مداخله براي جلوگيري از بيماري
در سطح پيشگيري يك براي جلوگيري از بروز بيماري مداخله ميشود. در اين سطح، طرح حساس كه مخفف «حفظ سلامت افراد سالمند» ميباشد، انجام ميشود. مراجعان اين طرح افراد 60-50 سالهاي هستند كه ارزيابي نشان داده حافظه خوبي دارند و بيماري دمانس ندارند. اين افراد در فعاليتهاي مختلف كه به افزايش شناختي و حفظ فعاليتهاي اجتماعي منجر ميشود شركت ميكنند. اين برنامهها به صورت منظم در دو يا سه روز در هفته به صورت برنامههاي گروهي ، كلاس زبان ، شعر و قصهخواني و... برگزار ميشود و همچنين برنامههايي به صورت تكليف در خانه كه به تقويت مداوم ذهنشان كمك ميكند به آنها محول ميشود.
يكي ديگر از فعاليتهاي سطح يك پيشگيري، افزايش اطلاعات و آگاهي است كه از طريق روزنامه، تلويزيون، راديو و خبرگزاريها براي ارتقاي سطح دانش افراد جامعه انجام ميشود. در بسياري از موارد افرادي به كلينيك مراجعه ميكنند كه بياندازه نگران هستند كه در سن 30يا40 سالگي دچار آلزايمر شدهاند، پس از ارزيابي مشخص ميشود كه فرد دچار اضطراب، استرس، افسردگي، وسواس و... است و اين به دليل درگيري ذهن آنهاست. پس از ارزيابي به آنها گفته ميشود كه آلزايمر ندارند و آنها از سلامت خود آگاه ميشوند.
بازگرداني حافظه و شناخت
در سطح پيشگيري2 افرادي را داريم كه دچار بيماري شدهاند و بايد بيماري آنها درمان شود كه پيشرفت نكند، بدتر نشود و حافظه و شناخت فرد بازگرداني شود.
در تمامي اين بيماران علائمي بسيار آزاردهنده ديده ميشود كه ميتوان به بياحساسي فرد، هيجانزدگي و بيقراري (زماني كه فرد بي هدف ميخواهد از مكاني كه در آن است بيرون برود)، مقاومت در برابر مراقبتي كه از او ميشود، كلافگي دائم بيمار كه بسيار به او و مراقبش آسيب ميزند، پرخاشگري، هذيانگويي، بدبيني نسبت به افراد اطراف و مراقبش (فكر ميكند ميخواهند اموالش را از او بگيرند)، توهم اينكه كساني را كه وجود خارجي ندارد يا سالهاست فوت شدهاند را ميبينند و با او صحبت ميكنند، دچار رفتارهاي تكراري ميشوند، رفتارهاي مهار گسيخته دارند و خانواده از رفتارهاي آنان رنج ميبرد. همچنين مشكلات خواب، اضطراب و افسردگي در نيمي از آنها ديده ميشود.
اينها مشكلات رواني و رفتاري هستند كه در اين بيماري وجود دارد و ميتوان آنها را مديريت و درمان كرد.
بازتواني بيمار
در سطح پيشگيري 3، بيمار دچار ناتواني و آسيب شده است و بازپروري و بازتواني بيمار بسيار قابل اهميت است. اين بيماران را به مركز روزانه قاصدك در انجمن آلزايمر ميآورند و با آنها كار ميكنند كه بخشهايي از ذهن كه هنوز توانايي و عملكرد دارند را تقويت كنند. اين افراد از صبح به مركز ميآيند و تا بعد از ظهر از آنها نگهداري ميشود و بعد از ظهر به منزل خود بازميگردند. با اين كار فرد هم در جامعه و جمع قرار ميگيرد و هم باعث ميشود بار مسئوليت خانوده كم شود. در اين مركز بنا بر ارزيابي فرد، بخشهاي باقيمانده فعاليت مغز تقويت ميشود و عملكرد كلي فرد و استقلالش بيشتر شده و ذخاير شناختي فرد بالا ميرود. بدون شك وجود اين مراكز و توسعه آنها در سطح كشور ضروري است چون يك انجمن آلزايمر براي اداره و مراقبت كم است و مجموعههايي مانند وزارت بهداشت و سازمان بهزيستي بايد توسعه اين مراكز و نگهداري و بازپروري بيماران آلزايمر را در كار خود قرار دهند. در واقع بايد چنين مراكزي در درمانگاههاي سراسر كشور با آموزشهاي لازم ايجاد شده و با استانداردهاي لازم فعاليت كنند.
مقابله با انزواي سالمندي در طرح حساس
طرح حساس براي پيشگيري از دمانس و براي افرادي است كه سلامت كامل دارند. افراد را در فعاليتهاي گروهي، اجتماعي و دستهجمعي شركت ميدهند و هدف از اين كار افزايش ذخاير شناختي مغز است.
سالمندي به خودي خود با مسائلي اعم از بيماريهاي مختلف همراه است كه يكي از آنها انزوا، گوشهنشيني و گوشهگيري است. در بسياري از موارد فرد پس از بازنشستگي در خانهاش ميماند، خانهاي كه پرده پنجرههاي آن كشيده شده و بسيار تاريك است و به همين دليل شب و روز و زمان خواب فرد به هم ميخورد و خواب مختل ميشود. اينها دلايلي است كه فرد را دچار دمانس ميكند. در مطالعاتي كه در سطح دنيا انجام ميشود توصيه به فعاليتهاي اجتماعي افراد در سنين بالا ميشود كه نقش بسيار مهمي در پيشگيري از بيماريهاي مختلف به خصوص در حوزه دمانس دارد. در اين فعاليتها ذخاير شناختي مغز را افزايش ميدهند. به طور مثال يادگيري يك زبان جديد يكي از كارهايي است كه مغز را به چالش و كار دعوت ميكند. ظرفيت ذهن يك فرد تا قبل از بيماري دمانس ظرفيت بسيار بالايي است كه طي عمر به طور نسبي از 5 تا 10 درصد از ظرفيتهاي مغزي استفاده ميكنيم و باقي آن بدون استفاده ميماند. اگر در سنين بالا يا از دهه چهارم زندگي فرد شروع به يادگيري كند، بيماري خيلي ديرتر ميآيد يا هرگز به سراغش نميرود.
در مقالات و تحقيقات اينگونه آمده است كه وقتي بيماري دمانس شروع ميشود ميگويند ظرفيتهاي باقيمانده مغز را تقويت كنيد كه به برگشت سلامتي فرد يا پيشگيري از پيشرفت بيماري كمك ميكند. با اين كار فرد زندگياش تغيير ميكند و كيفيت بالاتري به دست ميآورد.
انجمن آلزايمر ايران يك انجمن خيريه است
در سال 1380 عدهاي از خيرين شهرك اكباتان تهران تصميم گرفتند با توجه به عدم توجه به بيماريهاي سالمندي به ويژه آلزايمر كه مشكلترين آنان بود يك مؤسسه جهت حمايت از اين افراد تأسيس كنند. در سال 1383 انجمن آلزايمر ايران به نام خيريه امام علي(ع) نامگذاري شد.
انجمن آلزايمر ايران تاكنون توانسته است با فعاليتهاي داوطلبانه و همچنين كمكهاي مالي خيرين و نيكوكاران خدمات مورد نياز گروه هدف را ارائه دهد. در اين انجمن متخصصان مغز و اعصاب، روانشناسان، مددكاران اجتماعي، كاردرمانگرها، پزشكان عمومي و حتي افرادي در بخشهاي خدماتي و... همكاري ميكنند. اين انجمن پس از فعاليتهاي چندساله و حضور در مجامع علمي ملي و بينالمللي و ارائه مقالات كشوري در كنفرانسهاي داخلي و خارجي در سال 1385 موفق به عضويت دائم در انجمن جهاني آلزايمر شد و در سال 1387 نيز به عنوان يكي از اعضاي كميته علمي انجمن جهاني آلزايمر انتخاب گرديد.