کد خبر: 734715
تاریخ انتشار: ۳۱ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۷
هر انساني فارغ از دغدغه‌هاي كاري و زندگي شخصي و مسئوليت‌هاي اجتماعي كه دارد زماني را پيدا مي‌كند كه مختص خودش است؛ زماني كه مي‌تواند در آن به هر آنچه خودش دوست دارد با فراغ خاطر مشغول شود بدون آنكه نياز باشد به كسي جوابگو باشد.
دكتر سيداحمد واحدي*

اين زمان در يك شبانه‌روز، در يك هفته و حتي در يك ماه مي‌تواند ايجاد شود و هركس بسته به تخصص، حس انسان دوستي و علاقه‌مندي‌اش مي‌تواند از اين زمان به بهترين شكل استفاده كند.

ما پزشكان بسيجي اكثراً كساني هستيم كه از طبقه مرفه و ثروتمند نبوده‌ايم پس مشكلات جسمي و دارويي مردم را كامل درك مي‌كنيم. فرقي نمي‌كند ما در چه سمت و جايگاهي مشغول به كار هستيم مهم اين است كه بتوانيم امروز بعد از سال‌ها درس خواندن و كسب درآمد كردن زكات اندوخته‌هاي علمي و مادي‌مان را بپردازيم. به نظر من براي آموزش دادن و طبابت خيريه هيچ جايي بهتر از روستاهاي دورافتاده و محروم نيست. شايد باورتان نشود اما ما در كشورمان روستاهايي داريم كه حتي بعد از چند ساعت طي مسافت كردن و هزينه مالي به پزشك و دارو دسترسي ندارند. گاهي اوقات در همين روستاها كه اغلب در مناطق مرزي خراسان، سيستان و بلوچستان و مناطق جنوبي كشور قرار دارند بيماراني وجود دارند كه عمل جراحي براي آنها از نفس كشيدن واجب‌تر است اما حتي به پزشك عمومي هم دسترسي نداشته‌اند چه برسد به اينكه جراحي به سراغشان برود.

يك روزي براي هركسي سخت بود كه باور كند در كلانشهرهايي مثل تهران، اصفهان، شيراز و البرز پزشكاني وجود دارند كه در طرح‌هاي معاينه رايگان حضور مستمر دارند اما خوشبختانه رفته‌رفته تعداد اين پزشكان آنقدر زياد شد كه ما امروز در گروه‌هاي معاينه رايگان‌مان از هر استاني كه فكرش را بكنيد با هر تخصصي پزشك داوطلب بسيجي داريم. پزشكاني كه در سرماي سخت زمستان كردستان و گرماي طاقت فرساي تابستان يزد و قم بدون هيچ چشمداشتي با گروه‌هاي پزشكي همراه مي‌شوند، رايگان معاينه مي‌كنند، نسخه مي‌نويسند، دارو مي‌دهند، در صورت امكان سرپايي جراحي و در صورت نياز اعزام به كلانشهرها مي‌كنند.

قشنگي حرفه ما هم به اين است شما تا وقتي پشت ميز مي‌نشيني يا در تهران طبابت مي‌كني همه تخصص و نسخه‌ات را با پول قياس مي‌كنند، حالا فكرش را بكنيد با يك گروه از دوستاني كه مثل تو فراغت تابستان‌شان را مي‌خواسته‌اند با طبابت پر كنند راهي منطقه‌اي شوي كه اكثر مردمش به خاطر بدي هوا يا آلودگي آب از بيماري‌هاي چشمي رنج مي‌برند. تو كارت را شروع مي‌كني، معاينه مي‌كني، نسخه مي‌نويسي و درمان مي‌كني. سهمت مي‌شود شنيدن «آقاي دكتر خدا آخر و عاقبتت رو ختم بخير كنه. خدا بهت بركت بده. عمر با عزت نصيبت بشه مادر. چشمم نمي‌ديد عفونت عاصيم كرده بود، اما حالا مي‌بينم به حق چشماي تيرخورده ارباب عوض خير بگيري...». مي‌بينيد چقدر قشنگ است؟ حتي خواندن و مرور اين جمله‌ها هم شيرين است چه برسد به اينكه خودت با چشم خودت ببيني و با گوش‌هايت اين دعاها را از زبان مردم زجر كشيده و نيازمند بشنوي. ما فراغتمان را با سلامت مردم پر‌مي‌كنيم.

* متخصص چشم، عضو بسيج
جامعه پزشكي

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها