اولاد آدم چيزهايي ميداند كه شما نميدانيد و چيزهايي نميداند كه باز هم شما نميدانيد! همه چيز را همگان ندانند و همگان لازم نيست كه همه چيز را بدانند! دانستن مانند حق ندانستن است! اين از كلمات قصاري است كه اولاد آدم بايد هفت بار بنويسد و شما هفت بار بخوانيد و آخرش اگر هفت كفن هم بپوساند، باز در ذهن شما حك خواهد ماند! چراكه هفت بار آن را شنيدهايد و اصولاً هفت عدد كارگشايي است. يعني از وقتي متولي كار، ديگر وزارت كار نيست، قضايا يك قدري پيچيده شده و قمر در عقرب و رتيل و زنبور و سوسك و پشه و ساس و كنه!(هفت تا حشره شد؟)
اصولاً عدد هفت عددي است كه شايد مثل همه عددهاي ديگر در نظر ما عادي جلوه كند اما نگرش ما وقتي متبلور ميشود كه خواص عدد هفت را بدانيم و ببينيم چه «هفت»هايي در زندگي ما وجود دارند و ما در گير و دار زندگي ماشيني و با بيتفاوتي از كنار آنها رد ميشويم و برايشان بوق هم نميزنيم. مثلاً شايد جالب باشد كه بدانيم، رنگين كمان داراي هفت رنگ است و با رنگ بنفش شروع ميشود. يا همين معاون وزير اقتصاد كه خبر داده هفت بار ايران با بانك جهاني براي اصلاح سنجش كسب و كار كشور مكاتبه كرده است. شاپور محمدي گفته: براساس قانون بهبود كسب و كار وزارت اقتصاد متولي كسب و كار ايران است كه بر همين اساس مكاتبات متعددي را با بانك جهاني انجام داده است. اولاد آدم هم بيخود فكر كرده است كه ربيعي يك كارهاي بوده است و متولي كسب و كار!
تازه اين اول ماجراست. در حالي كه وزارت كار هيچ كاري براي اشتغال ما بيكارها نكرده است و آمار جوانان بيكار تحصيلكرده به صورت زيرپوستي، دارد خودش را ميكشاند به روي پوست! (مثل ماليات تصاعدي خانههاي خالي كه صدايش يكسال آينده در ميآيد!) شاپور جان خبر داده كه در سال 2015 رتبه ايران براساس تلاشهاي وزارت نيرو، گمرك و اداره ثبت شركتها و همچنين برخي اصلاحات از 152 به 130 رسيد. يعني اگر ربيعي هيچ كاري نكند و حتي جهانگيري، نهاونديان و سيف هم هيچ كاري نكنند، ميتوان با نامهنگاري رتبه ايران را تكان داد! اين تازه از مكاشفاتي بود كه طي هفت بار مكاتبه صورت گرفته. حالا اگر هفت بشود هفتاد، يكهو ميبينيد ما شديم نامبر وان!اگر بشود هفتصد، ميبينيد ما شديم ژاپن! هفت هزار كه ديگر نوبر است. 70 هزار و...
الان با توجه به كرامات تدبيري ما كه دارد همه جوانبمان را در بر ميگيرد، حتي ما پيش بيني هم ميكنيم. يعني از الان داريم براي سال بعد هم مكاتبه ميكنيم تا آش نخورده دهنمان نسوخته باقي نماند. شاپور عزيزمان با بيان اينكه اميدواريم در سال 2016 رتبه كسب و كار ايران وضعيت خوبي داشته باشد، گفته براي سال آينده نيز مكاتباتي انجام شده كه بانك جهاني پذيرش آن را منوط به نتايج پرسشنامه از فعالان بخش خصوصي كرده است. فقط بايد اولاد آدم برود و هفت تا استشهاديه محلي جمع كند كه اين پرسشنامههايي كه بناست پر شود را واقعاً بخش خصوصي پر كرده است و اصلاً هنوز اين بخش در ايران منقرض نشده و دولت آن را نبلعيده است!
همانطور كه ميبينيد اين هفت خيلي كارها برايمان دارد انجام ميدهد. اصلاً اين هفت يعني خيلي. بگذاريد يك قصه برايتان تعريف كنم تا مانند سفيدبرفي در ميان هفت كوتوله خوابتان ببرد و آنها شاخصها را با مكاتبه اصلاح كنند تا شما كه از خواب بيدار شديد احساس كنيد كه وضعتان هفت برابر بهتر شده و جيبتان هفت برابر پولدارتر!
قصه:
در سال ۱۸۸۹ ميلادي كتابي از يك جهانگرد منتشر شد كه از جمله روش شمردن را در ميان قبيلهاي از تورس شرح داده است. اينها براي شمردن تنها از دو واژه استفاده ميكردند: يك و دو. براي عدد سه ميگفتند «دو و يك » براي چهار «دو و دو»، براي پنج «دو و دو ويك» و براي شش «دو و دو و دو» ولي براي عددهاي بزرگتر از شش هر قدر بود، ميگفتند «خيلي». گرچه اين آگاهي مربوط به پايان سده نوزدهم است ولي ميتواند گواهي بر شيوه شمردن در آغاز شكلگيري مفهوم عدد در ميان انسانهاي نخستين باشد. بعدها كه براي عددهاي بزرگتر هم نامي در نظر گرفتند به احتمالي براي عدد «هفت» از همان واژه قبلي «خيلي» يا «بسيار» استفاده كردند.
نتيجه:
يعني احتمال دارد ما در يك وضعيت پسامدرن يا پساتحريم يا پسا نامهاي قرار بگيريم و دست قبيله تورس را از پشت، هفت بار ببنديم! بله! ما خيلي مكاتبه ميكنيم. هفت كه سهل است! ما خيلي چاكريم. آقاي ربيعي هفت بار خسته نباشيد!