جنايات گروههاي تروريستي در عراق و سوريه و حملات ائتلاف آمريكايي – سعودي به يمن در حالي كانون توجهات جهاني است كه محافل رسانهاي و سياسي غرب براي رسيدن به اهداف سلطه طلبانه در منطقه اقدامات خاصي را با محوريت ايجاد تنش در مناسبات عربستان با جمهوري اسلامي ايران اجرا ميسازند.
در اين چارچوب آنها برآنند تا ايران و عربستان را به عنوان دشمني آشتي ناپذير معرفي نمايند كه به ادعاي آنها تنهايشان به جنگهاي نيابتي در منطقه منجر شده است. جالب توجه آنكه اين رسانهها به افشاگري گسترده در باب روابط عربستان با رژيم صهيونيستي پرداختهاند و همزمان سران صهيونيستها نيز براي دميدن در بحرانهاي منطقه از روابط گسترده با عربستان سخن گفته و برخي مقامات عربستاني نيز كه همچنان در تصور بهرهگيري از حمايتهاي آمريكا براي كسب قدرت بيشتر هستند در اين آتش ميدمند.
نكته مهم آنكه برخي محافل رسانهاي غربي با بهره گيري از اين وضعيت به دنبال تطهير چهره آمريكا و معرفي آن به عنوان دوست براي ايران و تبديل عربستان به دشمن اول هستند اين رويه از سوي رسانهاي غربي البته با اين ادبيات كه توافق هستهاي عربستان را به هراس انداخته و نيز اين عبارت كه آمريكا بايد به جاي عربستان به دنبال ايران باشد صورت ميگيرد.
در تحليل رفتاري محافل رسانهاي غربي ميتوان گفت مجموع اين رفتارها براي گرفتار سازي ايران در معادلات آمريكايي منطقه است كه از يك سو تحليل بردن توان ايران در تقابل با عربستان و نيز مسائلي مانند تروريسم جاري در منطقه است و از سوي ديگر ترميم چهره آمريكا از دشمن به يك ناجي و دوست كه در صورت توافق با آن، عربستان و رژيم صهيونيستي شكست مي خورند.
جالب توجه آن است كه همزمان مواضع ضد ايراني صهيونيستها نيز تشديد شده تا مكملي باشد براي تحريك ايران به عبور از خطوط قرمز و امتيازدهي گسترده در مذاكرات به عنوان مولفه شكست عربستان و رژيم صهيونيستي و به اصطلاح رسيدن به قدرت منطقهاي ..
نكته مهم بزك شدن چهره آمريكا از دشمن به دوست است حال آنكه تمام اين فتنه انگيزيها برگرفته از اقدامات آمريكا براي بحران سازي در منطقه و نيز سوق دادن ايران با توافق بر اساس چارچوبهاي آمريكا است.
كارنامه آمريكا نشان ميدهد كه اين كشور براي بازگشت به منطقه و تشديد دخالتهايش سياست انگليسي فرقه انداز و حكومت كن را در پيش گرفته است. به عنوان مثال از يك سو با گسترش تروريسم در منطقه فضاي ناامني را در كل منطقه ايجاد كرده است و از سوي ديگر با ايجاد چند دستگي در كشورها و ميان كشورها سعي در دور ساختن آنها از مسائل اصلي منطقه يعني سلطه گري آمريكا و صهيونيستها دارد.
به عنوان مثال در عراق مسئله شيعه و سني را مطرح ميسازد در سوريه ادعاي حمايت از معارضان ميانه روي سوري را مطرح و در لبنان تقابل ميان 8 حزب الله و 14 مارس را پيگيري ميكند.
آمريكا همزمان به دنبال ايجاد شكاف در ميان كشورها در قالب شيعه و سني است كه تحركات صورت گرفته براي تحريك عربستان در قبال ايران در اين چارچوب ميباشد.
اين در حالي است كه ايران و عربستان ميتواند در تحقق وحدت مسلمانان و مقابله با بحرانهاي منطقه ايفاي نقش داشته باشند.
نكته مهم آنكه رفتارهاي ضد ايراني عربستان توطئه آمريكا و رژيم صهيونيستي براي برهم زدن روابط دو كشور و بحران سازي در منطقه است كه صرفا به نفع آمريكا و صهيونيستها و حتي گروههاي تروريستي ميباشد. رفتارهاي آمريكا در تحريك عربستان نشان ميدهد كه آمريكا همچنان همان سياستهاي ضد ايراني و بحران ساز در منطقه را دارد كه مهر تاييدي بر بي اعتمادي ايران است.
گوش دادن به نسخههاي آمريكا توسط عربستان هم براي اين كشور و هم منطقه هزينه دارد و رياض براي رسيدن به جايگاه واقعي خود در منطقه و جهان اسلام بايد از آمريكا دوري و به سمت روابط دوستانه با منطقه گام بردارد و ايران از توسعه روابط در اين چارچوب استقبال ميكند . دشمن اول منطقه آمريكا و رژيم صهيونيستي هستند و نبايد مسائل ديگر جايگزين آنان گردد. وحدت منطقه در مبارزه با آمريكا و صهيونيستها مولفهاي در پايان دادن به اين فتنه انگيزيها و ايجاد ثبات در منطقه است. آنچه جهانيان اذعان دارند آن است كه آمريكا جز بحران سازي در منطقه هدفي ندارد و كشورهايي مانند عربستان نيز با گرفتار آمدن در بازي آمريكايي سرنوشتي جز نابودي ندارند چنانكه در تحولات يمن، عربستان به نيابت از آمريكا وارد گرديد اما با شكست سنگين مواجه گرديد كه نتيجه جز تشديد انزجار منطقه از عربستان نتيجهاي براي آلسعود نداشته است.