در تفكر ليبرال بورژوايي غرب، علم، ظاهراً غير ايدئولوژيك و بيطرف است اما در واقع در خدمت پول است، جيرهخوار قدرتمندان است. ليبرالها گفتند كه اصول ثابت و اخلاق پيشيني وجود ندارد. ارزشها ساختنياند نه يافتني. چون اعتبارياند نه حقيقي و ميبينيد اين افكار فاسد، همواره آماج حملات فكري انبيا بوده است و همينجاست كه كمكم وارد نزاع بر سر «ايدئولوژي» ميشويم.
در حالي كه اولاً، ليبراليسم خودش ايدئولوژي است و اتفاقاً ايدئولوژي حاوي تناقضي هم هست. ثانياً، با خشونت و تبليغات و دروغ به دنبال تأمين يك شهر ايدهآل و تمدن خاصي است كه مادي و فاقد اصول است و براي تحكيم و تعميم قدرت خود از نظم نوين جهاني هم سخن ميگويد و اين تمدن فرعوني و مادي را پايان تاريخ ميداند و لذا به نوعي تاريخيگري ايدئولوژيك هم معتقد است! ثالثاً، هدفداري و آرمانهاي الهي و اخلاقي و عدالتطلبانه را نوعي اسطورهگرايي و سفاهت ميداند و تحت نام ايدئولوژي، همه جنبشها و تفكرات اصلاحطلبانه و انقلابي را مورد آتشباري قرار ميدهد و هيچ هدفي جز «سود» (يوتيليتي) نزد آنها مقدس نيست.