جان كري وزير امور خارجه آمريكا در سفري دورهاي راهي منطقه شده است. وي پس از ديدار از مصر در قطر با وزراي خارجه شوراي همكاري خليج فارس ديدار نمود. نكته قابل توجه در وراي اين ديدارها رفتارهاي رسانهاي غرب در باب نتايج اين مذاكرات است. رسانههاي غربي در محور سفر وي را گفتگو در باب توافقات ايران و گروه 1+5 عنوان نمودند كه پس از رايزنيهاي كري نيز از موفقيت وي در جلب رضايت اين كشورها در پذيرش توافق ايران و +5 سخن گفتند.
روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی نوشت: روز دوشنبه جان کری در دیدار با رهبران کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بالاخره توانست موافقت محتاطانه این کشورها را با توافق هستهای به دست آمده با ایران جلب کند.
روزنامه وال استریت ژورنال نيز در گزارشی نوشت: کشورهای عرب حاشیه خلیج (فارس) سرانجام پس از ماهها اعمال نفوذ کاخ سفید و وعده افزایش فروش تسلیحات، اشتراک اطلاعات و آموزش نظامی حمایت خود از توافق هستهای را اعلام کردند. اين نشريه در ادامه ادعا مي كند كه رويكرد كشورهاي عربي به اين امر به انزواي بيشتر رژيم صهيونيستي منجر ميشود.
بررسي ابعاد اين فضاسازيها نشان ميدهد كه محافل رسانهاي غرب تلاش دارند تا سفر كري را سفري موفقيت آميز عنوان دارند كه از يك سو قدرت ديپلماسي آمريكا را نشان ميدهد و از سوي ديگر بيانگر تغيير رفتار آمريكا در قبال ايران است بگونهاي كه كري با تغيير نگرش كشورهاي عربي تلاش كرده تا چند روز پيش توافق ايران و گروه 1+5 را مغاير با منافع خود و حتي امنيت منطقه ميدانستند. اين رويكرد رسانهاي براي برجسته سازي عملكردهاي آمريكا در حوزه ديپلماسي و از جمله ايران در حالي صورت ميگيرد كه يك سوال مطرح است و آن اينكه آيا تغيير ديدگاه كشورهاي عربي واقعا معطوف به رفتار كري بوده است و ديگر آنكه آيا واقعا محور سفر كري را جلب رضايت اين كشورها در قبال توافق ايران و 1+5 تشكيل ميداد. ؟
در پاسخ به اين سوالات چند نكته قابل توجه است. نخست آنكه جهانيان اذعان دارند كه فعاليت هستهاي ايران كاملا صلح آميز است و جمهوري اسلامي ايران همواره با صلح و ثبات منطقه قدم برداشته كه حمايت آن از مقاومت در برابر رژيم صهيونيستي به عنوان دشمن اول منطقه و نيز مبارزه ايران با تروريسم نمودي از اين رويكردهاست كه اعتماد ملتهاي منطقه را به ايران روزافزون ساخته است.
بر اين اساس رفتار كري نميتواند عامل تغيير نگرش اين كشورها باشد بلكه اين صداقت و نگاه برادرانه ايران به كشورهاي منطقه و بويژه مبارزه ايران با رژيم صهيونيستي زمينه ساز اعتماد منطقه به ايران بوده و هست و اگر هم برخي كشورهاي عربي مواضعي در قبال ايران گرفتهاند به تحريك كشورهاي غربي بويژه آمريكا بوده است.
نكته مهم ديگري كه بايد در نظر داشت تقارن برخي تحولات منطقهاي با ديدار كري و شوراي همكاري خليج فارس است. در فلسطين اشغالي صهيونيستها بارديگر مسجد الاقصي را هدف قرار دادند در حالي كه صهيونيستها به شدت تقلا ميكنند تا از ادامه واكنش جهاني به زنده زنده سوزاندن شير خواره فلسطيني به دست صهيونيستها جلوگيري نمايند.
محور ديگر تشديد حملات عربستان و معدود متحدانش به يمن است كه با محور عدن صورت ميگيرد در حالي كه پاسخهاي ارتش و نيروهاي مردمي يمن به تجاوزات سعودي شكستهاي سنگيني را براي رياض رقم زده است. در قبال سوريه نيز از يك سو آمريكا با عملياتي ساختن پايگاه اينجرليك در تركيه به بحران سازي در اين كشور در لواي حمايت از معارضان ميان رو ادامه ميدهد در حالي كه مكمل اين رفتار نيز حملات تركيه به سوريه و عراق به بهانه مقابله با پ.ك.ك و داعش ميباشد.
نكته مهم ديگر آنكه در شرايطي كه غرب تقلا دارد تا چنان وانمود سازد كه ايران پس از جمع بندي مذاكرات هستهاي با ايران از مقاومت منطقه دور ميگردد، سه شنبه جمهوري اسلامي ايران ميزبان نشست سه جانبه با حضور معاون وزير خارجه روسيه و معلم وزير خارجه سوريه براي بررسي تحولات سوريه و منطقه بود در حالي كه جمهوري اسلامي بارديگر تاكيد كرد هرگز حاضر به كنار نهادن حمايت از ملت و نظام سوريه نمي باشد و بر راهكار سياسي در قبال اين كشور تاكيد دارد.
مجموع اين تحولات در حالي روي داده كه آمريكا از يك سو به دنبال پنهان سازي جنايات خود و دوستانش در سرزمينهاي اشغالي، يمن و سوريه و عراق است و از سوي ديگر به دنبال اهميت زدايي از جايگاه منطقهاي ايران و نيز كتمان پيوند ناگسستني ايران با مقاومت. بر اين اساس رسانههاي غربي با برجسته سازي توافق كشورهاي عربي با خواست آمريكا در باب توافق هستهاي به دنبال پنهان سازي تحولات مهم منطقه و نجات آمريكا از شكستها و رسواييهاي بيشتر مبني بر حمايت آن از رژيمهاي ديكتاتور منطقه و ناتواني آن در دور ساختن ايران از مقاومت منطقه مي باشند كه با برجسته سازي امري حاشيهاي به جاي تحولات اصلي منطقه صورت ميگيرد.