کد خبر: 754901
تاریخ انتشار: ۳۰ آبان ۱۳۹۴ - ۱۱:۴۱
حاشيه اي از فعاليت سياسي دانشجويان مسلمان درپاريس
شاهد توحيدي

ابوالحسن بني‌صدر به عنوان عضو جبهه ملي، روابط نزديكي با دانشجويان سياسي داشت. حدود هفت ماه قبل از عزيمت علي شريعتي به ايران، بني‌صدر وارد پاريس شد. در ايران، اعضاي نهضت آزادي به بني‌صدر گفته بودند شريعتي به ايران برمي‌گردد و او بايد جاي وي را در پاريس پر كند. بني‌صدر در 23 نوامبر 1963 (1342) با نامه‌اي از طرف نهضت آزادي به شريعتي وارد پاريس شد و براي اولين بار با دكتر علي شريعتي ديدار كرد. آنها در مدت كوتاهي كه در پاريس با هم بودند، بخش عمده اوقات خود را صرف بحث در باره محتواي اسلام و تناسب آن با ايدئولوژي جديد و مترقي كردند. شريعتي در منزل بني‌صدر واقع در ژانتيلي، درحالي كه ته سيگارهاي خود را پي در پي در استكان نيمه پر چاي خود خاموش مي‌كرد، تا طلوع خورشيد در اين باب سخن گفت و استدلال كرد كه اسلام روحانيت اقيانوسي است كه فقط يك بند انگشت عمق دارد. از محتواي گفت‌وگوهاي شريعتي و بني‌صدر مشخص بود كه بايد به اين سؤال كه «اسلام چيست؟» پاسخي داده مي‌شد. بني‌صدر و شريعتي تصميم گرفتند طي دو برنامه جداگانه درباره اين مسئله تحقيق كنند. بخش اول تحقيقات طبق قرار به تحليل و نقد اسلام روحانيت و نحوه اجراي آن در طول تاريخ اختصاص داشت و بخش دوم به مطالعه منابع اصيل اسلام مربوط مي‌شد؛ منابعي كه مي‌توان از درون آنها كليات و مباني فكري را استخراج كرد. هدف از اين تحقيق كه ‌بايد به صورت همزمان در دو بخش صورت مي‌گرفت، اين بود كه اسلام مرسوم روحانيت در قياس با اسلام قرآن سنجيده مي‌شد. آن دو با اين كار مي‌توانستند اطلاعات مورد نياز خود را به دست آورند و فعاليت‌ها و موضع‌گيري‌هاي آتي خود را بر مبناي همين يافته‌ها استوار سازند. بنا به اعتقاد شريعتي، اسلام روحانيت يا كاملاً منطبق بر پيام اسلام اصيل پيامبر (ص) بود يا آنكه نوعي انحراف از اسلام راستين محسوب مي‌شد. بني‌صدر به ياد مي‌آورد آن دو تصميم گرفته بودند در صورتي كه به اين نتيجه برسند كه روحانيون اسلام اصيل را به‌درستي اجرا مي‌كنند، از تلاش خود براي ارائه اسلام به عنوان يك مكتب بديل جديد منصرف شوند و چنانچه ثابت مي‌شد كه روحانيون پيام مترقي و رهايي‌بخش اسلام را به‌خوبي به انجام نرسانده‌اند، تصميم داشتند اسلام اصيل را احيا و به عنوان يك ايدئولوژي بديل ارائه كنند. (1)

پس از تقسيم كار تحقيقاتي، شريعتي مطالعه انتقادي درباره اسلام مرسوم و مجري را به عهده گرفت و بني‌صدر به تحقيق در مورد منابع اوليه مشغول شد. به گفته بني‌صدر هر دو بلافاصله كار را آغاز كردند و قرار شد شريعتي كار خود را در ايران ادامه دهد و يافته‌هاي خود را به اطلاع همديگر برسانند. با اين همه هنگامي كه شريعتي به ايران بازگشت، هر يك كار خود را بدون اطلاع ديگري دنبال كردند. (2)

يكي از استادان شريعتي، ژاك برك، اسلام‌شناس برجسته فرانسوي بود. بني‌صدر به ياد مي‌آورد شريعتي در آن ايام كاملاً به برك نزديك شده بود(3) و مي‌توانست برنامه ملاقاتي ميان رفقاي سياسي خود و برك در كلژ دوفرانس ترتيب دهد. برك دعوت شريعتي و بني‌صدر را با خوشرويي پذيرفت و پيشنهاد كرد چنانچه سارتر متقاعد شود رياست «كميته دفاع از زندانيان سياسي ايران» را در فرانسه به عهده بگيرد، اقدامات مؤثري صورت خواهد گرفت. (4)

بني‌صدر از ديدارش با شريعتي مي‌گويد: «وقتي مي‌خواستم به اروپا بيايم مرا به او [شريعتي] و او را به من معرفي كردند. با شريعتي طي چند جلسه گفت‌وگو آشنا شديم و با هم انس گرفتيم. قبل از اينكه او از اروپا به ايران بازگردد، جلسه تشكيل داديم كه رسيدگي كنيم به اينكه چه بايد كنيم. نشستيم و بالاخره قرار شد دكتر شريعتي انتقاد از اسلام را به عهده بگيرد و پيشنهاد اسلام ديگري بدهد و اگر راه‌حلي باشد براي ايران و دنياي امروز، اين را هم من به عهده بگيرم. تا آنجا كه توانستيم كاري كنيم و اگر نتوانستيم آيندگان خواهند كرد.» (5)

شريعتي پس از بازگشت به ايران از سال 1349 براي سخنراني به حسينيه ارشاد دعوت شد. درحالي كه در داخل ايران واكنش نسبت به روحانيون مخالف شريعتي به صورت پراكنده و حتي ناچيز بروز مي‌يافت، دانشجويان و انجمن‌هاي اسلامي خارج از كشور كه به احزاب و تشكيلات سياسي غيرقانوني ايران وابسته بودند، به نحو پيگيري از شريعتي حمايت مي‌كردند. يك ماه پس از تعطيلي حسينيه ارشاد در تاريخ 22/8/51، ماهنامه «خبرنامه جبهه ملي» كه زير نظر بني‌صدر در پاريس به چاپ مي‌رسيد، مقاله‌اي با عنوان «دين رسمي» منتشر كرد. نويسنده مقاله توضيح داده بود كه دولت ايران به منظور تسلط كامل بر حوزه مذهب سعي مي‌كند با استفاده از مشي روحاني‌نما، روحانيون مترقي و روشنفكران ديني را خاموش كند.(6) دكتر شريعتي در ارديبهشت 1356 به علت خفقان موجود در ايران و عدم امكان فعاليت مجدداً عازم خارج از ايران شد(7) و به لندن رفت و در تاريخ خرداد همان سال طبق گزارش پزشكي اعلام شد كه وي بر اثر سكته قلبي فوت كرده است. در تيرماه 1356 جسد وي به دمشق انتقال يافت و در كنار مقبره حضرت زينب(س) به خاك سپرده شد. دكتر صادق طباطبايي درباره جريان خاكسپاري دكتر شريعتي و فعاليت‌هاي بني‌صدر در اين باره مي‌گويد: «مسلم بود كه به هيچ وجه جنازه را به ايران نياوريم، چون دستمان در ايران بسته بود و رژيم هم به دنبال بهره‌برداري خودش بود. يك گزينه حرم حضرت امير(ع) در نجف بود. تماسي با آقاي دعايي گرفتيم. ايشان اطلاع دادند مقامات بعث نمي‌گذارند. بني‌صدر تلفن كرد و گفت: من به آقاي سيد‌موسي اصفهاني مي‌گويم با بعثي‌ها صحبت كند... ولي ديگر منتظر نشديم، گفتيم گزينه بعدي سوريه است... [آقاي صدر براي اين كار تضمين داد]... در عين حال مي‌خواستيم يك بهره‌برداري سياسي هم بكنيم، لذا اعلام يك تشييع جنازه در لندن كرديم... تشييع جنازه بسيار مفصلي برگزار شد. [در پايان مراسم] آقاي بني‌صدر سخنراني مفصلي ايراد كرد كه به گمانم در يكي از شماره‌هاي نشريه «اسلام، مكتب مبارز» درج شده است.» (8)

پي‌نوشت‌ها:

(1) علي رهنما، مسلماني در جست‌وجوي ناكجاآباد: زندگينامه سياسي علي شريعتي، ترجمه كيومرث قرقلو، تهران، گام نو، 1381، ص 191.

(2) همان، ص 192.

(3) از اوايل سال 1964 شريعتي روابط صميمانه‌اي با برك برقرار كرد.

(4) همان، صص 186ـ185.

(5) درس تجربه، خاطرات بني‌صدر، صص 51ـ50.

(6) همان، ص 395.

(7) دكتر طباطبايي در خاطرات خود مي‌گويد: «زماني كه دكتر شريعتي از ايران خارج شد، در ارديبهشت 56 به پاريس و منزل دكتر حسيبي رفت و در آنجا از حال دوستان پرسيد. از جمله گفت رئيس‌جمهورمان چطور است؟ منظور او بني‌صدر بود كه از همان سال‌هاي 1336 و 1337 و فعاليت در نهضت مقاومت ملي مي‌گفت من اولين رئيس‌جمهور ايران خواهم شد و اين مطلب را اكثر دوستان دستاويزي براي طنز قرار داده بودند. از قضا همين طور هم شد.»

(8) خاطرات سياسي ـ اجتماعي دكتر صادق طباطبايي، پيشين، ج 1، صص 140ـ138.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها