کد خبر: 735214
تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۷:۰۴
مدگرايي دامان انتخاب رشته‌ را هم گرفت
تا آنجا كه به ياد دارم هر چند سال يك بار رشته‌هاي اول هر كدام از گروه‌هاي آزمايشي در كنكور دچار تغيير شده است.
علي مرادخاني

چند سال بود كه عمران، رشته اول بچه‌هاي گروه رياضي بود و هر كس رتبه‌هاي زير50 را دشت مي‌كرد بدون شك انتخاب اولش را به عمران دانشگاه صنعتي شريف مي‌داد. يا مثلاً بچه‌هاي علوم انساني حقوق را بهترين رشته گروه‌شان مي‌انگاشتند و هر كس رتبه خوبي به دست مي‌آورد اولين انتخابش حقوق دانشگاه تهران بود. يا بچه‌هاي تجربي هم همين طور. پزشكي اولين انتخاب‌شان بود و بهترين‌هاي‌شان مي‌رفتند براي پزشكي.

چند سال گذشت و به طرز جالبي انتخاب اول بچه‌هاي كنكوري عوض شد. ناگاه دندانپزشكي، جاي پزشكي را در انتخاب اول بچه‌هاي تجربي گرفت و روانشناسي جاي حقوق را در گروه انساني و برق جاي عمران را ميان بچه‌هاي رياضي فيزيك. هر چقدر هم فكر كردم و هر چه پرس و جو كردم هيچ دليل منطقي براي اين اتفاق پيدا نكردم. راستش اين انتخاب‌ها بيشتر شبيه به «مُد» شده بود! كه هر چند وقت يك بار عوض مي‌شود و براي توجيه آن هيچ دليل قانع كننده‌اي هم وجود ندارد.

ولي داستان به همين سادگي‌ها هم نبود. هر چند شباهت‌هاي زيادي بين پديده اجتماعي مد و انتخاب رشته‌هاي بچه‌هاي كنكوري وجود دارد اما تفاوت‌هاي آنها هم زياد است و هم مهم و البته حساس. اگر فلان رنگ مد مي‌شود و بعد از چند ماه هم از بورس خارج مي‌شود هيچ خروجي بزرگي براي جامعه ندارد مگر تغييرات بصري در انتخاب لباس طيف نسبتاً كوچكي از جوانان و ويترين بوتيك‌ها و لباس فروشي‌ها. بعدش هم كه آن رنگ از مد خارج مي‌شود اتفاق بدي نمي‌افتد و هيچ فرقي براي مردم نمي‌كند.

اما وقتي در كنكور نخبه‌ترين قشر علمي كشور وارد يك رشته خاص مي‌شوند، طبيعتا بايد شاهد رونق و رشد محسوس آن رشته در سال‌هاي آتي آن باشيم. فرضاً وقتي روانشناسي به رتبه اول انساني تبديل مي‌شود بايد بعد از حدود هفت تا 10 سال بعد شاهد حضور روانشناسان نخبه و متخصص در اين حوزه باشيم، طوري كه تا پيش از آن وجود نداشته‌اند، چراكه حالا بهترين‌هاي يك گروه آزمايشي وارد رشته‌اي شده‌اند كه تا چند سال قبل نخبگان درجه دو و سه آن گروه آزمايشي بدان اقبال مي‌يافته‌اند. آنچه در حال حاضر و در سال‌هاي اخير همواره مشاهده شده، آن است كه انتخاب اولويت‌هاي اول ورود به دانشگاه تابع هيچ منطقي نبوده و كاملاً سوار بر موج است. موج‌هايي كه معلوم نيست دقيقاً از كجا ساخته مي‌شود. آموزه‌هاي معلمان، تذكرات والدين، تبليغات رسانه‌ها، مسائل اقتصادي يا...؟!

نكته ديگري كه به خصوص در سال‌هاي اخير بيش از هميشه به چشم آمده ميزان ورودي رشته‌ها و دانشگاه‌هاست. حقيقت آن است كه تلاش دولت‌ها براي افزايش سطح سواد منجر به راهكارهايي نظير افزايش شعبات دانشگاه‌هاي دولتي، تأسيس دانشگاه آزاد، علمي كاربردي، پيام نور، دانشگاه‌هاي غيرانتفاعي، پرديس‌هاي خودگردان و... شد و چند سال كه از تأسيس اين دانشگاه‌ها گذشت و هنگامي كه فارغ‌التحصيلان اين دانشگاه‌ها پا به عرصه اجرايي گذاشتند تازه سؤال جدي‌اي در ذهن مسئولان و جامعه علمي كشور به وجود آمد؛ فارغ از افزايش كمي تحصيلات در جامعه، آيا اين افراد تحصيلكرده تخصص و سوادِ لازم در رشته خود را دارند؟!

جواب منفي بود! راستش درباره درصد زيادي از دانشگاهيان، نه فارغ‌التحصيلان ما با سواد شده بودند و نه منطقي براي انتخاب رشته وجود داشت. خيلي از كارمندان صرفاً براي افزايش پايه حقوق خود وارد دانشگاه‌هاي غير كنكوري مي‌شدند و با اين روند عجيب نبود اگر كسي با ليسانس حقوق، كارشناسي ارشد فلسفه بخواند و كسي با ليسانس رياضي كاربردي سر از دانشگاه صدا و سيما در بياورد!

تازه اين تمام ماجرا نبود. پاي حرف استادان دانشگاه كه بنشيني خيلي‌ها از آنها از عدم وجود منطق در ميزان پذيرش دانشجو هم مي‌گويند. مثلاً در مورد رشته‌اي مثل فوق تخصص زنان و زايمان و در حالي كه اين همه دختر براي ورود به اين مقطع آماده هستند، چه دليلي دارد كه اساساً پذيرش اين رشته به صورت مختلط صورت پذيرد؟ در واقع وقتي اين همه دختر، پاي كنكور دكتري هستند چه لزومي دارد كه يك مرد، متخصص زنان و زايمان شود؟ يا برعكس، اين همه رشته فني و عمراني كه خروجي آن بايد سر ساختمان و مهندسي سازه و امثالهم به چشم آيد و در حالي كه هزاران پسر كه آماده مهندس شدن هستند چرا بايد در كنكور، دخترها به اين مقطع وارد شوند؟!

صادق باشيم. در كشوري داريم زندگي مي‌كنيم كه بسياري از دختران آن با ليسانس و فوق ليسانس، خانه‌نشين هستند، چراكه تخصص‌شان به كارشان نيامده يا روحيه‌شان با كار اجرايي در رشته خودشان سازش ندارد. كم نديده‌ايم خانم مهندس‌هايي را كه در بهترين دانشگاه‌هاي اين مملكت درس خوانده‌اند اما دلشان نمي‌خواهد سر ساختمان بيايند و – به درستي- تربيت فرزند خود را بر حضور در پروژه ساختماني ترجيح مي‌دهند.

مسئله اصلاً سخت نيست. وقتي هيچ قوه تصميم‌سازي در سازمان دانشگاهي كشور به فكر تقسيم عاقلانه جوانان داوطلب در رشته‌هاي «متناسب» و مختلف نباشد، وقتي مهم‌ترين موضوع براي تصميم‌گيران يك كشور افزايش كمي تحصيل‌كردگان براي افزايش «آماري» عمل در كشور باشد و وقتي هيچ‌كس حواسش به برابري ميان ورودي‌هاي يك رشته و خروجي‌هاي اجرايي آن رشته در جامعه نباشد، ممكلت‌مان پر مي‌شود از بانوان متخصصي كه رشته تخصص‌شان هيچ تناسبي با روحيات يك بانو ندارد و متخصصان مردي كه اساساً حضورشان در آن رشته نه تنها منطقي نيست بلكه جاي دخترهايي را هم گرفته‌اند كه مي‌توانستند وارد آن رشته شوند. مثل همان مردهايي كه حالا متخصص زنانه‌ترين مسائل پزشكي هستند!

و اين طور كه نگاه كنيم عجيب نيست كه حالا شاهد تورم گسترده در رشته‌هايي خاص و از طرفي هم بيكاري عمده در رشته‌هايي ديگر هستيم. دور و برتان را نگاه كنيد! چند خانم مهندس خانه‌نشين مي‌شناسيد؟ چند آقاي دكتر بيكار؟ يعني همه آن هزينه‌اي كه براي تربيت آن متخصصان شده رسماً پوچ است و مصداق عمل لاينفع.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار