به گزارش خبرنگار ما، صبح روز 17 آبان ماه بود كه مرد و زني ميانسال وارد شعبه هشتم دادسراي امور جنايي تهران شدند و براي صادر شدن جواز نبش قبر پدرشان از قاضي ايلخاني درخواست كمك كردند. مرد ميانسال گفت: پدرم از تجار سرشناس بازار بود و در خانهاي بزرگ در سعادتآباد زندگي ميكرد. من و خواهرم هم در لواسانات زندگي ميكنيم، اما هميشه با پدرمان تماس داشتيم و گاهي هم به او سر ميزديم.
البته خواهر و برادر ديگري هم داريم كه ساكن تهران هستند. روز 13 آبان بود كه برادرم تماس گرفت و ما را از فوت ناگهاني پدرمان باخبر كرد.
وقتي خودمان را به خانه پدري رسانديم، برادرم گفت پدرمان به علت ايست قبلي فوت شده است. ماجرا برايمان مشكوك بود؛ چراكه خواهر و برادري كه هرگز سراغي از پدرمان نميگرفتند اينگونه از ماجراي فوت او باخبر شده بودند. پس از آنكه جسد را براي دفن به زادگاه پدرمان منتقل كرديم، متوجه كبودي روي گردن پدرم شدم. ماجرا را كه از برادرم سؤال كردم مدعي شد كه پدر خودكشي كرده است. وقتي از او گزارش پزشكي قانوني را درخواست كردم، گفت كه با گرفتن جواز دفن از يك پزشك ماجرا را فيصله داده است.
مرد ميانسال گفت: من و خواهرم شواهدي در دست داريم كه پدرمان به مرگ طبيعي از دنيا نرفته است به خاطر همين ميخواهيم دستور نبش قبر صادر شود تا پزشكي قانوني علت فوت را مشخص كند.
پس از ثبت اظهارات مرد ميانسال و خواهرش تيمي از مأموران پليس آگاهي به دستور قاضي مشغول تحقيق درباره ادعاي خواهر و برادر ميانسال شدند. پس از اينكه گزارش كارآگاهان روي ميز بازپرس قرار گرفت، دستور نبش قبر صادر شد. مرگ طبيعي يا جنايت پنهان با گزارش نهايي پزشكي قانوني مشخص خواهد شد.