به گزارش خبرنگار ما، شامگاه يكم ارديبهشت ماه مأموران كلانتري سنايي در جريان يك درگيري خونين قرار گرفتند و بلافاصله به محل حادثه كه در كوچه فرشيد خيابان وليعصر بود، اعزام شدند. وقتي مأموران به محل درگيري رسيدند مرد جواني با لباس خونآلود را ديدند كه با مرد ديگري درگير است اما به محض مشاهده مأموران پا به فرار گذاشت. مأموران موفق شدند او را دستگير كنند و در بازرسي از او يك چاقوي آغشته به خون هم كشف شد. شاهدان گفتند اين مرد را ديديم كه از طبقه چهارم مجتمع مسكوني بيرون آمد. وقتي مأموران به داخل خانه رفتند با جسد مرد 70 سالهاي بهنام ابراهيم روبهرو شدند كه با دهها ضربه چاقو به ناحيه گردن و پهلو، به قتل رسيده بود. پس از تشكيل پرونده به دستور قاضي بستانزاده، شعبه دوم بازپرسي دادسراي ناحيه 27 تهران متهم در اختيار اداره دهم ويژه قتل پليس آگاهي قرار گرفت.
متهم محمد - 28 ساله در بازجوييها گفت: يكي از دوستانم بهنام اشكان پيرمرد را كشته است و من بيگناه هستم. او مدعي شد همراه اشكان به خانه مقتول رفتيم. اشكان براي او ترياك برده بود كه ناگهان با هم درگير شدند و او را با چاقو زد من هم از ترس قصد فرار داشتم كه دستگير شدم اما اشكان فرار كرد.
پس از اظهارات متهم كارآگاهان در تحقيق از خواهر و خواهرزاده مقتول دريافتند كه او به هيچ ماده مخدري اعتياد نداشته همچنين بررسي تصاوير دوربينهاي مداربسته داخل خيابان و چند سوپر ماركت نيز نشان داد بر خلاف ادعاي متهم كه به مأموران گفت اشكان فرار كرد هيچ تصويري از فرار در دوربينها ضبط نشده است.
با وجود اظهارات ضد و نقيض متهم، كارآگاهان خانه اشكان را در سعادت آباد شناسايي و او را بازداشت كردند.
اشكان در اظهاراتش گفت: محمد يكي از دوستان من است اما حدود 10 سال است كه از او خبري ندارم و با هم ارتباطي نداشتيم. از ماجراي قتل هم خبري ندارم. كارآگاهان اين دو نفر را با هم مواجه كردند و پس از روبهرو شدن با يكديگر سرانجام محمد روز گذشته به كذب بودن تمام اظهاراتش اعتراف كرد و گفت خودم به تنهايي مرتكب قتل شدهام. محمد كه داراي دو سابقه دستگيري به اتهام سرقت است، در ادامه بازجوييها اعتراف كرد: حدود شش سال است كه همسرم از من جدا شده و در اين مدت هيچ خبري از سرنوشت او و فرزندم ندارم. از حدود سه ماه پيش شبها را در خوابگاه روبهروي خانه مقتول در خيابان وليصر ميگذراندم تا اينكه مدير خوابگاه متوجه سرقت وسايل شخصي افراد داخل خوابگاه توسط من شد و سي ام فروردين مرا از آنجا بيرون كرد. متهم ادامه داد: در اين مدت كه به خوابگاه ميرفتم متوجه شدم چند واحد مسكوني در مجتمع روبهروي خوابگاه خالي است و در طبقه چهارم پيرمردي تنها زندگي ميكند و در طبقه سوم هم يك پيرزن با پسرش زندگي ميكنند. همان شب كه اخراج شدم به بهانه مأمور اداره گاز وارد ساختمان شدم و خودم را به طبقه پنجم رساندم و همانجا خوابيدم. دو شب در طبقه پنجم به صورت مخفيانه ماندم.
شب حادثه براي برداشتن مواد غذايي به داخل خانه مقتول رفته بودم كه جلوي در آپارتمان با مقتول روبهرو شدم، او شروع به داد و فرياد كرد و به من چسبيد تا مانع از فرارم شوم.
من هم با چاقويي كه داشتم چند ضربه به گردن و پهلوي پيرمرد زدم، وقتي روي زمين افتاد فرار كردم كه هنگام خروج از ساختمان با يك مرد جوان درگير شدم تا اينكه مأموران سر رسيدند و مرا دستگير كردند. سرهنگ كارآگاه آريا حاجيزاده معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي پايتخت با اشاره به اعتراف متهم به قتل پيرمرد گفت: متهم با قرار بازداشت موقت براي تحقيقات تكميلي در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي قرار گرفته است.