آنچه پيشروي داريد شمهاي از خاطرات ايشان است كه در اين گفتوشنود بيان شده است. اميد آنكه مقبول افتد.
فرآيند امام جمعه شدن مرحوم آيتاللهالعظمي ملكوتي چه بود و از چه زماني آغاز شد؟
بسماللهالرحمنالرحيم. الحمدلله رب العالمين و صلي الله علي محمد وآله الطاهرين(ع) پس از شهادت دو عالم مجاهد و انقلابي، يعني آيات سيدمحمدعلي قاضي طباطبايي و سيد اسدالله مدني امام جمعههاي پيشين تبريز(رحمت الله عليهما)، مرحوم والد به فاصله كمي از آن، امام جمعه آن شهر شدند. شرايط منطقه آذربايجان فوقالعاده خطير و امامت جمعه شهر تبريز منصب بسيار حساسي بود، از همين روي امام پس از شهادت مرحوم آيتالله مدني، مرحوم والد را به آنجا فرستادند، زيرا اغلب علماي تبريز بيواسطه يا با واسطه از شاگردان ايشان بودند. شايد مرحوم والد در بين توده مردم چندان شناخته شده نبودند، اما علماي تبريز ايشان را خوب ميشناختند و چهره بسيار موجه و مورد قبول اهالي علم بودند و از اين جنبه زمينه خوبي در تبريز داشتند.
با توجه به اينكه ايشان علاقه زيادي به اشتغالات علمي داشتند و ميتوانستند در قم بمانند و به كار تدريس و تحقيق ادامه بدهند، چرا اين وظيفه را به عهده گرفتند؟
مرحوم والد اعتقاد عميقي به ولايت فقيه و مصاديق آن يعني حضرت امام و نيز رهبر معظم انقلاب داشتند، لذا وقتي امام امر فرمودند، ايشان امامت جمعه تبريز را پذيرفتند. تقويت نظام و اطاعت از فرمان امام براي ايشان در درجه اول اهميت بود، به همين دليل اشتغالات علمي خود را در قم رها كردند و به تبريز رفتند. رهبر معظم انقلاب هم در ديداري كه با ايشان داشتيم فرمودند: «آقاي ملكوتي ميتوانستند در قم در سطوح عالي علمي به كار ادامه بدهند، اما به تبريز رفتند و شغل پرمشغله امامت جمعه و نمايندگي امام را پذيرفتند. اين خدمت ايشان چيزي نيست كه بتوانيم به درستي آن را درك كنيم و اجرا و پاداش آن نزد خداوند محفوظ است.»
شيوه ايشان در جايگاه امامت جمعه چه بود؟
ايشان قائل به جذب حداكثري بودند و لذا سعي داشتند اغلب افراد از اقشار مختلف مردمي، علما و روحانيون را جذب كنند. اين نكته را همه كساني كه آن روزها را به ياد دارند ميتوانند تصديق كنند. معمولاً همگان را تازماني كه با اصل نظام مسئله پيدا نكرده بودند، با آغوش باز ميپذيرفتند و به مسائلشان گوش فرا ميدادند و در حد امكان، خواسته آنها را برآورده ميكردند.
مشكلات عمده فراروي ايشان در آن مقطع چه بودند؟
مشكلات آذربايجان متعدد و فراوان بودند، اما مهمترين مشكل در آن مقطع جنگ بود. ايشان با حضور مكرر در جبههها و عملياتهاي دوران دفاع مقدس، حمايت خود را از رزمندگان نشان ميدادند و از هيچ نوع كمك مادي و معنوي براي تقويت آنان دريغ نداشتند. مشكلات بهقدري متعدد و گوناگون بودند كه چندين بار از ايشان خواستم از امام بخواهند به قم برگرديم! اما ايشان مرا دعوت به صبر و تحمل ميكردند، ولي در مجموع برنامهشان اين بود كه اگر روزي امام رحلت كنند، حتي يك ساعت هم در تبريز نمانند، هرچند كه سير قضايا به سمت ديگري پيش رفت كه همه ميدانند.
پس علت اينكه پس از ارتحال امام همچنان به عنوان امام جمعه و نماينده وليفقيه در تبريز ماندند چه بود؟
پس از رحلت حضرت امام وضعيت مبهم و نامعلومي پيش آمد. مرحوم والد در جلسه انتخاب رهبري در مجلس خبرگان حضور يافتند و از جمله كساني بودند كه به حضرت آيتالله خامنهاي رأي دادند و در آن روز، رهبر معظم انقلاب انتخاب شدند. مرحوم والد ميگفتند: رها كردن تبريز در اين وضعيت روا نيست. همه ميدانستند ايشان در زمره كساني بودند كه اصرار داشتند آيتالله خامنهاي مسئوليت رهبري را به عهده بگيرند و لذا اگر هم تبريز را ترك ميكردند، اين عمل ايشان اعتراض تلقي نميشد، اما دغدغه ايشان تقويت رهبري و ولايت فقيه بود، به همين دليل تا چند سال پس از انتخاب رهبري هم نمايندگي ايشان را در تبريز به عهده داشتند و از اين جايگاه نهايت تلاش خود را براي تقويت و تحكيم موقعيت رهبري انجام دادند. ادامه امامت ايشان در تبريز، تنها به علت همين امر بود و همواره خدا را شاكر بودند كه توانستند چنين خدمتي را انجام دهند.
چه شد كه ايشان در ساليان بعد به قم بازگشتند و بار ديگر درتدريس و شئون علمي متمركز شدند؟
پس از تحكيم جايگاه رهبري، برخي از مراجع قم، از مرحوم والد خواستند تا ايشان به قم برگردند وفعاليتهاي علمي خود را در اين حوزه ادامه دهند. اين درخواستها خدمت مقام معظم رهبري هم مطرح شدند و ايشان تصميمگيري را به خود ابوي واگذار كردند و ايشان هم به قم برگشتند و به تدريس و فعاليتهاي علمي خود مشغول شدند.
پس از واگذاري امامت جمعه، شيوه ايشان در حمايت از نظام و رهبري چگونه بود؟ آيا وانهادن منصب امامت جمعه، تأثيري در منش ايشان در حمايت از نظام اسلامي داشت؟
ايشان پس از بازگشت از قم، در حمايت از جايگاه ولايت فقيه و رهبري به شكل جديتري وارد ميدان شدند و تا روزي كه توانايي داشتند در نمازهاي جمعه و راهپيماييها شركت ميكردند. همواره در دفاع از نظام كوشا بودند و نقدهاي غيرمنصفانه به نظام و مسئولان را تحمل نميكردند. ايشان همواره ميفرمودند: وجود رهبري نعمت بزرگي است و بايد در حفظ آن كوشيد و همواره شكرگزار بود. هميشه در سخنرانيها، مصاحبهها، اعلاميهها و حتي كلاسهاي درس، پيگير پيشرفت اهداف اسلامي و قدردان زحمات مقام معظم رهبري بودند. حضرت آقا هم به ايشان علاقه داشتند و ميفرمودند: شخصيت علمي ايشان وراي معيار عادي و متداول حوزههاست.