ما شيعه هستيم و افتخار پيروي اهل بيت (ع) را داريم. كوچكترين چيزي حتي يك مستحب يا مكروه كوچك را قابل مصالحه نميدانيم. نه توقع كسي را در اين زمينه ميپذيريم و نه از ديگران انتظار داريم كه به نام مصلحت و به خاطر اتحاد اسلامي از يك اصل از اصول خود دست بردارند... اخذ مشتركات اسلام و طرد مختصات هر فرقهاي نوعي خرق اجماع مركب است و محصول آن چيزي است كه قطعاً غير از اسلام واقعي است. زيرا بالاخره مختصات يكي از فرق جزء متن اسلام است و اسلام مجرد از همه اين مشخصات، مميزات و مختصات وجود ندارد... در اصطلاحات معمولي عرف فرق است ميان حزب واحد و جبهه واحد. وحدت حزبي ايجاب ميكند كه افراد از نظر فكر و ايدئولوژي و راه و روش و بالاخره همه خصوصيات فكري به استثناي مسائل شخصي يك رنگ و يك جهت باشند. اما وحدت جبهه اين است كه احزاب و دستهجات مختلف در عين اختلاف در مسلك و ايدئولوژي و راه و روش به واسطه مشتركاتي كه ميان آنها هست در مقابل دشمن مشترك در يك صف جبههبندي كنند. بديهي است كه صف واحد در برابر دشمن تشكيل دادن با اصرار در دفاع از مسلك خود و انتقاد از مسلكهاي برادر و دعوت ساير برادران هم جبهه به مسلكه خود به هيچ وجه منافات ندارد... به هر حال طرفداري از تز «اتحاد اسلامي» ايجاب نميكند كه در گفتن حقايق كوتاهي شود. آنچه نبايد صورت گيرد كارهايي است كه احساسات و تعصبات و كينههاي مخالف را برميانگيزد. اما بحث علمي سروكارش با عقل و منطق است نه عواطف و احساسات.