رئيس شوراي رقابت با اعلام اينكه امروز بازار خودرو از انحصار درآمده است، گفته: «در جلسه جديد شوراي رقابت، اعضا در مورد تكليف بازار خودرو تصميمگيري خواهند كرد.» او نگفته كه منظورش از انحصار، انحصار دولتي بوده يا خير؟ اما با اشاره به اينكه در حال حاضر بازار خودرو در انحصار قرار ندارد، اظهار كرده: «امروز شركتهاي خودروساز نميتوانند نقشي انحصارگرايانه در سطح بازار داشته باشند چراكه عرضه خودرو بيش از تقاضا است.» اولاد آدم از اين نتيجهگيري علمي در شگفت مانده و متوجه ميشود كه طبق علوم جديده مستخرج شده توسط شيوا، انحصار، ربط مستقيم به عرضه دارد و اگر عرضه از تقاضا بيشتر باشد يعني انحصار نداريم. به همين سادگي! يعني انحصارطلبان حتي اگر كل بازار را در انحصار داشته باشند، وقتي تقاضا كمتر از توليدشان باشد، از آنها رفع انحصار ميشود! مثلاً شما اگر توليدكننده انحصاري پسته باشيد و بازار توان خريد 10 كيلو پسته انحصاري شما را داشته باشد و شما 11كيلو پسته را وارد بازار بكنيد، ديگر بازار پسته در انحصار شما نيست! به همين سادگي!ديگر هيچگونه بدنامي براي شما باقي نميماند كه پشت سرتان بگويند شما انحصارطلب هستيد. (البته شايد يك «طلب» ديگر به شما بچسبانند؛مانند: فرصت طلب!)
اصلاً بگذاريد بقيه بيانات شيواي شيوا را بشنويد و بعد بفهميد كه اولاد آدم از اين نبوغ شيوا چرا در شگفت است و مانده است كه چرا وي را براي رفع انحصار از تمام صنايع و پالايشگاهها و نيروگاهها به اقصي نقاط كشور نميبريم تا در جلسات سخنراني به طرفهالعيني، بازار را غير انحصاري كند و امواج ليبراليسم اقتصادي، بدون پارازيت در هوا جولان دهند؟ ... وي با بيان اينكه انحصار زماني معنا پيدا ميكند كه توليدكننده هر لحظه كه بخواهد قيمتها را افزايش دهد، گفته: «در شرايط فعلي تقاضا در بازار خودرو بهشدت كاهش يافته از آن طرف شركتهاي خودروساز با مازاد محصول در انبارها روبهرو هستند.» اولاد آدم ميداند كه رئيس شوراي رقابت و همراهان، در سال گذشته بازار خودرو را انحصاري اعلام كرده بودند، اما وقتي توپ تحويل سال را در كردند، مشكل حل شد و از انحصار ديگر خبري نبود. براي همين هم ديگر ضربالمثل «سال به سال دريغ از پارسال»، از سكه افتاده و كسي آن را استعمال نميكند. شيوا گفته: امروز شرايط بازار خودرو تغيير كرده است و توليدكنندگان نميتوانند بهراحتي رفتار انحصارگرايانه انجام دهند. البته از آنجايي كه رفتار شيوا انحصارگرايانه نيست، او تصميم به اعلام رسمي نويد رفع انحصار از بازار خودرو را منوط به برگزاري جلسه جديد شوراي رقابت دانسته تا ديگران هم همين حرف را تكرار كنند و حرف زدن از رفع انحصار از بازار خودرو فقط در انحصار شيوا نماند و به ديگران هم سهمي از اين فضاي آكنده از راستي و درستي، برسد. البته شايد هم بر اساس ضربالمثل اصيل منطقه خراسان: «يك نه ! به آساني يك بله به شرش در ماني» ميخواهد خيالش را راحت كرده و بازار خودرو را شوراي رقابت كنار بگذارد. اما اگر خودرو را هم كنار بگذارد پس شوراي رقابت قرار است چه كار كند؟ رقابت مرغها را براي تخم مرغ گذاشتن بررسي كند؟! اما نه اجازه بدهيد ! وي در ادامه بشارت خود اضافه كرده: «بهمحض برگزاري جلسات شوراي رقابت اعضا در مورد بازار خودرو تصميمگيري خواهند كرد، بهنحوي كه اگر اعضا معتقد باشند بازار خودرو انحصاري نيست شوراي رقابت فعلاً در قيمت گذاري خودرو ورود پيدا نميكند اما بايد تأكيد كنم شوراي رقابت با غيرانحصاري بودن بازار خودرو نظارت خود را قطع نخواهد كرد بلكه همچنان رفتار شركتهاي خودروساز را در بازار مورد بررسي قرار ميدهد.» اين يعني كه شوراي رقابت قرار است تعداد خودروهايي كه در خودروسازهاي داخلي و بلكه در خارج توليد ميشوند را بشمارد ! عجب ! البته يك نكتهاي غامض است و حال اولاد آدم را گرفته. اولاد آدم نميداند بگويد يا نگويد؟ اما از آنجايي كه اولاد آدم ميترسد باز توپ تحويل سال را در كنند و شرايط عوض شود، لذا حرفش را ميزند و آن اين است كه تا زماني كه نمايندگان قوه قضاييه، اتاق بازرگاني و اتاق تعاون به شوراي رقابت معرفي نشدهاند، چگونه ميخواهد شوراي رقابت تشكيل شود تا آن جلسه اعلام رفع انحصاري كه شيوا ميگويد تشكيل بشود؟ اصلاً شيوايي كه معلوم نيست رئيس هست يا نيست، چگونه اعلام كرده كه ديگر انحصاري وجود ندارد؟ چگونه شورايي كه تشكيل نميشود ميخواهد بر بازار غير انحصاري كه هنوز اعلام نشده، نظارت داشته باشد؟... اولاد آدم از اينهمه تضاد ديالكتيكي موجود در بازار فلسفي خودرو كه منجر به رفع انحصار كلامي در گفتمان فرا طبقهاي شيوا شده در شگفت است. ما در كدام عصر زندگي ميكنيم كه هر كس هر حرفي را خواست ميزند و هر دليلي را كه خواست ميآورد و توسط هيچكس مؤاخذه نميشود و تازه ميگويد كه شاهدانش در راهند؟ اولاد آدم ميترسد فردا شيوا بيايد و بگويد شب، روز است. آنوقت اولاد آدم به جاي اينكه روزها از خانه بيرون بيايد، شبها بيرون بيايد و در و همسايه فكر بد بكنند. (فكر بد نكنيد، شايد در و همسايه فكر كنند كه اولاد آدم دارد ميرود دزدي!)