اظهارنظرها در اين مورد بسيار متفاوت و جالب و حتي مشابه است. يكي بر اين موضوع تأكيد دارد كه «بچههاي الان قدر ناشناسند، قدر موقعيتهاي اينچنيني را نميدانند كه حالا بخواهند در محيط مدرسه لذت هم ببرند و بعدها از مرور خاطرات آن مثل ما قديميترها لذت هم ببرند!»
شايد اين قضاوت كمي خارج از حد انصاف باشد اما در ذهن خيليها با واژههاي متفاوتي دقيقاً همين موضوع وجود دارد كه داراي معاني مشتركي نيز هستند. اما در بين صحبتهايي كه در اين مورد ميشود كساني هم هستند كه اين بيميليها را به حساب قدرناشناسي بچهها نميگذارند و به همين جمله كه «زمانه عوض شده است، تقصير بچهها نيست» بسنده ميكنند. بعضيها هم ديدگاه بازتر و منطقيتري دارند و پيشرفت علم و تغييرات گسترده ذهنيت و دنياي بچههاي امروزي را نامتناسب با اجراي روشهاي قديمي براي تحصيل و ديگر موارد تربيتي آنها ميدانند. پر واضح است كه تمامي اين اظهارنظرها هر يك به نوعي قابل قبول و البته ملزم به بحث و موشكافيهاي بيشتري هستند.
بچههاي امروز بچگي ما نيستند
متفاوت بودن و گسترده بودن قلمروهاي ذهني كودكان و بچههاي امروزي نسبت به نسل گذشته يك واقعيت محرز است، چراكه عرصه دانش و فناوري گستردهتر شده است. موضوعي كه در صورت ناديده گرفته شدن در قضاوتها و اظهارنظرهاي بزرگترها، دو نسل امروز و ديروز را با شكاف فكري و عملكردي عميق از هم جدا خواهد كرد.
اصلاً يكي از همين دلايل دور شدن نسل امروز از جاده فكري و چارچوب رفتاري بزرگسالان، همين قضاوتهاست كه بدون در نظر گرفتن همه ابعاد قضيه، مانند خطكش چوبي معلمهاي قديمي بر سر بچهها سايه انداخته است! با اين تفاوت كه نسل امروز توجهي به اين خطكش و جديت ذهن سرزنشكنندهها ندارد! پس با تمام اين تفاسير پدر و مادري موفقتر عمل ميكنند كه تغييرات را با رعايت بعضي از بايدها و نبايدهاي منعطف بپذيرند تا كمتر شاهد دور شدن فرزندانشان از هر لحاظ از كانون خانواده باشند.
اجبار به پيروي از رفتار ما نتيجه نميدهد
روانشناسان بر اين اعتقادند كه محدود كردن فضاهاي فكري و فعاليتي كودكان و اجبار آنها به تبعيت كردن از افكار و عملكرد والدين تأثيرات منفي فراواني بر تفكر و رشد ذهني بچهها و همچنين اعتماد به نفس و استقلال آنها خواهد گذاشت. موضوعي كه بايد جدي گرفته شود و به جاي ارائه راهحلهاي گوناگون همراه با نگرشهاي محدودكننده بر اساس ذهنيتهاي خودمان كه در دنيايي متفاوت با دنياي حال شكل گرفته است، به دنبال پر كردن شكافهاي موجود باشيم. چه بسا كودكاني كه به تبعيت از ذهنيت خيلي از والدين و خانوادهها با شخصيتي متفاوت از همسن و سالان خود رشد يافتند و در مواجهه با افراد و معضلات موجود در بين محيطهاي مشابه سني و اجتماعي خود به مشكلات فراواني برخوردند كه در بسياري موارد نيز منجر به انزوا و گوشهگيري بچههاي به اصطلاح حرف گوش كن و مطيع شد!
فرزند زمانه خويش باش!
يكي از روانشناسان در خصوص تفاوتهاي فكري و رفتاري نسل امروز با گذشته، اعتقادش بر اين است كه در خصوص تغيير فرديت نسل جديد و نحوه شكلگيري آن با توجه به اينكه اين نسل قشربندي شده است بايد گفت كه افراد در شهرها، مناطق و حتي در شهر تهران نيز يكسان نيستند، بنابراين نسل امروز در رابطه با فرديت، الگوي رفتاري كاملاً متفاوتي با نسل پيش دارد و بزرگسالان نيز بايد اين موضوع را در جهت كاهش هر چه بيشتر تنشها و شكاف موجود ميان دو نسل بپذيرند.
در واقع نسل گذشته در عين اينكه وظيفه انتقال دستاوردها و ارزشهاي پيشين به نسل جديد را دارد در عين حال نبايد از خطكش اجبار استفاده كند.
حضرت علي(ع) ميفرمايند: «لا تقسروا اولادكم علي ادابكم فانهم مخلوقون لزمان غير زمانكم» يعني: «فرزندانتان را به آداب و رسوم خويش مجبور نكنيد چون آنها براي زماني غير زمان شما خلق شدهاند». البته در اين حديث سخن از تربيت نكردن نيست بلكه توجه به شرايط و زمينه تربيت كردن است.
تلاش براي استمرار پيوند نسلها
يكي از ابعادي كه جوان امروز در ذهن خود به عنوان يك چالش به آن نگاه ميكند، ايفاي نقشي مناسب در زندگي روزمره است. براي نسل گذشته نوع نقش در زندگي روزمره آنقدرها داراي اهميت نبود، اما در حال حاضر اين نقش براي جوانان و حتي نوجوانان امروزي به صورتهاي مختلفي تعريف شده است و عدمتوجه به اين موضوع به معني بيتوجهي به بخش بزرگي از زندگي اين نسل است.
همانگونه كه واضح است، از صحبتهاي روانشناسان ميشود اين نتيجهگيري را كرد كه تغيير نسبي نگرش و ديد نسل ديروز براي اظهارنظرها و قضاوت در مورد مسائل نسل جديد امري لازم است. همچنين علاوه بر تمامي موارد ياد شده، يك نوع عدمتجانس ميان جامعه و به خصوص نسل جوان و سيستم فرهنگي و اجتماعي وجود دارد و البته نكته مثبت اينجاست كه نسل جوان ما بيشتر به سمت اعتدال گرايش دارند تا در مسير اعتدال بتوانند با جو كلي جامعه و فرهنگهاي باقي مانده از نسلهاي قبل هماهنگ شوند. اين خود نكته بسيار خوبي است كه بزرگسالان و نسل قبل بايد از آن آگاه باشند و به جاي قضاوتهاي عجولانه درباره رفتار نسل امروز، به آنان عرصه انتخاب و فرصت عمل كردن بدهند تا همچنان شاهد پيوند نسلها و به تبع آن پيشرفت جامعه از هر لحاظ باشيم.