
تا يك دهه قبل اگر قرار بود براي ازدواج انتخابي داشته باشيم اولويت اولمان حجاب و اعتقادات بود، اگر ميخواستيم با كسي شريك شويم اولويتمان ارزشهاي او بود، اما امروز شرايط فرق كرده است. در جامعهاي زندگي ميكنيم كه ارزشهاي پيشين كمرنگتر شده است.
«ارزشها» اگرچه به ظاهر گفتن سادهاي دارد اما در معنا و كاربرد بسيار وسيع هستند. به واسطه همين لمس ارزشهاست كه ترمز رفتارهاي غلط و گفتارهاي ناشايست كشيده ميشد. در رفتارها و مراودات اجتماعيمان هرچقدر بيشتر در بين مردم بوديم بيشتر احتياط ميكرديم و روي رفتار و گفتارمان نظارت داشتيم. اما با كمرنگ شدن ارزشها امروز حتي گفتارها و رفتارهاي منفي به سرعت بروز پيدا ميكند و جايگزين رفتارها و گفتارهاي درست ميشود و ادامه اين روند باعث ميشود كه بسياري از ارزشهاي اجتماعي در بين مردم رفتهرفته حذف شوند.
وقتي شما در جامعهاي زندگي ميكنيد كه ارزشها در آن جايگاه ويژهاي دارد ناخودآگاه مردم در هر رده سني رفتار و گفتارشان را بر اساس همان ارزشها فيلتر ميكنند و جامعه عاري از آسيب ميشود. حالا تصور كنيد در جامعهاي ارزشها به كمترين اهميت خود برسد چه اتفاقي ميافتد؟ طبيعي است كه ديگر فيلتري براي رفتار و گفتار مردم وجود ندارد و احتمال بروز هر خطايي در رفتارهاي اجتماعي وجود دارد. جامعهاي كه از شالوده فكري و رفتاري اينچنيني ساخته شود طبيعي است كه آسيبپذير خواهد شد. همه اينها را گفتم تا به يك مثال بارز از رفتاري ضدعرف و ضدارزش برسم.
تا پيش از اين اگر مردي در جامعه ما لباس زنانه ميپوشيد، آرايش زنانه ميكرد و حتي از روي شوخي رفتارهاي زنانه از خودش نشان ميداد از سمت مردم طرد ميشد. اصلاً ارزشهاي جامعه چنين اجازهاي به هموطنان نميداد كه چنين رفتاري از خود بروز دهند اما امروز متأسفانه شاهد ساختن كليپهايي هستيم كه به اسم هپي و طنز در حال به سخره گرفتن بخش وسيعي از جنسيت جامعه ما يعني زنان هستند.
من معتقدم برخورد با هر پديده، آسيب و حتي رفتار غلط يا درست اجتماعي ميتواند مشخص كند كه اين رفتار يا پديده از سطح جامعه حذف شود يا گسترش پيدا كند. خاطرتان هست اولين برخورد با كليپهايي كه امروز راحت روي شبكههاي مجازي وجود دارد مربوط به چه زمان و چه كليپي بود؟ ارديبهشت ماه سال 93 بود كه خبر پخش يك كليپ تصويري به تقليد از موزيك هپي در شبكههاي اجتماعي مثل بمب صدا كرد. مردم از ديدن اين كليپ طنز فقط ميخنديدند و حواسشان نبود كه در حقيقت اين كليپ جلودار كدام شبيخون رفتار اجتماعي است.
اولين برخورد اين بود كه اعلام شد در كمتر از 6 ساعت تمام عوامل سازنده كليپ را دستگير كرديم. عكسالعملها را به ياد داريد؟ برخيها ناخواسته و ندانسته در موضع دفاع از جوانهاي سازنده كليپ برآمدند و عكسالعمل پليس باعث شد گروهي از سوي ساير جوانان شكل بگيرد كه هر كدام به طرفداري از گروه دستگير شده كليپي بسازد و منتشر كند در حالي كه برخورد ميتوانست برنامهريزي شده، زيرپوستي و مستمر باشد. اما متأسفانه به همان برخورد بسنده شد. ماجرا تا آنجا پيش رفت كه كليپهاي داخلي تغذيهاي شد براي شبكههاي آنور آب و هر كدام هرچقدر توانستند از شرايط داخلي سوءاستفاده كردند.
كاري به اينكه اين رفتار ادامه داشت، گروهي تشكيل شد و يك كليپ به تشكيل چند ده گروه با صدها كليپ منجر شد ندارم. من فقط ميخواهم بگويم بيشك بخشي از ارزشها به ويژه در بين جوانان كمرنگ شده است كه نه تنها جوانهايي دست به كار ساختن چنين تصاويري ميشوند بلكه شماري هم در موضع دفاع از آنها، كليپ هپي ميسازند.
همه اين قصه مربوط به حدود يك سال و نيم پيش است، كاش ما از همان اتفاقات يك سال پيش تجربه بگيريم براي آنچه امروز در كمين جامعهمان است. فراموش نكنيد رفتار و گفتاري كه فارغ از ارزشهاي اجتماعي اين روزها باب شده است همه از قشر جوان سر ميزند و ما در اين موضع كارمان سختتر از قبل است، چون جوانها از جمله گروههاي سني جامعه هستند كه در مقابلشان خطا كنيد ميشود حكايت جانبداري كردن از گروه هپي و كليپ ساختني كه نميشود ديگر جمعش كرد.
من به عنوان يك تحليلگر رفتار معتقدم ابزار مقابله و راهكار هر بيفرهنگي بايد جامعيت داشته باشد. وقتي فضاي مجازي ما پرشده از كليپهاي تصويري كه پسران لباس دخترانه ميپوشند، آرايش زنانه ميكنند، دخترانه راه ميروند، حرف ميزنند و در آخر مسخره ميكنند در حقيقت علائم نشان ميدهد ما با يك معضل چندجانبه فرهنگي، اجتماعي، ارزشي و مذهبي طرف هستيم پس بايد يك راهكار صحيح پيدا كنيم.
فراموش نكنيم آنچه امروز به اسم كليپ هپي ميبينيم نه تنها تمسخرآميز است بلكه رگههايي از ابتذال رفتاري، گفتاري و پوششي را در بر ميگيرد. اين كليپها نه تنها داراي ويژگي هنري نيست و مضمون فرهنگي ندارد بلكه از موسيقي، صدا، تصوير، فضا، منش و رفتار، همه جزو بحرانهاي اجتماعي است كه ميتواند بستر مناسبي براي استمرار اين نوع رفتارها در جامعه مهيا كند.
نكته مهم ديگر در اين زمينه اين است كه اين مشكل اجتماعي مسئلهاي نيست كه با يك يا دو برنامه تلويزيوني و يك يا دو مشاور و روانشناس حل شود. براي رفع اين مشكل در قدم اول بايد قشر بيمار را شناسايي كنيم، كار تحقيقاتي انجام دهيم و بعد از كار كارشناسي در جامعه بهدنبال اجراي راهكارها باشيم. تأكيد ميكنم از نظر من توليد و رواج كليپهاي تصويري زنانه از سوي مردان و مردانه از سوي زنان به مثابه مشكلات مهم ديگري مثل طلاق و اعتياد است كه بايد جدي گرفته شود. چنين رفتارهايي ميتواند چارچوبهاي اخلاقي، ارزشي، ديني و هويتي جامعه را دچار تزلزل كند.
* جامعهشناس و عضو ارشد انجمن بينالمللي تحليل رفتار