
ايالات متحده از ماهها قبل درصدد مذاكره با ايران بوده است. به رغم اين مقامات اين كشور همواره بر وجود همه گزينهها روي ميز تأكيد داشتهاند؛ به عنوان مثال «جو بايدن» معاون رئيسجمهور امريكا دو هفته قبل در «مؤسسه سياست خاور نزديك واشنگتن» در تازهترين موضعگيري ضدايراني خود گفت: «واشنگتن اگر لازم باشد با تهران وارد جنگ ميشود.» اما همانطور كه مقام معظم رهبري نيز در ابتداي سال تأكيد نمودند، امريكا در شرايط كنوني امكان حمله نظامي به ايران را ندارد. نياز امريكا به مذاكره داراي نشانههاي متعددي است كه ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
1- رويكرد نرم افزارگرايي در امنيت ملي امريكا
دكترين دفاعي و امنيتي اوباما بر خلاف دوران بوش، مبتني بر گزارههاي «نرم افزاري» تعريف ميشود. علاوه بر الزامات و اقتضائات اتخاذ نرم افزارگرايي در سياست خارجي امريكا، رويكردهاي ليبرالي اوباما موجب شده اساساً قدرت نرم و ديپلماسي و پرهيز از رويكردهاي سخت افزاري از جمله مهمترين اولويتها در سياست خارجي او به شمار رود. ابزار ديپلماسي و مذاكره بخش مهمي در چارچوب سياست خارجي اوباما در موضوع ايران است.
2- نياز به مذاكره و توافق
مؤسسه صلح امريكا اواخر 2014 در گزارش مفصلي به بررسي پيامدهاي توافق يا شكست مذاكرات هستهاي ايران و 1+5 پرداخته است. در اين گزارش گزينههاي متنوعي در تأثير توافق هستهاي يا شكست مذاكرات بر سياستهاي منطقهاي ايران و امريكا تبيين شده است. اين گزارش كه امضاي 13 مقام باسابقه امنيتي، نظامي و سياسي از جمله رايان كراكر، زبيگنيو برژينسكي، ريچارد مورفي، استفن چني، جوزف ناي،گري سيك و جان ليمبرت را پاي خود دارد از مذاكره و توافق حمايت كرده و تأكيد ميكند «حل و فصل مشكل برنامه هستهاي ايران هم به برطرف شدن مسئله مهم هستهاي كمك ميكند و هم منجر به گشايش فرصتهاي ديپلماتيك در سرتاسر خاورميانه ميشود. ميان حل و فصل منازعه هستهاي و توانايي امريكا جهت ايفاي نقش در خاورميانه در حال تغيير، يك رابطه قوي وجود دارد و آن اينكه توافق هستهاي در راستاي تعيين اولويتهاي امريكا در منطقه نقش يك كاتاليست را ايفا خواهد كرد. عدم حصول توافق هستهاي همچنين از احتمال همكاري ميان امريكا و ايران در افغانستان ميكاهد.» اين گزارش همچنين احتمال عدم موفقيت در رفع تهديدات عمده در ديگر نقاط منطقه را نيز از پيامدهاي شكست احتمالي مذاكرات ميداند.
3- اثر انتخابات 2016
پنجاه و هشتمين انتخابات رياستجمهوري امريكا قرار است روز سهشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۵ (۸نوامبر ۲۰۱۶ ميلادي) برگزار شود. در انتخابات كنگره كه در آبان ماه سال گذشته برگزار شد، جمهوريخواهان با بهدست آوردن پيروزي، كنترل هر دو مجلس نمايندگان و سنا را به دست گرفتند. بنابراين اوباما و هم حزبيهايش نيازمند ارائه كارنامهاي مناسب در خصوص رفع چالشهاي داخلي و خارجي هستند. لذا اوباما در شرايط كنوني كه با بنبستهايي نظير اقدام نظامي روبهرو است، بيش از هر زمان نيازمند اين است كه راهي كه در مواجهه با ايران انتخاب كرده را به نتيجه رسانده و از آن به عنوان يك عملكرد مثبت در كارنامه حزب دموكرات براي انتخابات استفاده كند.
4- ناتواني از اقدام نظامي
رشد قدرت نظامي ايران موجب شده استفاده از گزينه نظامي عليه تهران براي واشنگتن امكانپذير نباشد. طبق ارزيابي كارشناسان در امريكا، پيشرفتهاي ايران در ابعاد مختلف قدرت نظامي به ويژه در خصوص جنگ نامتقارن موجب شده حمله نظامي به ايران در هر سطحي كه انجام شود، ابعاد گستردهاي يافته و قرين موفقيت نباشد. «استفان چني» ژنرال بازنشسته امريكايي معتقد است قدرت نظامي ايران به حدي است كه جنگ با اين كشور را ناممكن ساخته است. وي اذعان ميكند:«هيچكس خواهان جنگ با ايران نيست. حتي فكر كردن درباره اين موضوع هم ما را به هراس مياندازد. آنچه ما از حوادث 11سپتامبر آموختهايم اين است كه شروع كردن دشمنيها ميتواند خطرناك و پرهزينه باشد. اگر امريكا تصميم به حمله به تأسيسات هستهاي ايران را بگيرد، تلفات بسياري به بار خواهد آمد. گفتن اينكه بهراحتي ميتوان با حمله هوايي برنامه هستهاي ايران را برچيد فكر بچگانهاي است. به لحاظ لجستيكي، اعزام نيرو براي حفاظت از همپيمانان ما در منطقه و در عين حال حمله به ايران نيازمند به خدمت گرفتن 500 هزار نيروي نظامي امريكا است كه شايد دو برابر گارد ملي، نيروهاي ذخيره و كارآموزان جديد است. به اين مسئله هزينه حمل و نقل، پشتيباني و ساخت پايگاه را نيز اضافه كنيد كه چيزي بالغ بر يك تريليون دلار خواهد بود. براي عملي كردن اين گزينه، كنگره بايد بودجه دفاعي را دو برابر نمايد.»
