مذاکرات هستهاي ميان جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5 در حالي ادامه دارد که رفتارهاي آمريکاييها در چند محور قابل توجه است. اولا آنان لغو تحريمها را مشروط به بازرسيهاي بدون حد و اندازه از مراکز نظامي و آزادي دست آژانس براي بازرسي از هر نقطهاي از ايران و بازجويي از دانشمندان هستهاي ميسازند در حالي که ادعا دارند تحريمها لغو نخواهد شد بلکه تعليق موقت ميگردد و هر لحظه قابل برگشتپذيري است.
آنان همچنان عدم پذيرش دستيابي ايران به دانش هستهاي را مطرح و ادعا دارند که ايران نميتواند داراي چرخه سوخت هستهاي باشد و فعاليتهاي آن در اراک و فورد و بايد تا سالهاي طولاني ادامه داشته باشد. در کنار اين مسائل يک نکته بسيار مهم مطرح است و ادعاي آمريکا مبني بر رويکرد کشورهاي عربي از جمله رعبستان به سلاحهاي اتمي و جنگ افزارهاي پيشرفته در صورت عدم حصول يک توافق با راستيآزمايي است.
به عنوان نمونه رابرت اينهورن مشاور رئيسجمهور آمريکا ميگويد اگر توافقي محکم که قابل راستيآزمايي باشد صورت نگيرد رويکرد منطقه به تسليحات و تجهيزات پيشرفته و هستهاي وجود دارد که تهديدي براي امنيت منطقه است. اين ادعاي آمريکاييها در حالي مطرح ميشود که يک سئوال مهم مطرح است و آن اينکه اگر کشورهاي عربي از هستهاي شدن منطقه به سمت تسليحات هستهاي پيش ميروند چرا در طول چند دهه اخير که رژيم صهيونيستي داراي بمب هستهاي است چنين رويکردي نداشتهآند. اين مسئله از دو حالت خارج نميباشد يا اينکه آمريکا به عنوان محور تصميمگيري براي اين کشورها اجازه رويکرد آنان به تسليحات هستهاي را نداده و به نوعي مانع از گرايش آنان به اين تسليحات به رغم تهديدات گسترده رژيم صهيونيستي عليه اين کشوره گرديده و با اينکه عملا اين کشورها توان دستيابي به سلاح هستهاي را نداشتهاند. به عبارتي کشورهاي عربي منطقه اگر هم تمايل به داشتن بمب هستهاي بودهاند نميتوانستند به دليل عدم برخورداري از دانش هستهاي به توليد اين سلاحها روي آورند.
با توجه به اين شرايط در باب ادعاي آمريکاييها مبني بر گرايش کشورهاي عربي منطقه به سمت تسليحات هستهاي يک گزينه وجود دارد و آن اينکه اين رويکرد با حمايت و طراحي آمريکا خواهد بود. به عبارتي اين کشورها در صورتي ميتوانند به سمت چنين تسليحاتي پيشروند که يا آمريکا اجازه اين کار را به آنها بدهد و محدوديت هاي گذشته آنان را بردارد و يا اينکه خود آنها را در اختيار اين کشورها قرار دهد. براين اساس ادعاي آمريکا مبني بر تاثير منفي عدم تحقق توافقي مطلوب کشورهاي عربي زمينهساز رقابت تسليحاتي در منطقه ميشود صرفا براي فريب افکار عمومي و توجيه زيادهخواهي آمريکا در مذاکرات است. آمريکاييها برآنند تا با ادعاي اينکه طرح و مطالبات آنان در مذاکرات هستهاي نه براي اهدف شخصي بلکه براي امنيت منطقه ميباشد، ضمن نمايش چهرهاي مثبت از آمريکا و القاء تقابل ميان کشورهاي عربي اصل سنت و ايران شيعه، به دنبال تحميل زيادهخواهيهاي خود به ايران است.
آمريکاييها البته با بالا بردن وضعيت امنيتي منطقه برآنند تا حضور گستردهتر نظامي خود در منطقه را نيز توجيه نمايند. نکته بسيار مهمي که بايد به آن توجه شود آن است که کشورهاي عربي نه توان توليد سلاح هستهاي دارند و نه تمايلي براي اجراي چنين طرحي و مواضع مطرح شده در اين زمينه نيز صرفا به دليل القاءها و تحريکات آمريکا بوده است. اين اصل انکارناپذير است که اگر هر کدام از کشورهاي عربي منطقه به سمت بمب هستهاي پيش روند صرفا يک گزينه در باب آنها مطرح است و آن اينکه عامل و مجري اين طرح آمريکاييها بودهاند نه خود اين کشورها. نکته قابل توجه آنکه آمريکاييها در ادبيات گفتاري خود در حالي از پيامدهاي منفي عدم توافق خوب و قابل راستيآزمايي بر منطقه ميگويند که از يک سو ايران را تهديد به وجود همه گزينهها از جمله گزينه نظامي روي ميز ميکنند اما به کشورهاي عربي در باب حرکت احتمالي به سمت تسليحات هستهاي هشدار نداده و عملا به آنها چراغ سبز نشان ميدهند.
حال آنکه اگر واقعا آمريکا به دنبال امنيت هستهاي منطقه است بايد به اين کشورها در باب پيامدهاي رويکرد تسلحياتي هستهاي هشدار دهد حال آنکه هيچ اقدامي در اين زمينه صورت نميدهد. براين اساس به صراحت ميتوان گفت که تهديد هستهاي شدن کشورهاي عربي نه به دليل عدم توافق هستهاي بلکه برگرفته از سياستهاي آمريکا خواهد بود که براي حفظ منافع خود زمينهساز هستهاي شدن منطقه ميگردد و ادعاي آنان در باب تاثير توافق هستهاي در اين زمينه ادعايي واهي و فريبکارانه است.