همزمان با برگزاري مذاكرات هستهاي ميان
جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5 ، اوباما رئيس جمهور آمريكا در كمپ ديويد ميزبان
مقاماتي از شوراي همكاري خليج فارس است. البته اين نشست قرار بود در سطح سران
برگزار شود اما سران 4 كشور عربستان، امارات، عمان و بحرين عدم حضور در نشست
خودداري كرده و صرفا سران قطر و كويت به آمريكا رفتهاند.
امري كه نشانگر اوف پدرخواندگي آمريكاست بگونهاي كه متحدانش نيز به دنبال فاصله گرفتن از آن هستند. نكته قابل توجه آنكه باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا پيش از نشست كمپ ديويد که با نشریه «الشرق الاوسط» گفتوگو میکرد، با بیان اینکه در نشست کمپ دیوید، اعراب را در جریان روند مذاکرات هستهای با ایران قرار میدهد، گفت: «من این فرصت را خواهم داشت که مقامات ارشد شورای همکاری خلیج (فارس) را در جریان مذاکراتمان در راستای یک توافق هستهای برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای قرار دهم. دیدار این هفته فرصتی است تا اطمینان حاصل کنیم که برای مقابله با رفتار ثباتزدای ایران در سرتاسر خاورمیانه، از جمله حمایت ایران از گروههای تروریستی، به اندازه کافی همکاری نزدیکی داریم.»
وي گفت: «روشن است که ایران در کشورهای مختلف منطقه درگیر رفتارهای خطرناک و ثباتزدا است. ایران یک حامی دولتی تروریسم است. این کشور به تقویب رژیم اسد در سوریه کمک میکند، از حزبالله در لبنان و حماس در غزه هم حمایت میکند. این کشور به حوثیها در یمن کمک میکند. بنابراین، کشورهای منطقه به درستی عمیقا از فعالیتهای ایران به خصوص حمایت این کشور از گروههای نیابتی خشن داخل مرزهای دیگر کشورها، نگران هستند.»رئیسجمهور آمریکا ادامه داد: «حتی با وجود آنکه ما توافق هستهای با ایران را پیگیری کردهایم، اما ایالات متحده نسبت به رفتارهای بیملاحظه ایران هوشیار بوده است. ما حضور نظامی قدرتمند خود در منطقه را حفظ کرده و به کمک به کشورهای شورای همکاری خلیج (فارس) برای رسیدن به توان بازدارندگی در برابر تهاجم خارجی، ادامه دادهایم.ما به اجرای کامل تحریمهای مربوط به حمایت ایران از تروریسم و برنامه موشک بالستیک این کشور ادامه دادهایم و حتی در صورت حصول توافق هستهای نیز همچنان به اجرای این تحریمها ادامه میدهیم.»اوباما افزود: «این هم هست که اگر ما موفق به حل موفقیتآمیز مسئله هستهای شویم و کاهش برخی تحریمهای هستهای ایران آغاز شود، میتواند به سرمایهگذاریهای بیشتری در اقتصاد ایران و فرصتهای بیشتر برای مردم منجر شود، که این امر دست رهبران میانهروتر در ایران را باز میکند. مردم بیشتری خواهند دید که تعامل سازنده و نه تقابل، با جامعه بینالملل، مسیر بهتری است.» وی ادامه داد: «دو مسیر پیش روی ایران قرار دارد. یکی تداوم تقابل است و گزینه بهتر رویکرد سازنده نسبت به منطقه است، که اجازه میدهد ایران بیشتر وارد جامعه جهانی شود. اما حتی اگر محرکههای منطقه تغییری هم نکند، باز هم یک توافق هستهای حتی بیشتر مورد نیاز خواهد بود، چراکه از دستیابی رژیمی که با ما دشمن است، به سلاح هستهای، جلوگیری میکند.»
مجموع اين سخنان در حالي مطرح شده كه در باب آن چند نكته قابل توجه است.
نخست آنكه آمريكا گزينهاي جز مذاكره ندارد چرا كه در داخل به شدت نيازمند به نتيجه رسيدن مذاكرات است تا در برابر جمهوريخواهان از آن بهره گيرد. در همين حال جامعه جهاني به دنبال مذاكره با ايران است و آمريكا براي عقب نماندن از جهان و منزوي نشدن نيازمند اين مذاكرات است پس ادعاي اوباما كه ميگويد من گزينه مطلوب را ديپلماسي ميدانم نه از روي خير خواهي بلكه از روي ناچاري است. گزينه نظامي نيز به دليل آمادگي دفاعي ايران عملا غير قابل اجرا است.
دوم آنكه اوباما ميگويد ما كشورهاي عربي را در جريان مذاكرات قرار ميدهيم. با توجه به اينكه فكت شيت مذاكرات ايران و 1+5 منتشر شده و ابعاد همه جانبه مذاكرات مطرح گرديده واژه قرار دادن كشورهاي عربي در روند مذاكرات، ادعايي صرفا فريبكارانه است كه براي سوق دادن افكار عمومي به نشست كمپ ديويد و نيز فروختن مذاكرات از سوي آمريكا به كشورهاي عربي است. آمريكا با اين حربه به دنبال سركيسه كردن كشورهاي عربي است. نكته بسيار مهم آنكه آمريكا ميگويد من به دنبال راضي كردن كشورهاي عربي در قبال مذاكرات هستم. اوباما اگر توان جلب رضايت اين كشورها را داشت سران شوراي همكاري خليج فارس به آن نه نميگفتند و در كمپ ديويد حاضر ميشدند. اين امر نشان ميدهد آمريكا ديگر آن آمريكاي سابق نيست كه حتي بتواند خواستههاي خود را به متحدانش تحميل كند چه رسد به ساير كشورها.
