انتخاب پرويز مظلومي به عنوان سرمربي استقلال خبر عجيبي بود، خبري كه دو هفته پيش اعلام شد تا به بلاتكليفي نيمكت آبيپوشان براي فصل آينده پايان دهد. اين در حالي بود كه صحبت از حضور يك سرمربي خارجي يا عليرضا منصوريان در استقلال بود اما با منتفي شدن حضور اين مربيان، ناگهان نام مظلومي به عنوان سرمربي فصل آينده آبيپوشان اعلام شد، تصميمي كه خيليها را شگفتزده كرد، اينكه يك مربي پس از دو سال خانهنشيني و بدون تيم بودن يك مرتبه به نيمكت استقلال ميرسد براي خيلي از هواداران اين تيم قابل هضم نبود، آن هم مربياي كه تنها خاطره خوب استقلاليها از او پيروزي در 4 دربي بود و كارنامه او در تيمهايي كه بعد از استقلال هدايت آنها را بر عهده گرفت آنقدر ضعيف بوده كه در دو سال گذشته هيچ تيمي به سراغ او نرفته و مظلومي ترجيح داده به كارهاي ديگر برسد. حالا براي اين مربي با چنين كارنامهاي در سالهاي اخير، استقلاليها فرش قرمز پهن ميكنند، امري كه نگرانيها درباره عملكرد استقلال در فصل آينده را افزايش داده است. با اين حال انتخاب يك مربي خانهنشين و سيكل چرخش نيمكت استقلال بين مظلومي و قلعهنويي را بايد در سيستم معيوب فوتبال كشورمان جستوجو كرد، سيستمي كه ميتواند به يك مربي ناموفق آن هم براي تيم بزرگي مانند استقلال اعتماد كند و حكم سرمربيگري آبيها را براي چنين مربياي بزند.
اين سيستم معيوب سالهاست بر فوتبال ايران حكمفرما است و حتي مديري مانند بهرام افشارزاده كه كارنامه درخشاني در مديريت ورزش ايران دارد را نيز با خود همراه ميكند. همين ميشود كه افشارزاده در يك تصميم عجيب تنها براي اينكه زمان را استقلال از دست ندهد، به دم دستيترين گزينه هدايت استقلال بله را ميگويد و او را روي نيمكت آبيها مينشاند. او ديگر به اين فكر نميكند كه پرويز مظلومي دو سال خانهنشين بوده و كارنامه ضعيفي در سالهاي اخير از خودش به جا گذاشته است. فشارهايي كه بر روي مديران فوتبال به خصوص در تيمهاي بزرگي مانند استقلال و پرسپوليس وجود دارد، آنها را در مخمصهاي قرار ميدهد كه بدون آيندهنگري تنها به گذشتن امروز فكر كنند و آينده در برنامههايشان جايي ندارد. همين است كه بدون توجه، تصميماتي ميگيرند كه خيليها را متعجب كند، آن هم تنها به خاطر اينكه فشار را از روي آنها دور كند. مانند تصميمي كه افشارزاده در استقلال گرفت، او پس از اينكه از قرارداد با مربي خارجي نااميد شد و ديد نفتيها منصوريان را نميدهند، در يك تصميم احساسي سريعاً حكم مربيگري را براي مظلومي زد، بدون اينكه توجه كند انتخاب چنين مربياي چه عواقبي ميتواند براي استقلال داشته باشد. افشارزاده تنها ميخواست فشاري كه روي او براي انتخاب مربي است را از روي خودش بردارد و اين فشارها را به سمت ديگري شيفت دهد. به همين خاطر يك تصميم عجيب و غريب براي نيمكت استقلال گرفته ميشود تا هواداران حالا به جاي افشارزاده، مظلومي را به عنوان سيبل انتظاراتشان در فصل آينده انتخاب كنند.
البته اين تصميم افشارزاده را ميتوان نمونهاي از تصميمات احساسي و بدون پشتوانهاي دانست كه در چند سال اخير در فوتبال كشور گرفته شده است و خيلي از اين تصميمها هم هزينههاي زيادي را به فوتبال كشور تحميل كرده است و سبب شده تا فوتبال درجا بزندو حتي عقبگرد داشته باشد. اين تصميمات به خصوص براي دو باشگاه استقلال و پرسپوليس و از زمان حضور محمود گودرزي به عنوان وزير ورزش بيشتر از قبل شده است، تصميمهايي كه باشگاهي مانند پرسپوليس را هر چند ماه يك بار صاحب يك مدير و يك تفكر جديد ميكند و ركورد تغيير مديرعامل براي اين تيم در چند سال را به نام پرسپوليس ثبت ميكند، تغييراتي كه آرامش را از اين تيم ميگيرد و نتيجه آن هم ميشود اينكه قرمزها سالهاست كه آب خوش از گلويشان پائين نرفته و اين تيم ديگر در بين مدعيان جايي ندارد و حتي كار به جايي رسيده كه اين تيم، فصل پيش براي فرار از سقوط نكردن ميجنگيد!
اين را بگذاريد كنار تصميمهاي خلقالساعهاي كه براي استقلال گرفته ميشود، تا اين شائبه براي خيليها به وجود بيايد كه همه اين مسائل براي نابودن كردن دو تيم بزرگ پايتخت و گرفتن آن ابهت هميشگيشان است، شائبهاي كه هر چند دور از واقعيت هم باشد اما با تصميماتي كه مجموعه وزارت ورزش و مديريت سرخابيها براي تيمهايشان ميگيرند گامي براي عملي كردن آن باشد.