5- نياز به بازگشايي روابط اقتصادي
ايران اهميت زيادي در اقتصاد بينالملل دارد. از جمله مزيتهاي اقتصادي ايران - به اذعان خود غربيها- وجود برخي از بزرگترين و جذابترين منابع نفتي در جهان است. همچنين ايران بزرگترين ذخاير گازي جهان را دارد و روسيه و قطر بعد از ايران هستند. كشورهاي غربي و به ويژه اروپاييها كه بعضاً همچنان با مشكلات اقتصادي دست و پنجه نرم ميكنند، نياز به بازگشايي روابط اقتصادي با ايران دارند. خبرگزاري رويترز دو هفته قبل اذعان كرد بازگشت ايران به بازار نفت - به دليل هزينههاي پايين توليد و همچنين به دليل كيفيت نفت اين كشور- معادلات را تغيير ميدهد. ميشائل فوكس، معاون رئيس فراكسيون حزب دموكرات مسيحي آلمان به روزنامه «فرانكفورتر الگماينه» ميگويد:«براي بهرهگيري كامل از ظرفيت اقتصادي ايران، ضروري است اتحاديه اروپا و امريكا هرچه زودتر براي برداشتن ممانعتها و تحريمهاي اقتصادي گام بردارند.» در عين حال بروز جنگ يا تشديد تنشها ميتواند روابط اقتصادي را بيش از پيش دست نيافتنيتر نمايد. به علاوه امريكا در مواجهه با ايران نياز به همراهي كشورهاي اروپايي دارد كه ملاحظات اقتصادي اين كشورها موجب شده است تا واشنگتن قدرت ريسك كمتري در اين خصوص داشته باشد؛ اين در حالي است كه مسائل اقتصادي همچنان از اولويتهاي خود امريكا نيز به شمار ميرود.
6- تأثير جنگ و تحريم بر وحدت ملي
تجزيه كشورهاي خاورميانه از جمله طرحهايي است كه امريكا و متحدانش سالهاست پيگيري ميكنند. ايجاد تفرقه و تشديد تنشهاي قومي و همچنين ايجاد شكاف ميان اقشار مختلف در ايران با هدف براندازي نرم نظام جمهوري اسلامي ايران در يك روند صعودي دنبال شده است. با توجه به اين مفروض از جمله تأثيرات جامعه شناختي جنگ نظامي، ايجاد وحدت است. علاوه بر اين، تحريمها نه تنها مردم را از نظام جدا نكرد، بلكه روابط درون گروهي را در مواردي مانند حضور پر شور مردم در انتخابات رياست جمهوري و همچنين شركت ميليوني مردم در راهپيمايي 22 بهمن افزايش داده است. بنابراين نه تنها تحريمها از طريق ايجاد دشمن مشترك، وحدت ملي را در ايران ارتقا داده است، بلكه بهكارگيري جنگ نيز به طريق اولي روند ايجاد شكاف و تفرقه را با مانع روبهرو خواهد ساخت.
7- بياعتباري رژيم تحريمها
تحريمهاي ضد ايراني در حالي اعمال شد كه كشورهاي مختلف و «بازيگران غير دولتي» تحت شديدترين فشارها از سوي امريكا و با بهانه خطر ايران براي صلح و امنيت بينالمللي، تن به همراهي در اعمال تحريم دادند. حال كه در نتيجه سياست نرمش قهرمانانه و مذاكرات، بهانه مذكور در ميان افكار عمومي كمرنگتر از قبل شده، امتناع امريكا از تداوم مذاكره موجب تزلزل در ساختار رژيم تحريمها خواهد شد. جان كري در «نشست رؤساي هيئتهاي ديپلماتيك» اين كشور اذعان كرد در صورت شكست مذاكرات، نظام تحريمها عليه ايران فرو ميپاشد بنابراين امريكا در شرايط حاضر نيازمند مذاكره و تداوم آن است.
در مجموع با توجه به نكات فوق به نظر ميرسد ايالات متحده در شرايط كنوني كه حدود 16 ماه از توافق ژنو ميگذرد بيش از هر زمان به استفاده از ابزار مذاكره نيازمند باشد. بنابراين ميتوان گفت عبارت تكراري روي ميز بودن همه گزينهها و تهديد ايران به حمله نظامي از سوي مقامات امريكايي، صرفاً مصرف تبليغاتي داشته و دارد.