
استيون جرارد بازيكن اسطورهاي ليورپول است. شكي نيست كه بسياري از بازيكنان جوان اين تيم آرزو ميكنند روزي به افتخارات او برسند.
در واقع استيو هميشه يكي از الگوهاي جوانان در ليورپول بوده است. بايد بپذيريم كه اين بازيكن براي تيم محبوبش همه كاري انجام داده و هرگز از زير بار مسئوليت شانه خالي نكرده است. در آكادمي ليورپول بچهها الگويي جز او ندارند. او آخرين بازياش در آنفيلد را ديروز انجام داد. آنفيلد همان ورزشگاهي است كه سالها بازيهاي درخشان جرارد را به خود ديد و با گلهاي سرنوشتسازش بارها خوشحالي را به هواداران تقديم كرد. با اين حال او تصميمش را براي رفتن به ليگ امريكا گرفته و باشگاه هم بايد به فكر جايگزيني براي كاپيتان تيمش باشد. او در هر شرايطي به پيروزي فكر ميكرد و اصلاً توجهي به اسم و رسم حريفان نداشت.
معتقدم كه جرار هوليه نخستين مربي او، تأثير زيادي در شكل گرفتن شخصيت حرفهاي جرارد داشت. در واقع هوليه با تربيت شاگردي درجه يك كمكي بزرگ به فوتبال انگليس كرد. در دوران رافا بنيتس، اين مربي چند بار پست جرارد را تغيير داد؛ اتفاقي كه شايد بسياري از بازيكنان با آن كنار نيايند. منتها استيو مثل هميشه حرفهاي رفتار كرد و به تصميم سرمربي احترام گذاشت. هرگز از مربيان انتقاد نكرد و سعي كرد با برآورده كردن انتظارات مربياش جاي انتقاد براي كسي نگذارد. در اين مدت جرارد نقش بسزايي در افتخارات قرمزها داشت. به ياد ماندنيترين خاطره او قطعاً فينال ليگ قهرمانان اروپا 2005 است، آنجا كه بندرنشينان در استانبول با سه گل از ميلان عقب بودند اما با گلي كه جرارد به ثمر ساند موتور گلزني ليورپول روشن شد و در نهايت هم جام قهرماني به اين تيم انگليسي رسيد.
علاوه بر نكات فني استيون طي اين سالها حرفهايگري را به ساير بازيكنان شاغل در جزيره آموخت. به كنفرانسهاي مطبوعاتي و مصاحبه هايش نگاهي بيندازيد، او هرگز در گفتوگو با خبرنگاران ادب را زير پا نگذاشت. در 17 سال گذشته بهرغم لحن جدي اين بازيكن، هيچ رسانه و خبرنگاري از دستش دلخور نشد.