به گزارش خبرنگار ما، نخستين مردي كه صبح ديروز در زندان رجايي شهر كرج پاي چوبه دار رفت و قصاص شد مرد جواني به نام شاهرخ بود كه بهمن سال 88 نامادرياش را كشته بود.
صبح روز 13 بهمن ماه سال 1388 مسئولان بيمارستاني در شهرستان شهريار مرگ مشكوك زن جواني را به مأموران پليس اطلاع دادند. سپس مأموران پليس به همراه بازپرس ويژه قتل در محل حادثه حاضر شدند. مأموران با جسد زني به نام فريبا روبهرو شدند كه قسمتهايي از بدنش سوخته شده بود نشان ميداد عامل اين حادثه پس از قتل قصد آتش زدن جسد را داشته است. پزشكي قانوني هم پس از معاينات اوليه علت مرگ را فشار بر عناصر حياتي اعلام كرد. مأموران در نخستين گام از شوهر مقتول تحقيق كردند. وي گفت: لحظاتي قبل وقتي وارد حياط خانهام شدم مشاهده كردم پسرم شاهرخ در حال آتش زدن جسد نامادرياش است. بلافاصله آتش را خاموش كردم كه شاهرخ موفق به فرار شد. سپس بلافاصله همسرم را به بيمارستان رساندم اما او فوت كرده بود. يكي از همسايهها هم گفت: لحظه حادثه شاهرخ را ديدم كه جسم پتوپيچ شدهاي را به داخل حياط آورد. او ناگهان كبريت زد و جسم پتوپيج شده را آتش زد كه پدرش رسيد و شاهرخ هم از خانه به سرعت گريخت. در حالي كه تحقيقات نشان ميداد عامل اصلي اين حادثه شاهرخ است مأموران تحقيقات گستردهاي را براي دستگيري مظنون حادثه آغاز و سرانجام متهم را دستگير كردند. وي در بازجوييها به قتل نامادرياش اعتراف كرد و گفت: پدرم چند سال قبل مادرم را طلاق دادو با زن ديگري ازدواج كرد تا اينكه مدتي قبل هم زن دومش را طلاق داد و با فريبا ازدواج كرد. فريبا من و خواهرم را اذيت ميكرد و باعث شده بود پدرم به من و خواهرم توجهي نكند. مدتي قبل، از پدرم خواستم دختر عمهام را براي من خواستگاري كند. من معتاد بودم به همين خاطر روز خواستگاري عمهام از پدرم خواست تا براي خوشبختي دخترش تعهد بدهد اما نامادريام مخالفت كرد و ازدواج ما سر نگرفت. از آن روز به بعد از او كينه به دل گرفتم تا اينكه روز حادثه من و نامادريام در خانه تنها بوديم. فريبا از من خواست تا از خانه بيرون بروم به همين دليل با او درگير شدم و خفهاش كردم. سپس جسدش را داخل پتو پيچيدم به حياط خانه بردم تا آتش بزنم كه پدرم از راه رسيد و من فرار كردم. متهم پس از كامل شدن تحقيقات در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شد. اولياي دم براي متهم درخواست قصاص دادند و هيئت قضايي هم وي را به قصاص محكوم كرد. پس از تأييد حكم قصاص در شعبه 27 ديوان عالي كشور پرونده متهم براي سير مراحل قانوني اجراي حكم به شعبه اجراي احكام فرستاده شد و سرانجام شاهرخ سحرگاه ديروز بعد از گرفتن استيذان حكمش از رئيس قوه قضائيه با حضور اولياي دم در زندان رجايي شهر با چوبه دار قصاص شد.
قتل پسر جوان در باغ صالحآباد
دومين متهم كه سحرگاه ديروز پاي چوبه دار از اولياي دم مهلت مشروط گرفت پسر جواني به نام ساميار بود كه مرداد ماه سال 82 در يك درگيري پسر جواني را به قتل رسانده بود.
روز 17 مردادماه سال 1382 مأموران پليس شهرستان شهريار در جريان درگيري خونيني بين سه پسر جوان در روستاي صالحآباد قرار گرفتند. وقتي مأموران پليس به محل حادثه رسيدند شاهدان ماجرا گفتند كه لحظاتي قبل پسر 21 سالهاي به نام رشيد كه نگهبان باغي دراطراف اين روستا است دو پسر جوان به نامهاي فريد و شهرام را با چاقو زخمي كرده و از محل گريخته است. بررسيهاي بعدي نشان داد كه فريد در بيمارستان بر اثر خونريزي شديد جان باخته است. بدين ترتيب مأموران پليس رشيد را به عنوان مظنون به قتل فريد تحت تعقيب قرار دادند. در حالي كه تحقيقات درباره اين حادثه ادامه داشت مأموران پليس يك روز بعد از حادثه موفق به دستگيري قاتل فراري شدند. متهم در بازجوييها با اظهار پشيماني به قتل فريد اعتراف كرد. وي گفت: من و فريد مدتي قبل با هم درگير شديم. روز حادثه او و دوستش سراغ من آمدند و من از ترس چاقويي به طرف آنها پرتاب كردم كه متأسفانه فريد به قتل رسيد. وي در پايان از اولياي دم درخواست گذشت كرد. متهم پس از تحقيقات از سوي هيئت قضايي شعبه 71 دادگاه كيفري استان به قصاص محكوم شد. رأي دادگاه پس از تأييد در ديوان عالي كشور براي اجرا به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي فرستاده شد. سرانجام متهم سحرگاه ديروز در زندان رجايي شهر پاي چوبه دار قرار گرفت، اما اولياي دم هنگام اجراي حكم با گذاشتن شرطي به متهم مهلت دادند تا در صورت انجام شرط وي را ببخشند ودر غير اين صورت در فرصت بعدي حكم را اجرا كنند.
قتل مرد جوان در بنگاه مشاور املاك
سومين متهم كه سحرگاه ديروز پاي چوبه دار از اولياي دم مهلت گرفت پسر 30 سالهاي است كه 6 سال قبل مردي را در بنگاه املاكشان به قتل رسانده بود.
مأموران كلانتري 158 كيانشهر در جنوب تهران روز 3 تير ماه سال 1388 هنگام گشتزني با تاكسي پرايدي روبهرو شدند كه در آتش ميسوخت. پس از مهار آتش مأموران پليس جسد مرد 47 سالهاي را به نام امير كشف كردند. بعد از اينكه جسد به پزشكي قانوني ارسال شد مشخص شد وي بر اثر اصابت ضربه جسمي سخت به سرش و فشار بر عناصر حياتي گردن فوت كرده است. تحقيقات بعدي نشان داد كه مقتول صبح روز حادثه براي فسخ معامله خانهاي در بنگاه املاكي قرار ملاقات داشته است. دختر مقتول اظهار داشت: پدرم چند روز قبل در بنگاه املاكي خانهاي را قولنامه كرده و مبلغ 32 ميليون و 600 هزار تومان هم به پسر صاحب بنگاه بيعانه داده بود، اما ديروز پشيمان شد و قرار بود براي فسخ معامله به بنگاه برود وپولش را بگيرد. بنابراين مأموران پليس به پسر بنگاهدار مشكوك شدند و وي را براي تحقيقات بيشتر بازداشت كردند. متهم در بازجوييها به قتل امير با همدستي يكي از دوستانش اعتراف كرد. متهم گفت: من معتاد به مواد مخدر شيشه هستم. چند روز قبل من بدون اجازه پدرم معاملهاي را با مقتول انجام دادم و مبلغي را بيعانه گرفتم تا اينكه روز حادثه او تماس گرفت كه و گفت پشيمان است و قصد دارد براي فسخ معامله و گرفتن بيعانه به بنگاه بيايد. وقتي او وارد بنگاه شد من و دوستم شيشه مصرف كرده بوديم و حالت عادي نداشتيم، به اين دليل با چكش ضربهاي به سرش زدم و بعد هم خفهاش كردم. پس از اين جسدش را به داخل تاكسياش برديم و تاكسي را آتش زديم.
متهم در شعبه 74 دادگاه كيفري استان به قصاص محكوم شد. متهم سحرگاه ديروز بعد از سير مراحل اجراي حكم در زندان رجايي شهر پاي چوبه دار رفت اما اولياي دم با گذاشتن شرطي به وي مهلت دادند. بنابراين متهم بار ديگر به زندگي بازگشت تا شرط اولياي دم را اجرا كند وگرنه به گفته اولياي دم در فرصت بعدي حكم اجرا خواهد شد.
رضايت پاي چوبه دار به احترام حضرت علياكبر
چهارمين مرد محكوم به اعدام سحرگاه ديروز در زندان رجايي شهر در حالي كه طناب دار به گردنش آويخته بود موفق شد از اولياي دم رضايت بگيرد. پدر و مادر مقتول كه از شهرستان ابهر استان زنجان براي اجراي حكم به زندان رجاييشهر آمده بودند بدون هيچ چشمداشتي متهم را بخشيدند.
متهم كه پسر جواني به نام اسماعيل است 7 دي ماه سال 1387 در كارخانه فرغونسازي در روستاي انجمآباد شهرستان رباط كريم در يك درگيري با پسر 24 سالهاي به نام جليل ارمكاني او را با اصابت چاقو به قتل ميرساند. گزارش كامل قتل در شماره روز شنبه منتشر ميشود.