کد خبر: 744974
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۹۴ - ۱۶:۱۸
نگاهي به اهميت الگوسازي در اسلام
همه ‌ما آدم‌ها در زندگي روزمره و در رفت‌وآمدهاي درون‌شهري خود، ممكن است به اين فكر كنيم كه اگر جاي ديگري مي‌نشستيم....
فاطمه رفيعي‌‌فر

همه ‌ما آدم‌ها در زندگي روزمره و در رفت‌وآمدهاي درون‌شهري خود، ممكن است به اين فكر كنيم كه اگر جاي ديگري مي‌نشستيم، خوشبخت‌تر بوديم. همان معلمي كه دوستش داشته، فرد جذابي كه رو‌به‌‌روي ما در مترو نشسته، ادب زيباي فردي كه در تاكسي چند دقيقه‌اي را در كنارش گذرانده، استاد دانشگاهمان يا رئيس شركتمان. اگر جاي هر كدام از آنها بوديم چه سرنوشت جديدي در انتظارمان بود و شايد آن روز خوشبخت‌تر بوديم و احساس خوشحالي بيشتري داشتيم! بدون شك همه‌ ما انسان‌ها با سؤال‌هايي از اين جنس در زندگي روزمره خود روبه‌رو شده‌ايم و مدت زيادي را براي چيدن تصاوير گوناگون از خود در قالب آن شخصيت صرف كرده‌ايم. روزانه بسياري از انسان‌ها از هر نژادي با مذاهب گوناگون پا در مسيري مي‌گذارند كه درست يا غلط حاصل همين تفكر است.

زماني‌كه فرد خود را جاي شخص ديگري مي‌گذارد و تمام شئون زندگي خود را در قالب آن تصور مي‌كند اگر احساس رضايت و خرسندي داشت، آن فرد را الگوي خود قرار داده و سعي مي‌كند همان‌گونه كه او رفتار مي‌كند، عمل كند.

البته اين الگوبرداري به طور كلي جنبه بد و منفي ندارد؛ ولي بايد اين الگوها به شيوه درست و از راه مناسب، انتخاب شود تا حاصل آن پيامدهاي مثبت يا احساس رضايت فرد از خود و در نهايت خداوند متعال از بنده باشد. ما با يك نگاه ساده و اجمالي به قرآن كريم به آساني مي‌توانيم اين نكته را دريافت كنيم كه برخي از گزارش‌هاي قرآني هركدام به معرفي الگوي مناسبي در هر زمينه ‌مي‌پردازد.

حتي در برخي موارد الگو‌هاي نامناسب را نيز معرفي مي‌كند و ويژگي‌هاي آنان را به وضوح بيان مي‌نمايد و در كنار آن ذكر مي‌كند كه از آنها دوري كنيد. اين امر بيانگر اين است كه خداوند متعال به انسان قدرت اختيار عطا فرموده است تا انسان با اختيار خود راه درست را از غلط تشخيص دهد و با علم پا در مسير خود بگذارد. به سخن ديگر قرآن با معرفي الگوي مناسب و الگوي نامناسب در كنار يكديگر مي‌خواهد قدرت تشخيص را در انسان تقويت نمايد.

در برخي موارد قرآن به صورت خاص انسان‌هايي را معرفي كرده و از ديگران مي‌خواهد آنها را سرمشق خود قرار بدهند؛ به طور مثال:

در آيه 21 سوره مباركه احزاب، به معرفي الگوي جامع و كاملي همچون رسول خدا (صلي‌الله عليه و آله) مي‌پردازد، زيرا پيامبر الگويي براي زيستن بر وفق ارزش‌هاي الهي و ايماني است. پيامبري كه هم كتاب الهي بر او نازل شده و هم زندگي‌اش تجسم عيني آن كتاب شريف است.

و يا دو نمونه از زنان خوب و پاكدامني كه خداوند به عنوان الگو معرفي مى‌‏نمايد؛ زنان بافضيلتى كه خداوند متعال آنها را نمونه مردم مؤمن مى‏شمارد و درباره‌ آنها چنين مى‌‏فرمايد: براى كسانى كه ايمان آوردند خداوند همسر فرعون را مَثل آورده آن‌گاه كه گفت: پروردگارا پيش خود در بهشت ‏براى من خانه‏اى بساز و مرا از فرعون و كردارش نجات‌بخش و مرا از دست مردم ستمگر برهان. (سوره مباركه تحريم، آيه 11) زيرا همسر فرعون الگويي مناسب براي مقاومت در برابر كفر است. كسي كه در عين زندگي در كنار طاغوت، آلوده افكار و مرام طاغوت نشد و به بالاترين درجات رسيد.

خداوند پس از معرفى همسر فرعون به عنوان الگوى انسان‌هاى مؤمن در آيه بعد براى گرامي‌داشت مقام خاص حضرت مريم (سلام‌الله‌عليها) مى‏فرمايد: و مريم دختر عمران كه خود را پاكدامن نگاه داشت و در او از روح خود دميدم و سخنان پروردگار خود و كتاب‌هاى او را تصديق كرد و از عبادت‌پيشگان بود. (سوره مباركه تحريم، آيه 12) و حضرت مريم را به عنوان الگو براي پاكدامني معرفي مي‌نمايد.

درواقع، الگو‌سازي امري پسنديده است كه در تمام آموزه‌هاي ديني ما، به آن اشاره شده است.

از اهتمام قرآن براي معرفي الگوي مناسب و كامل بر‌مي‌آيد كه بهترين شيوه و روش براي فرهنگ‌سازي مناسب، بهره‌گيري از ارائه‌ الگويي كامل است، زيرا بسياري از آموزه‌هاي قرآني به حوزه فرهنگ‌سازي توجه ويژه داشته و دستورهايي به اين منظور صادر كرده است. حوزه مسائل تربيتي كه به اشكال مختلف در قرآن مورد توجه است، بازتابي از اين توجه قرآن به مسئله فرهنگ‌سازي مي‌باشد؛ زيرا هر جامعه‌اي در صورتي مي‌تواند در مسير الهي و صراط مستقيم گام بردارد كه آموزش فرهنگ‌سازي درست زندگي در آن مورد اهتمام باشد و مردم در مسير درست جامعه‌پذيري آموزش ديده و پرورش يابند.

به گفته برخي روانشناسان، الگوها قدرتمند هستند؛ زيرا آنها دريچه‌اي مي‌سازند كه از طريق آن، دنيا را مي‌بينيم.

به گفته برخي بزرگان ديني، الگوها گمشده انسانند كه با نبودشان، انسان‌ها احساس خلأ و كمبود مي‌كنند؛ انسان مي‌خواهد پيش از آن‌كه اوصاف شخصيت رباني را بشنود، او را با چشم خود ببيند.

به طور كلي گرايش انسان به اسطوره‌سازي از همين نياز يا خلأ ذاتي سرچشمه مي‌گيرد؛ چراكه 80 درصد يادگيري انسان از طريق ديدن صورت مي‌پذيرد و دقيقاً به همين خاطر است كه در آموزه‌هاي ديني ما سفارش شده است: «كونوا دعاة الناس بغير السنتكم؛ مردم را بدون زبانتان (بدون سخنوري و با عمل) دعوت نماييد.»

مهم‌ترين نوع يادگيري انسان، يادگيري مشاهده‌اي است. بر همين اساس، يكي از روش‌هاي تربيت، تربيت به وسيله الگو است؛ كه مي‌توان آن را «روش الگويي» ناميد. اين روش در سرتاسر زندگي و ابعاد مختلف آن كاربرد دارد و از آن‌جا كه محتواي تربيت را به صورت عيني و عملي ارائه مي‌دهد، در انتقال مفاهيم و آموزش برنامه‌هاي تربيتي، بسيار مؤثر است. شايد به همين دليل است كه در منابع اسلامي، بر بهره‌گيري از الگو و پيروي از اسوه‌هاي حسنه تأكيد شده است. تأثيرپذيري انسان از محيط و گرايش او به تقليد را مي‌توان از مباني اثرگذاري اين روش دانست.

طلبه مدرسه علميه فاطميه

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها