اديان الهي اوج ارزشهاي ذهني و اعتقادي افراد را در مناسك، مراسم و آيينهاي مورد پذيرش فرد، گروه و جامعه به صورت مدون دستهبندي و ارائه كردهاند؛ آيينها و مناسكي كه شيوه تعاملات اجتماعي افراد آن جامعه، ارزشها، هنجارهاي اجتماعي و عرفهاي مورد پذيرش و اعتقادات مردم در تعاملات في مابين را تعيين ميكنند و به واسطه همين امر نقش بسيار تعيينكنندهاي در شكلدهي ساختارهاي اجتماعي دارند. دين همواره منشأ تحول و تعالي جوامع بوده، اما ادياني كه منشأ انساني داشتهاند هميشه در معرض آسيبها يا خود موجب آفاتي بودهاند كه زندگي افراد را به انحراف و تباهي سوق دادهاند. در اين زمينه با دكتر حامد محمدي، جامعهشناس و پژوهشگر مسائل فرهنگي گفتوگويي داشتهايم كه ماحصل اين همكلامي در پي ميآيد.
جنبشهاي معنوي نوظهور يا اديان جديد، مسئلهاي اجتماعي است كه پيامدهاي آن همگرايي و انسجام اجتماعي را تهديد ميكند و آسيبهاي آن بيش از هر قشري جوانان را نشانه گرفته است. اولين موج پيدايش فرقههاي ديني جديد در غرب در سنتهاي ديني يهودي و مسيحي آشكار شد. (بيداريهاي بزرگ) در امريكا، (علم مسيحي)، (شهود يهوه) و (مورمونها) كه در قرن 19 ظهور كردند، تقريباًً همگي مشتركاتي با سنت يهودي - مسيحي داشتند.
اما موج جديدتر اديان جديد، اولاً به اديان غيرابراهيمي نظير هندوييزم، بوديزم و شينتو تمايل و گرايش دارد، ثانياً تركيبي التقاطي از اديان رسمي، مفاهيم اومانيستي و سايكولوژيك در قالبي تجربهگرايانه مهيا ساختهاند. افزون بر اين، جامعهشناسان دين از اديان بسيار جديدي نيز ياد كردهاند كه خصوصيت فروكاهشي دين در آنها بسيار ملموستر و مشهودتر است. به طور كلي، ميتوان گفت يك گرايش ديني جديد لزوماً تنها به يك دين سنتي وابسته است يا خاستگاهش يك دين سنتي خاص مانند مسيحيت يا يهوديت است.
افكار، از قابل توجهترين مشخصه و گفتههاي اساسي است كه نياز به يك زيرساخت مستحكم دارد و با توجه كردن به مباني و اصول معرفتشناسانه و هستيشناسانه درون خود، خودشناسي و جهانبيني ويژهاي را تراوش و استخراج ميكند. بنابراين نظامهاي معنايي موجود، جهانبيني خاصي را تراوش ميكند و اين شرايط تحتتأثير شرايط ساختاري و محيطي قرار گرفته و مجموعه اين عوامل، سبك زندگي را ميسازد. يكي از نظامهاي معنايي دين است كه اثرات قابل توجهي بر سبك زندگي داشته و با توجه به ظرفيتهاي اين نظام معنايي، توانايي تأثيرگذاري بر سبك زندگي نيز گسترش پيدا ميكند.
زندگي آرام، شعار فريبنده جنبشهاي نوپديد ديني!يكي از مهمترين عوامل انسجام اجتماعي در ايران دين اسلام است كه داراي كاركردها و عملكردهاي وحدتبخش و تعالي بخش بوده است، عاملي كه ساير مؤلفههاي سبك زندگي را تحت تأثير مستقيم و غيرمستقيم خود قرار داده است.
اما از دهه 60 قرن بيستم ميلادي به بعد در كشورهاي غربي و سپس در ميان ملل مشرق زمين، شاهد ظهور جنبشهاي نوپديد ديني بسياري بودهايم. اين جنبشها همگي داعيهدار زندگي آرام و موفق براي بشر مدرن هستند، شعاري فريبنده كه افراد بسياري را جذب خود كرده است.
