مركز اسناد انقلاب اسلامي بر اساس وظيفه و رسالتي كه از سوي رهبر كبير انقلاب اسلامي به عهده آن گذاشته شده به جمعآوري و ضبط منابع كتبي و شفاهي تاريخ انقلاب مشغول است. در اين ميان و براي اخذ خاطرات مرحوم حجتالاسلام والمسلمين حسيني همداني، با ايشان به انجام چهار جلسه مصاحبهپرداخت. درگذشت ايشان در 23/6/1381 لزوم تدوين و انتشار مصاحبههاي انجامگرفته را ضروري كرد. به همين منظور نخست متن مصاحبهها مطالعه و موضوعبندي و در مرحلهاي ديگر خاطرات بر اساس ترتيب موضوعي و تاريخي بازنويسي شد. با تلاشهايي كه صورت گرفت برخي از اسناد و گزارشهاي به جا مانده از فعاليتهاي ايشان در آرشيو اسناد انقلاب اسلامي استخراج و تكميل و توضيح خاطرات استفاده شد. ضمن آنكه فرزند مرحوم حجتالاسلام حسيني همداني، آقاي سيدمحمود حسيني اسناد و تصاويري از ايشان براي استفاده در اختيار مركز اسناد قرار دادند و در برخي موارد هم خاطرات پدر را در مصاحبهاي تكميل كردند. بيشك خاطرات بسياري ناگفته باقي است كه دست تقدير الهي امكان تكميل آن را از ما گرفت.
حجتالاسلام سيداحمد حسيني همداني در سال 1315ﻫ. ش در همدان متولد شد. در همان دوران كودكي والدين خود را از دست داد و با سختي و مشقت فراوان گذران عمر كرد. عمويش مرحوم سيدهدايتالله حسيني متكفل تربيت و تحصيل وي شد كه اين وضعيت هم با درگذشت عمو در عنفوان جواني دشوارتر شد. عليرغم اين سختيها او تحصيل علوم ديني را پيگير شد و در مدرسه علميه كماليه و مدرسه آيتالله آخوند تحصيل كرد. ايشان ضمن آنكه به عنوان يك خطيب و واعظ به منبر ميرفت، با شروع نهضت اسلامي به رهبري امام خميني(ره) با چهار تن از وعاظ شهر همدان همقسم شد تا بدون واهمه به بيان مسائل بپردازند. در نتيجه سخنرانيهاي شديداللحني عليه حكومت پهلوي كرد و بعد از ورود محمدرضا پهلوي به همدان در 18 خرداد سال 1342 دستگير و به تهران منتقل شد. در زندان موقت شهرباني زمينه آشنايياش با روحانيون مبارز و انقلابي همچون آيتالله شهيد مطهري، شهيد هاشمينژاد، حجتالاسلام فلسفي، آيتالله شيخ عباسعلي اسلامي و ساير روحانيون انقلابي فراهم شد. پس از آزادي از زندان فعاليتهاي خود را پي گرفت و در نتيجه اظهاراتش راجع به ترور حسنعلي منصور در سالهاي 1344 و 1345 به دو ماه زندان در دادگاههاي نظامي كرمانشاه محكوم شد. در نتيجه فشارهاي ساواك ناگزير به مهاجرت از همدان به تهران شد. سابقه آشنايي وي با مرحوم كافي و حجتالاسلام فلسفي موجب شد خيلي سريع در تهران شناخته شود و در محافل و جلسات وعاظ انقلابي حضور يابد. در اغلب جلساتي كه در منزل مرحوم آقاي فلسفي در دوره ممنوعيت منبر تشكيل ميشد، حضور مييافت. همزمان با اوجگيري نهضت در سال 1356 و پس از شهادت حاجآقا مصطفي خميني كه بر دامنه فعاليت نيروهاي انقلابي افزوده شد، روند مبارزه با حكومت سريعتر پيش رفت. درگذشت آيتالله آخوند ملاعلي معصومي همداني در مرداد 1357 شهر همدان را به حركت واداشت. در تهران نيز مجالس باشكوهي منعقد شد و مرحوم حسيني همداني در دو مجلس يكي در مسجد جامع و ديگري در مسجد ارك به عنوان شاگرد آيتالله آخوند به منبر رفت و به دليل ايراد سخنان انقلابي دستگير و به كميته مشترك ضد خرابكاري منتقل شد و تا اواخر شهريور در زندان به سر برد. پس از آزادي از زندان در كنار ساير روحانيون براي سرنگوني حكومت پهلوي سخنراني كرد و در راهپيماييها حضور داشت. در اغلب اعلاميهها نام وي هم جزو امضاكنندگان ديده ميشد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي از طرف دفتر امام خميني(ره) به برخي از شهرستانها سفر ميكرد. مدتي در عقيدتي ـ سياسي شهرباني جمهوري اسلامي مشغول كار شد، اما با روحيهاي كه داشت از قبول مسئوليت دولتي سر باز زد و در مسجد صاحبالزمان(عج) به اقامه نماز و ترويج احكام پرداخت و همزمان در دانشگاه علم و صنعت ايران به تدريس مشغول شد كه تا پايان عمر ايشان ادامه داشت.