين اين دو بزرگوار برقرار بود. در سال 1359 هم كه در جنگ كردستان در آن منطقه مشكلاتي داشتيم و قاضي و دادگاهي هم نداشتيم كه مسائل و مشكلات قضايي را به‌وسيله آنها حل كنيم، باز از طريق مرحوم آقاي پرورش خدمت آيت‌الله شهيد دكتر بهشتي مي‌رفتيم كه در آن مقطع رئيس ديوان عالي كشور بودند. در آن دوره هنوز قوه قضائيه وجود نداشت. خاطره‌اي هم در باره آيت‌الله شهيد دكتر بهشتي يادم آمد كه بد نيست در اينجا ذكر كنم. قبل از انقلاب از دانشگاه تبريز آمده بودم و زنگ زدم كه خدمت ايشان بروم. فرمودند: از ساعت 11 تا 11:30 به منزل بياييد. منزل ايشان در شمال تهران بود و تا برسم 10 دقيقه دير شد! ايشان خودشان در را باز كردند. آن قامت بلند و چهره نوراني را هرگز از ياد نمي‌برم. فرمودند: «جناب آقاي صفوي! 10 دقيقه دير آمديد. اگر مشكلتان در ظرف 20 دقيقه حل مي‌شود، بفرماييد!» گفتم: «چشم، سعي مي‌كنم در 20 دقيقه باقي‌مانده عرضم را تمام كنم» و رفتم داخل و گفتم: «آقا! ما يك عده از دانشجويان دانشگاه تبريز هستيم كه مي‌خواهيم دست به مبارزات مسلحانه بزنيم، آيا شما اجازه مي‌دهيد؟» ايشان فرمودند: «تا مرحله جمع‌آوري سلاح و مهمات و آمادگي براي هر نوع عمليات نظامي و انفجار و همه مهارت‌هاي رزمي و نظامي مجاز هستيد، ولي اگر خواستيد عمليات كنيد بايد با مجوز آيت‌الله خميني باشد» عرض كردم: «آقا! ما كه به ايشان دسترسي نداريم.» فرمودند: «من دسترسي دارم، بياييد و از من بپرسيد» و اين‌طور با قاطعيت و شفافيت فرمودند كه: هر نوع آمادگي رزمي، نظامي، تأمين و تدارك اسلحه مجاز است، ولي براي انجام عمليات بايد امام دستور بدهند. بعد پيش مرحوم مهندس بازرگان رفتم كه يك شركت مهندسي در خيابان آزادي (شاهرضاي آن موقع) داشتند و همين را از ايشان پرسيدم. گفتند: «اين چه فكر خامي است؟ تدارك اسلحه و مهمات براي چه؟ برويد معلم شويد و خوب تدريس كنيد. هر وقت توانستيد يك كلاس را درست اداره كنيد، بياييد تا به شما بگويم چه كار كنيد!»

اين قضيه مربوط به سال 1356 است. يك نوع تفكر مثل تفكر مرحوم دكتر بهشتي است كه در پي آمادگي براي مقاومت و پايداري و يك نوع تفكر مربوط به مرحوم بازرگان است كه اساساً مقاومت در دستور كارش نيست. مرحوم آقاي پرورش هم همين‌گونه بود و در كنار آموزش‌هاي ديني و عقيدتي، معتقد به تجهيز رزمي و نظامي و آمادگي براي نبرد مسلحانه با رژيم شاهنشاهي و سرنگوني آن بود. مرحوم آقاي بازرگان مرد متدين و مؤمني بود، ولي اساساً به مبارزه مسلحانه اعتقاد نداشت و تصور مي‌كرد با اين دشمنان غدّار مي‌توان فقط با گفت‌وگو به نتيجه رسيد، در حالي كه حكايت كشورهاي تحت ستم و استكبار جهاني حكايت گرگ و بره است.

شايد بتوان برجسته‌ترين نقش مرحوم آقاي پرورش را نقش معلمي ايشان دانست. از نقش‌آفريني ايشان در اين جايگاه برايمان بگوييد؟

نقش عرفاني و معنوي مرحوم آقاي پرورش، به‌خصوص در مقام معلمي و در جايگاه تعامل با نسل جوان، كم‌نظير بود. اين‌گونه ويژگي‌ها را معمولاً نمي‌توان درست توصيف كرد. ايشان يك انسان واقعاً مخلص و متهجد بود. تفاسير قرآني ايشان همراه با احاديث و رواياتي كه بيان مي‌كرد، بسيار بديع و تازه بودند. هرگز در طول عمر شريفشان نشانه‌اي از تكبر و غرور در ايشان نديدم. ايشان مباني عرفان اسلامي را عميقاً مي‌شناخت و همان‌ها را هم در كردار و گفتار رعايت مي‌كرد. نورانيت خاصي در صورت و سيرت آن بزرگوار وجود داشت و بنده افتخار مي‌كنم به اينكه ايشان معلمم بودند و اگر هم توانستيم در انقلاب يا در دوران جنگ خدمتي كنيم، حاصل آموزش‌ها و زحمات ايشان است. مرحوم آقاي پرورش نفوذ معنوي فوق‌العاده و گسترده‌اي داشت. بنده در تهران هم كه بودم، گاهي خدمت ايشان مي‌رسيدم و در باره مسائل سياسي دوره جنگ و پس از آن با ايشان صحبت مي‌كردم. ايشان آينده‌نگري و اخلاص عجيبي داشت و به همين دليل با آن قلب نوراني خود مي‌توانست بعضي از رويدادها را پيش‌بيني كند. رحمت‌الله عليه.

با تشكر از جنابعالي كه وقت خود را به اين گفت و شنود اختصاص داديد.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
علی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۴۱ - ۱۳۹۴/۱۰/۰۶
0
0
...
او در کفر و نفاق خود رو راست بود و باطن خود را آشکار نمود .
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار