دوسال پيش با فروش منزل مسكوني جلال آلاحمد
وسيمين دانشور به شهرداري،بيم ها واميدهايي در مردم علاقمند به اين دو نويسنده
ايجاد شد كه تا هم اينك نيز ادامه دارد.اينك پس از سپري شدن اين مدت از اين رويداد
فرهنگي ،محمدحسين دانايي خواهرزاده زنده ياد جلال آل احمد،در باره اين فرآيند
وفراز وفرودهاي آن توضيحاتي داده است.
اميد آنكه مقبول افتد.
یکی از دغدغههای روزمره علاقمندان به امور فرهنگی و هنری کشور، موضوع فروش خانه مرحوم آلاحمد به شهرداری تهران برای تبدیل آنجا به یک مرکز فرهنگی عامالمنفعه است، اما متأسفانه اخبار لازم در مورد وضعیت این پروژه منتشر نمیشوند و کسی هم پاسخگوی حساسیتهای عمومی نسبت به این پروژه نیست. آخرین خبری هم که در این مورد منتشر شده، خبری است مربوط به بهمن ماه پارسال از قول شما مبنی بر اینکه بالاخره پس از یک دوره انتظار طولانی و پراضطراب، تعمیرات جزیی خانه سیمین و جلال در بهمن ماه شروع میشود. لطفاً بفرمایید که آیا عملیات مزبور واقعاً شروع شده یا خیر؟ و کلاً چه خبرهای تازهای در این مورد دارید؟
ضمن تأیید فرمایش شما در باره حساسیت افکار عمومی نسبت به نحوه پیشرفت پروژه هایی مانند پروژه «خانه ـ موزة زندهیادان جلال آلاحمد و سیمین دانشور» به عرض میرسانم که علیالاصول مقامات مسئول اجرای پروژه در شهرداری تهران باید جواب این سئوال و دیگر سئوالات موجود در ذهن مردم را بدهند. اگر هم بنده در این مورد اطلاعاتی را در گذشته ارائه کردهام یا در حال حاضر ارائه میکنم، صرفاً اطلاعات دست دوم و نقل قولی است. خبری هم که شما ضمن سئوالتان مطرح کردید، از همین دست است، یعنی بنده آن خبر را از قول کارشناسان شرکت توسعه فضاهای فرهنگی وابسته به شهرداری تهران در اختیار افکار عمومی قرار دادهام.
و اما خبرهای تازه در باره این پروژه که باز هم از طریق همان منابع به دست آمده، حاکی از آن است که خوشبختانه بخش عمده کارهای مطالعاتی پروژه با دقت و کیفیت خوب انجام شده ومسئولان امر، گزارش مطالعات تاریخی، شناخت بنا و آسیبشناسی آن را تهیه کردهاند و بر اساس همین مطالعات، سناریوی مرمت و احیای «خانه ـ موزه جلال و سیمین» تدوین شده است. ضمناً در خلال مطالعات مزبور، پیشنویس آییننامه بهرهبرداری از خانه ـموزه را هم تدوین کردهاند که بهتدریج کامل خواهد شد تا بعداً مورد استفاده گروههای بهرهبردار قرار بگیرد.
این مطالعات چه ویژگیهایی دارند و چه نکاتی در آنها لحاظ شدهاند؟
تا جایی که بنده مطلع هستم در این مطالعات به تجارب دیگر کشورها توجه شده و در نتیجه، هم نکات فنی و اجرایی و هم مسایل اجتماعی و فرهنگی و مدیریتی بعدی پروژه را در نظر گرفتهاند. به عنوان نمونه، یکی از اصولی که در مورد این پروژه به قطعیت و اجماع رسیده، این است که باید هویت اصلی این مکان به عنوان محل زندگی دو نویسنده معاصر حفظ شود و در نتیجه، خود بنا و ملحقات و تأسیسات نصب شده در آن، به شکل اولیه یا حداقل به شکل فعلی حفظ خواهند شد و تأسیسات و تجهیزات ضروری جدید از قبیل وسایل گرمایشی و سرمایشی و سیستمهای صوتی و تصویری و ایمنی و غیره هم بدون ایجاد اختلال در وضعیت اصلی خانه نصب می شوند.
در راستای همین اصل فضاهای موجود در خانه را به دو دسته فضاهای نشانهدار و فضاهای غیر نشانهدار تقسیم کردهاند و تصمیم بر این است که فضاهای نشانهدار، مثل کتابخانه مرحوم آلاحمد یا اتاق کار خانم دانشور که همواره برای همین منظورها مورداستفاده بودهاند، به همان صورت اصلی حفظ شوند تا وضعیت زندگی عادی این دو نویسنده را در معرض نمایش بگذارند. فضاهای فاقد نشانه هم که در طول تاریخ موارد استفاده متفاوتی داشتهاند، با تغییرات مختصری از لحاظ مبلمان، به اموراداری و کارهای پژوهشی اختصاص خواهند یافت.
نکته دیگری که در این مورد قابل ذکر است، موضوع پویاسازی است. منظور از پویاسازی این است که با اتخاذ تدابیر لازم و با تعریف کاربریهای مناسب، تلاش خواهد شد که این واحد فرهنگی در حاشیه زندگی مردم قرار نگیرد و متروک و منزوی نشود، بلکه تبدیل به بخشی از چرخه زندگی طبیعی علاقمندان به کتاب و ادب و فرهنگ شود و در متن رویدادهای فرهنگی و هنری کشور حضوری فعال و مفید داشته باشد و در عین حال، به درآمدزایی و خودکفایی نسبی هم برسد.
بدیهی است که تحقق این دو منظور، یعنی پویاسازی و درآمدزایی، موکول به آن است که اولاً، هویت پروژه تحت تأثیرقرار نگیرد و نقض غرض نشود؛ ثانیاً به پایداری و سلامت پروژه آسیبی وارد نیاید. بدیهی است که اگر مسئولان امر مراقبتها و ملاحظات لازم را نداشته باشند، پروژه بهتدریج مسموم خواهد شد و از بین خواهد رفت.
نکته دیگراین است که عملیات مرمت بنا را هم بهنحوی برنامهریزی کردهاند که جوابگوی بهرهبرداری در یک بازه زمانی 50 ساله باشد و نیازی به تعمیرات مکرر سالانه نداشته باشد. رویهمرفته به نظر میرسد که بخش مطالعاتی پروژه، بهخوبی انجام شده که باید از مسئولانش تشکر کرد.
عملیات اجرایی پروژه در چه وضعی است؟ آیا اساساً کارهای اجرایی شروع شده یا خیر؟
جواب بنده به این سئوال نه مثبت است نه منفی، چون کارهایی شده، ولی خیلی کمتر از انتظار بودهاند و با توجه به وعدههای اولیه مبنی بر اجرای سه ماهه کل پروژه، چیزی است در حد حرکت لاک پشت. عمده عملیات کارگاهی تا کنون شناسایی مختصات و ابعاد کار از طریق بازبینی بخشهای مختلف سازه و سونداژ بوده است تا سر و ته کار را مشخص کنند و در زمان شروع عملیات اجرایی، مسایل برایشان روشن باشند.
البته لازم به توضیح است که مقتضیات خاص پروژه هم ایجاب میکند که عملیات شناسایی با دقت و ظرافت لازم انجام شوند تا تخریبها به حداقل برسند. به نظر میرسد اگر امکانات لازم، از جمله منابع مالی بهموقع تزریق شوند، کارهای اجرایی هم بهطور جدی شروع خواهند شد.
برنامه زمانی اجرای کارها چگونه است و پیشبینی برای پایان پروژه چیست؟
پیشبینی شده است که عملیات مرمت بنا تا شهریورماه تمام شود و کار چیدمان وسایل و آمادهسازی خانه ـ موزه هم تا آذرماه به پایان برسد که زمان مناسبی است برای افتتاح پروژه، چون مصادف است با سالروز تولد زندهیاد جلال آلاحمد. البته توجه دارید که این تاریخ ها در حد پیشبینی هستند و تحقق هر یک از آنها مستلزم فراهم شدن مقدمات و لوازم متعددی است که مهمترین آنها تدارک امکانات مالی و اعتباری است که اگربهموقع در اختیار قرار نگیرند، همه محاسبات و پیشبینیها به هم خواهند خورد.
انتظار جنابعالی از اصحاب رسانه چیست و رسانهها چه کمکی میتوانند در این زمینه بکنند؟
با توجه به اوضاع و احوال پرمخاطره فعلی، فکر میکنم یکی از نعمات الهیای که نصیب پروژه «خانه ـ موزه جلال وسیمین» شد، همین حساسیت و دلسوزی مطبوعات و اصحاب رسانه بود. اگر چنین توجهی وجود نداشت، چه بسا که خانه سیمین و جلال هم دچار سرنوشتی مشابه دیگر پروژهها میشد، یعنی مثل منزل مرحوم مهدی اخوان ثالث یا منزل استاد عزتالله انتظامی و دیگران. شخصاً معتقدم که این امر خیر تفضلی بود که هم به داد پروژه و مردم ایران رسید و هم به داد دست اندرکاران اجرای آن.
بنابراین از توجه و دلسوزی مطبوعات و اصحاب رسانه عمیقاً تشکر میکنم و امیدوارم که این وضع تا پایان پروژه ادامه داشته باشد. حتماً عنایت دارید که این گونه پروژهها خیلی حساس هستند، چون از منابع ملی تغذیه میشوند و در نتیجه باید خیلی مواظب بود که حقالناس اتلاف نشود و انحرافی هم در اهداف پروژه پیش نیاید. برای تحقق این هدف هم کنترلها و نظارتهای مختلف، از جمله نظارت همگانی و مردمی لازم و ضروری است. بهرغم تصور بعضی از مسئولان که چندان در قید پاسخگویی نیستند و حتی نظارت همگانی و پاسخگویی را مخل و مزاحم اجرای پروژهها می دانند، معتقدم که هر چه این گونه نظارت ها بیشتر باشند، ضریب موفقیت پروژه هم بیشتر خواهد شد.
چون بحث درمورد مسئولیتهای شهرداری تهران و زیرمجموعههای آن است، لذا در اینجا به یکی از سخنان اخیر آقای قالیباف، شهردارمحترم تهران، استناد میکنم تا عرایضم بیمأخذ نباشند. ایشان در نهمین کنفرانس ملی روز جهانی محیط زیست که اخیراً در تهران برگزار شد، ضمن بحث در باب اهمیت مسئولیت پذیری و پاسخگویی، سئوال جالبی را مطرح کردند به این شکل که چرا مسئولان به جای پاسخگویی به مطالبات مردم، از موضع طلبکاری حرف میزنند و مردم که باید مطالبهگر باشند، مظلوم واقع میشوند؟!
به نظر بنده، این سئوال و پاسخ مستتر در آن، یعنی لزوم اطلاعرسانی و پاسخگو بودن مسئولان در برابر مردم و افکار عمومی، باید همواره نصبالعین همه مجریان، مخصوصاً مسئولان اجرایی در شهرداری تهران و توابعش قرار گیرد و این نکته را که از سوی مقام مافوقشان ابراز شده و نوعی دستور اداری است، از نظر دور ندارند.
یادم هست که یک سال پیش هم صحبتهایی شده بود راجع به اینکه برای اطلاعرسانی در مورد این پروژه، یک سایت راهاندازی میشود، ولی گویا هنوز در این باره اقدامی نشده است. آیادر این مورد هم خبر تازهای دارید؟
بله، راهاندازی سایت هنوز هم در برنامه است. امیدواریم مسئولان پروژه با توجه به تأکیداتی که به آنها اشاره شد، در این مورد اقدام سریع کنند و با خودی دانستن مردم و احترام گذاشتن به خواست عمومی آنان، اطلاعاتی را راجع به پیشرفت پروژه که در واقع گزارش زحمات ارزنده خودشان است، به شکلهای مناسب و مطلوب در اختیار علاقمندان قرار دهند.
شما در ضمن صحبتهای سال گذشتهتان به موضوع تأسیس یک نهاد فرهنگی شایسته شأن جلال آلاحمد و سیمین دانشور هم اشارههایی داشتید. آیا در این مورد هم اقداماتی شده است؟
از بابت یادآوری این نکته ممنونم و به عرضتان میرسانم که خوشبختانه اقدامات قانونی لازم برای این مورد انجام شده، یعنی مجوز تاسیس مؤسسه فرهنگی ـ هنری دوستداران سیمین و جلال از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر شده ومراحل ثبت قانونی و درج آگهی تآسیس آن هم به پایان رسیده، ولی هنوز فعال نشده است. علت فعال نشدنش هم این است که معتقدیم بین این دو پروژه، یعنی تأسیس انجمن دوستداران سیمین و جلال از یک طرف و احداث خانه ـ موزه جلال و سیمین از طرف دیگر، یک پیوند طبیعی وجود دارد، مثل پیوند طبیعی بین دو همزاد. این دو پروژه گرچه از لحاظ حقوقی و مالی و اداری دو نهاد مستقل هستند، ولی از بسیاری جهات شبیه و مکمل همدیگرند. این پیوند ایجاب میکند که هر دو پروژه در یک مجموعه دیده شوند و برای رسیدن به کارآیی و اثربخشی بهینه، در ارتباط و همآهنگی با یکدیگر کارکنند. بنابراین منتظریم که انشاءالله موضوع خانهـ موزه هم به سامان برسد تا بتوانیم با اجازه مسئولان محترم شهرداری، اولین نشست عمومی انجمن دوستداران سیمین و جلال را در آنجا داشته باشیم و با عضوگیری و ثبت نام علاقمندان، فعالیتش را رسماً شروع کنیم.
ضمن تشکر به خاطر اطلاعاتی که در این مورد ارایه کردید، امیدواریم برنامههای مزبور بهخوبی و بهموقع اجرا شوند و بهزودی شاهد راهاندازی این پروژهها باشیم.
من هم از شما تشکر میکنم و پیشنهادم این است که اگر مایل به دریافت اطلاعات دقیقتر در مورد خانه ـ موزه جلال و سیمین هستید، مستقیماً و از طریق مجاری اداری مربوطه اقدام بفرمایید. واقعیت این است که این پروژه جزیی از میراث فرهنگی مشترک همه ما، اعم از بازماندگان، دوستداران، دستاندرکاران پروژه و اهالی مطبوعات است و آبرو و عزت و رضایتخاطر همه ما هم درگروی اجرای صحیح و بهموقع آن است. بنابراین عقل حکم میکند که همه با احساس مثبت همکاری به میدان بیاییم وبا مشورت و مساعدت یکدیگر به اجرای صحیح و بهموقع پروژه کمک کنیم.
به فرموده حضرت امیرالمؤمنین(ع): «مشورت کنید و افکار خود را با هم بسنجید تا از میان آنها راستی زاییده شود.»