
اما خيلي از آنها هنوز و همچنان از سينه پرقصه «بيبي حاضر» اميدواري و با دستهاي عاشق او جان ميگيرند، آن هم در شرايطي كه در رقابت ناجوانمردانه صنعت اسباب بازي در دنيا كه تجارت ميليون دلاري به خود اختصاص ميدهد و هنوز معلوم نيست چون پولدارند جدي گرفته ميشوند يا چون جدي گرفته شدند پولدار شدند. در نمايشگاهي كه ميرود تا سه ساله شود، 300 عروسك، زبان قصههاي بيبي ما هستند. عروسكهايي كه هيچ كدام مثل دارا و سارا چيني نيستند كه لباس ايراني بپوشند و آرايش ايراني داشته باشند.
بيبي قصه ما كه از بين قصههاي خودش بيرون آمده و شرح حالش شده نقل رسانهها، 15 سالي ميشود كه شروع به ساخت عروسك شخصيتهاي داستانهايش كرده است. عروسكهاي بيبي از دل قصههايش در آمدهاند تا تنهايياش را پر كنند و براي بيكاريهاي دوران پيري بيبي چاره باشند و سرش را گرم كنند.
يكي بود يكي نبود يك بيبي بود در شهر كازرون كه بعد از گذشت 70 بهار از عمرش با اتكا به فرهنگ فولكور و بومي منطقه جنوب غرب استان فارس، دست به آفرينش يا بهتر است بگوييم بازآفريني خلاقانه شخصيتهاي داستانهايش به صورت عروسك زد. داستانهايي كه گنجينه آنها قبل از سينه خودش، سينه مادر و مادربزرگ و خاله جان و مادرشوهرش بود و او به اين ميراث ماندگار ارزش افزودهاي هم اضافه كرده و آنها را به شكل عروسك به نسل بعد منتقل ميكند.
عروسكهايي برآمده از دل قصههاي بوميبيبي به بافندگي، صنايع دستي و ساختن عروسك گرايش دارد و آنها را خودآموخته و تجربي ياد گرفته و دو سالي است به عضويت انجمن هنرمندان خودآموخته ايران در آمده است. «بي بيحاضر» مجموعهاي از عروسكهاي منحصربهفرد دارد كه در فرهنگ عاميانه ايران و قصههايي كه تعريف ميكرده ريشه دارد و با مشاهدات و تخيلات فعال، بكر و سنتي تنيده شده است. عروسكهاي بيبي حاضر از تكه پارچههاي مانده از خياطي يا كامواهاي قبلاً استفاده شده يا تكههاي چوب ساخته ميشوند و از درون قصههاي بيبي بيرون ميآيند و جان ميگيرند. نسل اول عروسكهاي دستساز بيبي حاضر كپيهايي از عروسكهاي نوههايش بود. نسل بعدي شخصيتهايي بودند كه از تخيل بيبي به دستانش راه پيدا كرده بودند. نسل سوميها تصويري از شخصيتهاي سريالها و انيميشنهاي تلويزيوني بودند. در اين بين آنهايي كه به فرهنگ بيبي نزديكترند خوش رنگ و لعابتر از كار در آمدند. مثل عروسك خالو حسين در سريال دليران تنگستان. مردي سبيلو و كلاه به سر با لباسهاي دوره قاجار و اوايل دوره پهلوي. هر چند عروسكهاي با شخصيتهاي خيالي در دوره دوم عروسك سازيهاي بيبي مانده بودند اما دخالت تخيل در عروسكهاي دورههاي بعدي ادامه داشت.
عروسكهاي بيبي زنده شدندبهمن عباسپور میگوید:«وقتي ديديم مادرجون تخيل خوب و قوي براي اين كار دارد؛ كمكم تشويقش كرديم عروسك شخصيتهاي قصههايي را كه برايمان تعريف كرده درست كند. اين پيشنهاد مثل اين بود كه در يك معدن بزرگ از آدمها و شخصيتهاي مختلف را در ذهن بيبي باز كرده باشيم. به يكباره عروسك هايي بيرون آمدند كه ريشه در انيميشن و فيلم و آدمهاي گذشته نداشتند. بلكه بنيان آنها فرهنگ عاميانهاي بود كه بيبي و همسن و سالانش به ويژه در منطقه كازرون و حوالي شيراز با آن بزرگ شده بودند. از اينجا به بعد، دانه دانه عروسكهاي «بي بيحاضر» زنده بودند و هويت داشتند. يكيشان سممبر بود؛ دختري كه در عين حفظ چارچوبها، ساختارهاي دوران خودش را ميشكند و جسارتش در طبيب شدن و درمان مردم شهرهاي اطراف توي ذوق پسرعموي شيريني خوردهاش ميزند و قسمتش يك عشق ديگر در يك شهر ديگر ميشود. يكي ديگر يك ماهي بود كه با تمام ماهيهاي دنيا تفاوت داشت، چون قرار بود ننه ماهي شود.»
بازنشستگي عروسكي بيبيفعاليتهاي خانم «حاضر اميدواري» در تعامل با روش زندگي بومي در كشور ماست. او در قصهدوزيهايش هم نمونههايي از زندگي و آموزههاي اجتماعي بومي ما كه قابليت بهروز شدن دارد را ارائه ميكند، الگويي از زندگي بازنشستگي مفيد و كارآمد كه اتفاقاً با استقبال فراواني نيز روبهرو شده است. بيبيحاضر ميگويد كه كپي رايت شيوه ساخت عروسكهاي آرشيو غنياش، متعلق به مادرش است كه در زمان بچگي با استفاده از چوب، سنگ و وسايلي كه دم دست داشته براي سرگرمي فرزندانش عروسك ميساخته است. او 9 سالگي ازدواج كرده و بخشي از مجموعه داستانهايش و عروسكهايي كه از دل آنها بيرون ميآيند مربوط به دوران تأهل زودهنگام و زندگي با مادرشوهر است، چراكه گاهي مادرشوهر هم مجبور بوده براي آرام كردن عروس 9 ساله خود دست به ابتكاراتي در حوزه ساخت عروسك و تعريف داستان بزند.
داستانهايي كه زندگي ميسازندپنج فرزند «بيبي حاضر» و شش نوه از جمع 12 نفره نوهها كه ساكن كازرون بودهاند از مجموعه داستانهاي او بهرهمند شدهاند و به قول عباسپور با آنها زندگي كرده و بزرگ شدهاند. بر اين اساس فرزندان و نوههاي بيبي حاضر ميتوانند الگوي زندهاي از ادعاي ما باشند كه معتقديم داستانهاي دوران كودكي سبك زندگي بزرگسالي فرزندان ما را ميسازد. عباسپور اين مسئله را تأييد ميكند و ميگويد:«ما كه با قصههاي بومي بزرگ شدهايم، الگوي متفاوتي از زندگي بچههاي ديگر داريم. احساسات قوي من نسبت به ساير فرزندان خانواده و نوههاي بيبي و ارزش و احترام من براي نوستالژيها نتيجه حضور بيبي در زندگيام و تأثير داستانهايي است كه از زبان بيبي شنيدهام و زندگيام را بر اساس آنها ساختهام.» عباسپور حتي در ريزهكاريهاي حرفهاش كه بازيگري است نيز از نحوه شخصيتپردازيهاي بيبي در داستانهايش كمك ميگيرد. تنوع و زنده بودن قهرمانهاي داستانهاي بيبي امروز راهگشاي بسياري از گرههاي شغلي عباسپور است و در تجزيه و تحليل شخصيتهاي نمايشهايش بيش از اينكه خود را مديون نظريات عرصه هنرهاي نمايشي بداند، از شيوه «بيبي» در شكلدهي و باورپذير كردن و پر و بال دادن به قهرمانان قصهها بهره برده و تأثير پذيرفته است.
بيبي! هميشه حاضر و اميدوار بمانامسال «بيبي حاضر» قصه ما، اين آكادمي زنده هنري و جامعهشناختي به همراه شخصيتهاي داستانياش تولد 89 سالگياش را در كنار علاقهمندان به هنرهاي دستي و اصيل ايراني در يكي از نگارخانههاي خانه هنرمندان جشن عمومي گرفت. بيبي حاضر! هميشه حاضر و اميدوار بمان...