غرب آسيا اين روزها شاهد تحولاتي جديد و قابل توجه است. در حالي همچنان تروريسم دستپرورده غرب به کشتار و بحرانسازي در منطقه ادامه ميدهد و رژيم صهيونيستي هر روز ابعاد جديدي از اشغالگري و جنايت را رقم ميزند چنانکه در روزهاي گذشته دهها فلسطيني شهيد و چندين نفر بازداشت شدهاند. اختصاص ميليونها دلار براي شهرکسازي جديد صهيونيستها نيز بعد ديگري از اين جنايات است. در کنار اين مسائل يک نکته مهم مشاهده ميشود و آن رويکرد کشورهاي عربي به روسيه است.
عادل الجير وزير امور خارجه عربستان به مسکو سفر کرده در حالي که براساس گزارشهاي منتشره در آينده نزديک ملکسلمان پادشاه عربستان نيز راهي روسيه خواهد شد. منابع خبري از آمادگي امير کويت براي سفر به مسکو خبر دادهاند در حالي که رسانهها اعلام کردند امير قطر نيز خود را براي چنين سفري آماده ميسازد.
السيسي رئيسجمهور مصر نيز تاکنون چندين ديدار با مقامات روسيه داشته از تکرار اين ديدار سخن گفته است. با توجه به اينکه کشورهاي رعبي به صورت سنتي روابط نزديکي با کشورهاي غربي به ويژه آمريکا، انگليس و فرانسه دارند اين سئوال مطرح ميشود که چرا اين کشورها روي به روسيه آوردهاند و چه اهدافي را در وراي آن پيگيري ميکنند؟آيا اين سفرها به منزله تغيير رويکرد سياست خارجي کشورهاي مذکور است و يا اينکه برگرفته از تحولات منطقهاي و جهاني ميباشد؟ آيا اين رويکردها را ميتوان تغيير موضع در قبال سوريه و ايران دانست يا خير؟ و در نهايت اينکه اين شرايط چه تاثيري بر آينده منطقه خواهد داشت؟
براي پاسخ به اين پرسشها بيان چند نکته ضروري ميباشد. نخست آنکه بررسي کارنامه منطقه نشان ميدهد که کشورهاي عربي چندان اميدي به اقدامات و حمايتهاي آمريکا ندارند به ويژه اينکه اين کشور نشان داده که توان اجراي مطالبات و اهداف آنان را ندارد و چنانکه در يمن و سوريه و عراق نتوانست شرايط مطلوب مورد نظر آنان را محقق سازد.
براين اساس از مدتها پيش کشورهاي عربي به دنبال متحدان جديد براي کاهش وابستگي به آمريکا و نيز ايجاد رقابت ميان آنان براي کسب امتيازات بيشتر ميباشند. رويکرد کشورهاي عربي به توسعه روابط با فرانسه را ميتوان در اين چارچوب دانست با اين وجود کشورهاي عربي در قبل فرانسه و حتي انگليس نيز نتوانستهاند دستاوردهاي مورد نظر خود را کسب نمايند. دراين شرايط کشورهاي رعبي مولفه سومي را در پيش گرفتند و آن رويکرد به روسيه است. البته اين رويکرد به منزله دوري کشورهاي عربي از غرب نميشود بلکه آنها صرفا به صورت تکنيکي به روسيه روي آورده تا تحريک کننده کشورهاي غربي براي امتيازدهي بيشتر باشد. دريافت تسليحات بيشتر را ميتوان از اصول اين گرايشات دانست. مسکو نيز که به دنبال جايگاهي در غرب آسيا ميباشد تلاش دارد تا از اين شرايط براي کسب منافع بيشتر و قدرتنمايي در برابر غرب بهره گيرد.براين اساس رويکرد کشورهاي عربي و روسيه بيشتر نگاهي تاکتيکي است تا روندي استراتژيک و بادوام.
دوم آنکه کشورهاي عربي دريافتهاند که طرحهاي آنان عليه سوريه با شکست همراه گرديده در کشورهاي غربي نيز نتوانستند کارکردي براي اين کشورها در عراق و سوريه داشته باشند در اين ميان خطر تروريسم نيز به تهديدي براي کشورهاي عربي گرديده در حالي که آنها گزينهاي جز رويکرد به سوريه براي مبارزه با تهديدات امنيتي ندارند که سفر مقامات برخي از اين کشورها به سوريه و حتي اعلام خبر سفر مملوک رئيس دفتر امنيت سوريه به عربستان در اين چارچوب صورت گرفته است. کشورهاي عربي در حالي نيازمند همگرايي با سوريه هستند که ورود مستقيم و فراگير به اين عرصه را افشاي شکست خود در برابر مقاومت سوريه و متحدانش ميدانند.
براين اساس آنان با گرايش به روسيه برانند در ساختاري با نام اجراي راهکار سياسي در قبال سوريه، اين عقبنشيني را توجيه نمايند. با توجه به اينکه گرايش به جمهوري اسلامي ايران در قبال مسئله سوريه و منطقه افشاگر واهي بوده ادعاهاي گذشته اين کشورها مبني بر نقش منفي ايران در منطقه است لذا آنان با رويکرد به روسيه ضمن پنهانسازي نيازشان به ايران، برآنند تا از روسيه به عنوان حلقه واسط در قبال ايران بهره گيرند.
البته کشورهاي عربي براي حفظ ظاهر مطالبات و شروطي را در قبال سوريه مطرح ميسازند که بيشتر جنبه ظاهري دارد که براي پنهانسازي شکستهايشان در برابر سوريه صورت ميگيرد حال آنکه حقيقت امر نياز شديد اين کشورها به روابط با سوريه و جمهوري اسلامي ايران به عنوان برقرار کنندگان ثبات و امنيت در منطقه است.