به گزارش خبرنگار ما، ساعت 8 صبح روز سه شنبه 28 مهرماه مأموران كلانتري مشيريه از جريان اسيدپاشي به صورت زن ميانسالي در خانهاي حوالي كلانتري با خبر شدند.
وقتي مأموران پليس در محل حادثه حاضر شدند، دريافتند لحظاتي قبل مرد 62 ساله افغاني به صورت همسر 42 سالهاش اسيد پاشيده و از محل گريخته است.
همچنين معلوم شد پس از اين حادثه مصدوم با اورژانس براي درمان به بيمارستان مطهري منتقل شده است. پس از اعلام اين خبر قاضي حسينپور، بازپرس شعبه پنجم دادسراي جنايي پايتخت به همراه تيمي از مأموران پليس براي تحقيقات راهي بيمارستان شدند. بررسيها نشان داد زن ميانسال از ناحيه سر و صورت به شدت دچار سوختگي شده و تلاش تيم پزشكي براي درمان وي در جريان است.
در نخستين شاخه از تحقيقات پسر خانواده گفت: ما خانوادهاي 9 نفره هستيم و 15 سال است در ايران زندگي ميكنيم. پدرم مرد شكاكي است و تا كنون سه بار ازدواج کرده است. دو زن قبلي او به خاطر همين موضوع از او جدا شدند. او هميشه همسرهايش را كتك ميزد تا اينكه چند سال قبل يكي از همسرانش از دستش به كشور سوئد فرار كرد. پدرم هميشه با مادرم درگير بود و با هم مشاجره داشتند. مادرم جرئت بيرون رفتن نداشت چون با بداخلاقي پدرم روبهرو ميشد. وي ادامه داد شب گذشته پدر، مادر، همسر برادر و خواهر كوچكم در طبقه اول خوابيده بودند. من هم همراه خواهر و برادرانم در طبقه دوم خوابيده بوديم. دقايقي به ساعت 8 صبح مانده بود كه با شنيدن فريادهاي دلخراش مادرم خودمان را به پايين رسانديم. مادرم در حالي كه فرياد ميزد سوختم، سوختم از ما درخواست كمك ميكرد. متوجه شدم كه پدرم روي او اسيد پاشيده و از محل گريخته است.
دختر خانواده هم به بازپرس گفت: چند روز قبل بود كه پدرم را در حال بستن ساك مسافرتياش ديدم. وقتي علت را پرسيدم گفت كه ميخواهد سفري به افغانستان داشته باشد. من احتمال ميدهم كه پدرم از قبل نقشه اسيدپاشي را طراحي كرده بود و بعد از اجرا به افغانستان گريخته است.
پس از آن مأموران پليس تحقيقات گستردهاي را براي رديابي مرد اسيدپاش به كار بردند تا اينكه خبردار شدند متهم روز شنبه 2 آبان ماه براي برداشتن لباسهايش به خانهاش رفته است. بعد از آن بود كه مأموران متهم را در خانهاش دستگير كردند.
صبح ديروز متهم در بازجويي به جرم خود اقرار كرد. وي گفت: مدتي است به رفتارهاي همسرم مشكوك شدم. احساس كردم او به من علاقهاي ندارد. آنقدر اين موضوع مرا آزار داد تا اينكه تصميم به اين كار گرفتم. مدتي قبل فهميدم كه مايع اسيدي زيبايي صورت را از بين ميبرد به همين خاطر تصميم به اين كار گرفتم. روز قبل به مغازهاي رفتم و مقداري مايع اسيدي خريدم و در گوشهاي از خانهام پنهان كردم. روز حادثه همسرم در خواب بود كه مايع اسيدي را برداشتم و به صورتش پاشيدم و بعد هم از خانه فرار كردم. وي ادامه داد: چند روزي در خرابههاي پاكدشت و بيابانهاي اطراف سرگردان بودم تا اينكه براي برداشتن لباسهايم به خانهام آمدم. بچههايم وقتي مرا ديدند ابتدا به شدت من را کتک زدند و بعد هم مرا تحويل مأموران پليس دادند.
پسر خانواده هم كه در جلسه حضور داشت، گفت: صورت مادرم به شدت دچار سوختگي شد. يكي از چشمانش تا كنون باز نشده و پزشكان هم اميدي براي بينايي اين چشمش ندارند اما چشم ديگرش كمي بينايي دارد. متهم براي تحقيقات بيشتر به دستور قاضي حسينپور در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرارگرفت