شخصيت جامعالاطراف فقيه مجاهد، حضرت آيتالله حاج سيدحسين خادمي اصفهاني حتي براي بعضي از شاگردان ايشان هم ناشناخته بود. امروز پس از گذشت سه دهه از رحلت ملكوتي آن ياور صديق امام راحل(ره) و فرونشستن التهابات سياسي آن زمان و پس از واكاوي نقش محوري معظمله در جريانات مختلف علمي، اعتقادي، سياسي و اجتماعي آن دوران حداقل براي كساني كه در دبيرخانه ستاد برگزاري همايش «خادم شريعت» افتخار خدمت داشتهاند، گوشههايي از رمز و راز تعابير بينظير حضرت امام خميني در پيام ايشان به مناسبت ارتحال حضرت آيتالله خادمي روشن شد كه فرمودند: «اين عالم متقي بهحق خادم صادق شريعت و حافظ حدود اسلام و سرمشق تقوا، علم و عمل براي ديگران بود و فقدان و رحلتش ثلمهاي بر اسلام و حوزههاي علميه بود. امثال اين شخصيتها كه يادگار سلف صالح و نمونههايي از بزرگان علم و تقوا بودهاند، ذخيرههايي بودهاند و هستند كه بايد با جان و دل قدرشان را بدانيم و در حيات و مماتشان از سيره حسنه آنان پيروي كنيم.»
در پي فراخوان جذب مقالات، شش مقاله ارزشمند به دبيرخانه همايش واصل شد كه براي قدرداني از مؤلفين محترمي كه اقدام به نگارش مقالاتي براي همايش كردهاند، چهار مقاله را در مجموعهاي كه خدمتتان معرفي ميگردد، گردآوري كردهايم كه پس از ويرايش مختصري تقديم علاقهمندان شده است. بديهي است مسئوليت اين مقالات، با مؤلفين آنهاست و اين دبيرخانه هيچ مسئوليتي در قبال مسائل مطرح شده در آنها ندارد و صرفاً اين مقالات را در اين مجموعه گردآوري كرده است. يكي از مقالاتي كه در اين مجموعه آمده، نگاشتهاي است كه حضرت آيتالله سيدمرتضي مستجابي به اين مجموعه اهداكردهاند. ايشان در بخشي از اين مقال آوردهاند:«كلام، گفتار و نوشتار همه و همه محدودند و گنجايش بينهايتها را ندارد. اين خود احساس من در مقابل آن اسوه تقوا و فضيلت مردمي، در صحبت از زندگي مرحوم آيتالله حاجآقا سيدحسين خادمي است. خامه از ترسيم دورنماي درياي عظيمي كه در روحم موج ميزند ناتوان است كه اقيانوس در كوزه جا نگيرد و آبشار در چشمه جوشان نشود. در اين وادي متحيرم چگونه بتوانم تجليات روحي و معنوي آن بزرگمرد را ترسيم كنم و نظري داشته باشم، زيرا سخن گفتن در اطراف آن رادمرد كه از اساطير زمان خود بود بس مشكل است، چون بهراستي هر تكان قلم، بندهاي دلم را پاره ميكند. بهتر است اين گنج در دل خاك پنهان باشد و چه خوب است در اين وادي، دم دركشيده و سكوت كنم، زيرا سكوت زبان گوياي دل و سكوت ترجمان احساسات نهان است و گفتهاند عليكم بالسكوت فإنه مفتاح السلم.
زبان كه طوطي گوياست با هزار زبان
رصد يكي نكند سرّ حال دل تقرير
آري، آيتالله حاجآقا سيدحسين خادمي (اعلي الله مقامه) آن شعله خاموشناشدني و آن فرشتهاي است كه از گوشه دريچه دلم سر ميكشد و اندوهم را دو چندان ميكند. تحمل بيدادها و قلدريهاي رضاخان و اقمار وي آنچنان استخوانهاي رادمردان را در هم ميكوبيد كه از شرحش عاجزم. ناگزير بايد بگذارم و بگذرم.
هر آرزو كه بشكني امروز در جگر
فردا كه اين قفس شكند بال و پر شود
ضعف پيري و اندوههاي بيحد مرا منزوي كرد و فقط براي اطاعت چند جملهاي راجع به آن اسطوره فناناپذير كه عظمت اسلام بود بيان ميكنم.
آيتالله حاجآقا سيدحسين خادمي (طاب ثراه) رئيس حوزه علميه اصفهان در سوم شعبان 1319ق. مصادف با ولادت امام حسين(ع) متولد شد. پدر ايشان مرحوم سيد ابوجعفر خادمالشريعه متولد 1252ق. و متوفي 1324ق. است. جد معظمله آيتالله مرحوم سيدمحمد صدرالدين موسوي عاملي است كه داماد مرحوم آيتاللهالعظمي شيخجعفر كاشفالغطا بود. سيدصدرالدين چند پسر داشت، آقا سيد محمدعلي (آقا مجتهد)، آقاسيدابوالحسن مستجابالدعواتي جد عاليرتبه اينجانب، سيد اسماعيل كه در كودكي فوت كرد، آيتالله سيداسماعيل صدر، آقا سيدابوجعفر، آقاسيدحسين، آقاسيدعلي و آقاسيدمحمدتقي. آقا سيدابوجعفر پدر آيتالله حاجآقا سيدحسين خادمي است.»