اسم، اسم پدر و اسم پدربزرگ. وجودشان در اين سه، خلاصه ميشود. اين سه كه در كنار هم قرار بگيرد، آنها هويت ميگيرند. اسم، اسم پدر و اسم پدربزرگ، اين هويت آنهاست، شايد مثلاً «علي، غلام، حسين» شايد نه! قطعاً! اين هويت اوست. نه اينكه هميشه اينطور بوده باشد، نه! اين هويت اسارت است و هويت اسارت با همه چيز آزاد بودن تفاوت دارد، درست مثل هواي آزاد بودن، غذاي آزاد بودن، فكر آزاد بودن، عبادت آزاد بودن.
اسم، اسم پدر و اسم پدربزرگ؛ «علي، غلام، حسين». اين كتاب درباره اوست: «علي عليدوست قزويني». اين هويت، گاهي در شماره خلاصه ميشود، مثلاً شماره 147. اين شماره اوليه است، شماره اول اسارت كه گردنآويزي ميشود براي شناسايي. شماره ديگري هم هست، شمارهاي كه بودنشان، حضورشان و زنده بودنشان را در اسارت اثبات ميكند و شماره او؛ علي عليدوست قزويني، 980 است.
پنجمين شماره، دوره درهاي بسته، اسارت از زبان اسير شماره 980 است، روايتي از سالهاي طلبگي تا سالهاي اسارت، از حوزه علميه تا اردوگاههايي در عراق؛ موصل يك، موصل سه، موصل چهار و قرار است اين كتاب به اين سؤال پاسخ بگويد: «عاقبت اسير شماره 147 چه شد؟»، يا اينكه نه، واقعيتر و انسانيتر: «عاقبت علي عليدوست قزويني چه شد؟» قرار است اين كتاب، راوي باشد، راوي وضعيتي كه به نظر نميآيد عادت شود، اما ميشود: «روزهاي اول فكر نميكردم بشود به آن وضع عادت كرد، اما عادت كردم؛ به نبودن همه چيز و دوري همه كس» و راوي شرايطي كه دشوار است: «كمكم زمستان ميشد. نه لباس گرم به ما ميدادند، نه حتي پتو. روزها هم سرد بود، چه برسد به شب و وقت خواب. تنها پارچهاي كه دمدستمان بود، گونيهايي بود كه ميانداختند زير ديگ غذا. روغني و كثيف بودند، اما پوشيدنشان از تحمل سرما بهتر بود. همان گوني هم به همه نميرسيد.» دوره درهاي بسته، روايتگر شكنجه، حقارت و مقاومت است، روايتگر سالهاي سال، اسارت كه قرار نيست در آن عمري از كسي تلف شود. آزادي هم هست كه چه دير فرا ميرسد و پس از آتشبس، اسرا آن را انتظار ميكشند. 26 مرداد 1369، اين آرزو به تحقق ميپيوندد و همه اينها از زبان اسير شماره 980 نقل ميشود، از زبان علي عليدوست قزويني. دوره درهاي بسته از سوي انتشارات روايت فتح منتشر شده است.