سوم آنكه آمريكا ايران را حامي تروريسم مينامد حال آنكه پرونده منطقه به خوبي حامي تروريسم را نشان ميدهد. حمايت آشكار آمريكا و متحدانش از تروريستها در عراق و سوريه، حمايت آمريكا از رژيم صهيونيستي به عنوان اولين تروريسم دولتي، حمايت آمريكا از عربستان در كشتار مردم يمن عاملان واقعي بي ثباتي در منطقه را نشان ميدهد. جهانيان اذعان دارند كه ايران در سراسر منطقه عامل ثبات است كه نمونه آن را در حمايت ايران از عراق و سوريه و فلسطين ميتوان مشاهده كرد. ناوگان دريايي ايران در آبراههاي بين المللي در حال برقراري امنيت براي جهانيان است در حالي كه ناوگان دريايي آمريكا به بمياران كشورها و كشتار مردم ميپردازد. در باب ادعاي تروريسم كه اوباما ميگويد ، تروريست آن كشوري است كه فرودگاه را بمباران ميكند تا كمكهاي بشر دوستانه و دارويي به مردم جنگ زده يمن نرسد.
چهارم آنكه سخنان اوباما نشان ميدهد كه مقابله با بمب هستهاي ايران ادعايي واهي است چنانكه اوباما گفته ايران بدون بمب هستهاي جايگاه بسياري در منطقه دارد. مسئله آمريكا سركيسه كردن كشورهاي براي حضور نظامي در منطقه است چنانكه وي ميگويد ما به دنبال اطمينان از همگرايي با متحدان منطقهاي در مقابله با ايران هستيم. اين امر مطرح است كه آمريكا از رويكرد كشورهاي منطقه به ايران هراس دارد لذا با ايجاد فضاي بحراني و فشار نظامي بر كشورهاي منطقه با اين امر مقابله ميكند. آمريكا از انزواي خود در منطقه هراس دارد.
پنجم آنكه اوباما ميگويد ميخواهيم به ايرانيها نشان دهيم كه تعامل بهتر از تقابل است. اين جمله يعني اينكه هدف آمريكا از مذاكره پذيرش حقوق هستهاي ايران و يا لغو تحريمها و يا اطمينان يافتن از عدم دسترسي ايران به بمب هستهاي نمي باشد بلكه آمريكا به دنبال حذف ارزشهاي انقلابي ملت ايران است. اين رويكرد نشان ميدهد كه قدرت ملت ايران در ارزشهاي انقلابي است كه آمريكا را به هراس انداخته است لذا راه مقابله با آمريكا حفظ و ارتقا ارزشهاي انقلابي است نه كنار نهادن آن.
ششم آنكه سخنان اوباما نشان ميدهد كه آمريكا همچنان به دنبال دشمني با ايران است و لبخندهاي آن ظاهري است و بايد مراقب نيرنگهاي آن بود. تاكيد بر ادامه تحريمها و تاكيد بر اينكه ايران دشمن آمريكاست سندي بر اين رويكرد آمريكا ميباشد.
هفتم آنكه هوچي گري اوباما در باب ايران بر گرفته از دو اصل است ابتدا كم رنگ سازي عدم مشاركت سران عرب در نشست كمپ ديويد كه يك رسوايي براي آمريكا است. عدم حضوري كه افول گسترده پدرسالاري و كدخدايي آمريكا را نشان ميدهد. دوم انحراف افكار عمومي از شكست و البته جنايات عربستان در يمن به مسئله ايران. ايران هراسي و بعضا تاكيد بر نفوذ ايران در منطقه براي انحراف افكار عمومي از تحولات يمن است. آمريكا بر جنايات خود و عربستان با اين حربه سرپوش ميگذارد. رفتاري كه ميتوان آن را گام ديگر اوباما براي كشتار بشريت دانست در حالي كه در ظاهر ادعاي ديپلماسي و حقوق بشر سر ميدهد.
ترسا همه را به کیش خود پندارد سرکرده تروریست ها دیگران به حمایت از تروریسم متهم می کند عجب دنیایی شده اوباما با کمال آرامش به بچه مکتبی های سران شورای همکاری الفبای ایران هراسی را یاد میدهد ودر همکاری با آل سقوط ملت یمن را به خاک وخون می کشد وسازمان ملل هم مثل مرده ایستاده وتماشا می کند .خدانکند یگ گربه آمریکارا سگی گاز بگیرد الان سازمان ملل 50 قطعنامه صادر کرده بود ولی این ملت مظلوم یمن به اندازه یک گربه آمریکا برای سازمان ملل ارزش ندارد . البته این سازمان اگر سازمان ملل بود کسی جرئات نمی کرد چنین کند ولی حیف که نیست