نشست اعضاء شوراي همکاري خليجفارس و باراک اوباما رئيسجمهور آمريکا پس از هفتهها گمانهزني سرانجام در کمپديويد برگزار شد. برخلاف آنچه در ابتدا اعلام گرديده بود از جمله سران 6 کشور شوراي همکاري خليجفارس صرفا سران کويت و قطر در اين نشست حضور داشتند و سران عمان، عربستان، امارات و بحرين از حضور در کمپ ديويد خودداري کردند.
نکته قابل توجه آنکه مقامات عربستان پيش از سفر به آمريکا راهي فرانسه شدند و پادشاه بحرين نيز اعلام کرد به دليل حضور در مراسمي در انگليس به آمريکا نميرود. مواضعي که نشانگر افول جايگاه آمريکا در منطقه و گرايش متحدان آن به سوي متحدان جديد است. در کنار اين مسائل و حاشيههاي جاري در نشست کمپ ديويد يک نکته بسيار مهم مطرح ميباشد و آن اظهارات اوباما رئيسجمهور آمريکا در باب افزايش رزمايشهاي مشترک با کشورهاي عربي است. وي در باب دادن ضمانتنامه امنيتي به کشورهاي عربي تاکيد ميکند که آمريکا در چارچوب امنيت متحدان عرب خود، اقادم به افزايش رزمايشهاي مشترک خواهد کرد.
حال اين سئوال مطرح ميشود که رزمايشهاي مشترک چگونه ميتواند موجب تقويت امنيت کشورهاي عربي گردد؟
در پاسخ به اين پرسش يک سوال اساسي مطرح ميباشد و آن اينکه کدام يک از کشورهاي عربي داراي ارتش مقتدر و منسجم ميباشند که با برگزاري رزمايش مشترک با آمريکا بتوانند به ارتقاء سطح آمادگي دست يابند.
کشورهاي عربي که پس از دو ماه نتوانستهاند در يمن به اهدافشان دست يابند و در برابر مردم گرسنه و بدون پناه يمن محکوم به شکست شدهاند مسلما از ضعيفترين نيروهاي مسلح جهان هستند که صرفا داراي انبارهاي تسليحاتي و ميلياردها دلار خريدهاي تسليحاتي ميباشند.
با اين اوصاف اين سوال مطرح ميشد که هدف و منظور آمريکا از برگزاري رزمايش مشترک با کشورهاي عربي چيست و چرا اوباما چنين وعدهاي ميدهد؟ پاسخ به اين پرسش در قالب اهداف منطقهاي آمريکا قابل پردازش است.
اولا آمريکا تلاش دارد حضور نظامي خود در منطقه را تقويت نمايد در حالي که مخالفتهاي مردمي و هزينههاي مالي و انساني آن مانع از تحقق اين طرح ميگردد. آمريکا براساس راهبرد جديد خود به جاي لشگرکشي گسترده در منطقه از سياست حضور دستههاي کوچک نظامي در قالب مستشاران نظامي و نيروهاي آموزشي براي رسيدن به اين منظور بهرهبرداري ميکند. برگزاري رزمايشهاي متعدد با کشورهاي عربي بهانهاي براي اجراي اين سناريو ميباشد چنانکه آمريکا به بهانه رزمايشهاي مشترک در اردن تاکنون نيروهاي متعددي را در اين کشور مستقر ساخته است. آمريکا با اين تحرکات به دنبال استمرار سلطه نظامي به کشورهاي عربي است.
دوم آنکه آمريکا از ورود ساير کشورها به عرصه آمريکا به شدت مخالف اقدامات فرانسه، انگليس، آلمان و روسيه مبني بر فروش تسليحات به کشورهاي عربي است. لذا به هر نحوي حذف آنان از ميدان را در دستور کار دارد. آمريکا براي فروش تسليحات به کشورهاي عربي و حذف رقيبان حربههاي متعددي را به کار ميگيرد که از آن جمله برگزاري رزمايشهاي مشترک است. آمريکا به بهانه آموزش و عملياتي ساختن تسليحات فروخته شده به کشورهاي عربي، عملا آنها را در حوزه نظامي وابسته به خود ميسازد تا همچنان اولين مشتري تسليحات آمريکا باشند.
دوم آنکه روند تحولات جهاني نشان ميدهد که کشورهاي غربي و شرقي به دنبال توسعه روابط با ايران و بهرهمندي از ظرفيتهاي آن ميباشند. مسئلهاي که شکستي سخت براي سياستهاي ضد ايراني آمريکا ميباشد. آنچه آمريکا در قبال کشورهاي عربي صورت ميدهد از يک سو حفظ معدود کشورهاي مانده در چارچوب متحدان آمريکاست و از سوي ديگر ا قدامي براي محرومسازي کشورهاي عربي از ظرفيتهاي گسترده ايران در حوزه اقتصادي ـ سياسي و امنيتي. آمريکا با تکرار پروژه ايران هراسي و نيز طرح ادعاهايي مانند برگزاري رزمايشهاي مشترک با کشورهاي عربي سعي در مانعتراشي در رويکرد اين کشورها بر ايران دارد تا همچنان کشورهاي مذکور را در عقبماندگي نگاه داشته و به استعمار و استثمار آنها ادامه ميدهد.
البته در باب آنچه در مواضع اوباما در کمپ ديويد با محوريت ايران هراسي و به اصطلاح حمايت از کشورهاي عربي روي داد بايد به فضاسازي رسانهاي آمريکاييها براي پنهانسازي برخي حقايق منطقه اشاره داشت. شکست عربستان در يمن به رغم کشتارهاي گسترده برگزاري روز اشغال فلسطين (يوم النکبه) در فلسطين و برخي از کشورها با محوريت تاکيد بر مقاومت دستاوردهاي گسترده حزبا... لبنان و سوريه در قلمون در مبارزه با تروريسم از جمله تحولات منطقه بودهاند که مغاير با منافع آمريکا ميباشند. اوباما با حاشيهسازي و طرح مسائلي مانند افزايش رزمايشهاي آمريکا با کشورهاي عربي و تهديد خطاب کرده ايران به دنبال پنهانسازي اين حقايق بوده است. به هر تقدير ميتوان گفت که رزمايشهاي آمريکا با کشورهاي عربي اگر روز يک نوبت نيز برگزار شود دستاوردهاي براي کشورهاي عربي ندارد چرا که هدف آمريکا از کمک به آنها بلکه سر کيسه کردن و وابسته نگاه داشتن آنان است در حالي که در ظاهر ادعاي تقويت توان نظامي آنان را سر ميدهد. آمريکايي که امنيت رژيم صهيونيستي را اولويت خود ميداند مسلما کارکردي در نهايت از کشورهاي عربي نخواهد داشت.