افزايش گرايش جوانان به مطالعه كتب ديگر ادياندر ايران اسلامي از ابتداي دهه 70 شاهد گرايش برخي جوانان و دانشجويان به مطالعه كتب عرفاني و اديان نو پديد (نحلههاي انحرافي يا عرفانهاي كاذب) هستيم. اين روزها ايران ما با حمله و هجوم برنامهريزي شده فرقههاي وارداتي از سوي دشمنان قسم خورده اسلام و مسلمين روبهرو است، تا جايي كه گروههايي چند نفره در قالبهاي متفاوت با نام «عرفان و معنويت» در جهت جذب ياران و مريدان تازه كار خود قدم برميدارند.
اغلب كتب مربوط به گروهها و فرقهها به زبان فارسي و برخي در قالبهاي زيبا و جذاب ترجمه شده و در اختيار مخاطبان قرار ميگيرد. تعداد بيشماري از اين فرقهها دست به تشكيل مؤسسات آموزشي، تبليغي و فرهنگي زده و با بهرهگيري از ابزار و وسايل ارتباط جمعي همچون نشريات، مطبوعات، اينترنت و شبكههاي ماهوارهاي فارسيزبان با زيركي منحصربهفرد خود به تبليغ مرام و مسلكي جديد ميپردازند. گروههايي هم هستند كه دورههاي آموزشي رايگان براي علاقهمندان برپا ميكنند و كتابهاي خود را به صورت رايگان و بدون داشتن هيچ توقعي در سريعترين زمان ممكن براي متقاضيان ارسال ميكنند. اين شيوهها بدون شك از حمايت كساني برخوردار است كه متصل به كانونهاي قدرت در بيرون از مرزهاي كشور است و سناريوي دقيقي از جنگ نرم را دنبال ميكند.
اتاقهاي فكر عبور از ديناين اقدامات گسترده آثاري نامطلوب بر فضاي معنوي كشور بر جاي خواهد گذاشت و به همين دليل از سال 84 به بعد كميتهاي تحت عنوان راهكارهاي جلوگيري از بروز و ظهور افراد، تشكلها و انجمنهاي انحرافي با پوشش مسائل عرفاني و معنوي در شوراي فرهنگ عمومي به بررسي اين مسئله ميپردازند.
استراتژيستهايي كه در اتاقهاي فكر عبور از دين فعاليت ميكنند، براي كنار زدن دين از اجتماع و حاكم ساختن ايدههاي ماترياليستي در راستاي اهداف دنياي سرمايهداري از ابزارها و تكنيكهاي گوناكون استفاده ميكنند تا ضمن تغيير مؤلفههاي فرهنگي در جامعه هدف، سبك زندگي آن جامعه را دگرگون ساخته و اهداف ميان مدت و بلند مدت خود را با هدف سلطه فرهنگي بر كشور مخاطب اعمال كنند.
خصوصيات زندگي فرقههاي نو ظهورطي چندين سال گذشته در ايران، توليد و سر درآوردن فرقهها و دار و دستههاي گوناگون مدعي عرفان و معنويت به عنوان يك خطر مطرح شده است. مقصود آنها نيز صرفاً دينزدايي از جامعه دينگراي ايراني و در نهايت نابودي سازماندهي شده فرهنگ و تمدن ايراني - اسلامي است. سبك و روش زندگي اين فرقههاي نوپديد از مشخصات و ويژگيهايي برخوردار است كه بيشك بايد آن را شناخت و در ميان قشر جوان به روشنگري پرداخت تا با ذهن باز با خطرات اين گروهها مواجه شوند.
انسان محوري در برابر خدامحوري، تقابل با شريعت و گسترش لااباليگري، دنيا پنداري در برابر عاقبتانديشي، عشق جنسي در برابر عشق معنوي و آسايش مادي در برابر آرامش معنوي از جمله اين ويژگيهاست.