انصاف نيست كه ما يك عمر زندگي كنيم، هر روز با اطرافيانمان مشاجره كنيم، پشت سر آنها حرف بزنيم، در محيط كار زيرآبزني كنيم و بهجاي حرف زدن و حل مشكل، مشاجره را سرلوحه رفتارمان قرار دهيم. ما با اين رفتارمان هر روز تلي از انرژي منفي و احساس كينه را به حجم قبلي قلبمان اضافه ميكنيم، با اين نوع زندگي ما هر روز بهجاي ثابت كردن خوبيها و خاطرات نيك به ذاتمان ميآموزيم كه بهجاي خوبيها، بدي را ثبت و ضبط كند. ما به اختيار خودمان خوبيها را كنار ميگذاريم و جاي آن بديها را به اندروني وجودمان راه ميدهيم، آن هم اندرونياي كه دير مهمان ميپذيرد و دير پاك ميشود.
نهي كينهورزي در اسلام
ما علاوه بر خصلت انسانيمان كه منع شدهايم از بد فكر كردن و نفرت به دل گرفتن براساس شريعت دينيمان و توصيه ائمه معصومين عليهمالسلام هم از كينه گرفتن و نفرت پيدا كردن از ساير مؤمنان نهي شدهايم.
اگر انسان به هر دليلي نتواند خشم و نفرتش را فروخورد، آن خشم به باطن انسان ميرود، رفتهرفته به عقده و كينه تبديل ميشود و به همين راحتي قلب انسان را مملو از عداوت و تنفر ميكند. رسول خدا(ص) در اين بار ميگويد: «مؤمن كينهتوز نيست.» (محجه البيضاء5/317).
پيامبر اكرم در جايي ديگر و براي تأكيد به تأثيرگذاري حلات دروني قلب روي رفتار و گفتار آدمي فرموده است: «القلب ملك و له جنود، فاذا صلح الملك صلحت جنوده و اذا فسد الملك فسدت جنوده»، قلب همچون پادشاهي است كه لشكرياني دارد. اگر پادشاه صالح باشد، سربازانش هم صالح ميشوند و هرگاه فرمانروا خراب باشد، سپاهيان او نيز فاسد و خراب ميشوند. حضرت باقر (ع) نيز درباره ترسيم دلها و حالات آن به «دل مؤمن» اشاره ميكند و ميفرمايد: «و قلب مفتوح فيه مصباح يزهر و لا يطفأ نوره الي يوم القيامةِ و هو قلب المؤمن/ قلب مؤمن هميشه باز، روشن و روشنگر است تا روز قيامت».
خداوند در قرآن كريم فرموده است: «ما جَعَلَ الله لِرجلٍ مِنْ قلبينِ في جَوفِه/ خداوند در درون هيچ كس، دو قلب قرار نداده است».
و در جايي ديگر حضرت رسول (ص) در مورد جايگاه قلبهاي پاك در محضر خدا فرمودهاند: «ان الله تعالي في الأرض أواني، الا وهي القُلوب...
خداوند را در روي زمين ظرفهايي است، آگاه باشيد كه آن ظرفهاي الهي، قلبهاست، پس بهترين اين ظرفها نزد خدا، دلي است كه نسبت به برادران نازكتر و از گناهان پاكتر و در راه خدا استوارتر باشد». بخشي از احساس نفرت ما هم به خاطر تداعيشدن خاطراتمان اتفاق ميافتد؛ پس اگر با خودمان روراست باشيم و سير به وجود آمدن نفرت را بررسي كنيم، بهتر ميتوانيم بر رفتار و افكارمان كنترل داشته باشيم و به صورت افراطي از فرد يا شيء يا موضوعي خاص نفرت نداشته باشيم.
هميشه روزهاي آخر هر سال همه ما به اين فكر ميكنيم كه بايد به فكر نونوار كردن لباس و خانه و بساط خريدمان باشيم. كاش ذرهاي به اين فكر ميكرديم كه آيا ميتوانيم به همين راحتي كينه ديگران را هم از قلبمان پاك كنيم يا قدرت رفع كدورت از دل ديگران را هم داريم يا نه؟
خودت را براي حولحالنا آماده كن
قبل از آنكه به زبان از خداي تغييردهنده و منقلبكننده بخواهيد كه حال و احوال دلتان را تغيير دهد بهتر است خودتان دست به كار تغييرات اساسي شويد. تنها گفتن «يا مقلب القلوب و الابصار... حول حالنا الي احسن الحال» براي تغيير دروني يكسال آينده كافي نيست. ما تا زماني كه خودمان وجودمان را از بدي پاك نكرده باشيم نميتوانيم انتظار داشته باشيم كه خدا حال و احوالمان را به بهترين شكل تغيير دهد.
اگر شما هم به اين نتيجه رسيدهايد كه چندين و چند سال به دوش كشيدن خاطرات بد، نفرتها و كينههاي ديگران در وجودتان نه تنها مشكلي را حل نميكند بلكه توان جسمي و انرژيتان را نابود ميكند؛ اگر دوست داريد پيش از آغاز سال جديد بزرگترين لطفي كه در حق خودتان ميكنيد حذف همه خاطرات بد اطرافيانتان باشد با ما همراه شويد و پنج گره را از دلتان بازي كنيد.
گره اول: قدم اول در حل كينههاي درونيتان اين است كه نسبت به چرايي و چگونگي نفرتي كه در وجودتان ايجاد شده، آگاه شويد چون رسيدن به منبع اين دو سؤال ميتواند در كم كردن شدت اين احساس به شما كمك كند.
روانشناسان معتقدند اگر فرد در جريان و شيوه درماني حذف نفرتش قرار بگيرد حتماً ميتواند در سريع شدن روند حذف انرژيهاي منفي درونياش كمككننده باشد. روانشناسان اصل را بر اين ميگذارند كه هر فرد بر اساس اتفاقاتي كه تجربه كرده، خاطراتي كه در ذهنش ثبت كرده و انسانهايي كه با آنها برخورد داشته به حس نفرت دچار ميشود و با گذر زمان اين حس در وجود او تقويت ميشود.
ماندگاري نفرت در وجود هر انساني باعث ميشود كه بهتدريج رفتار بيروني او با حس درونياش تطابق پيدا كند و دقيقاً به همين دليل است كه روانشناسان به همه مراجعاني كه به نوعي احساس كينه را با خود دارند توصيه ميكنند كه در قدم اول احساس نفرت وجودشان را بپذيرند و در مرحله دوم سعي كنند رفتار بيرونيشان (تا زمان حذف كينه از وجودشان) گوياي نفرت درونيشان نباشد. فراموش نكنيد ما مجاز به نگه داشتن نفرتمان نسبت به ديگري در وجودمان نيستيم اما اگر بنا به خواست خودمان چنين احساسي را سالها با خودمان نگه داشتيم حق نداريم اجازه بدهيم اين احساس سراسر منفي از رفتار و گفتار ما روابط ناخوشايند و مردمگريز بسازد. پس اگر نسبت به كسي حس نفرت داريم به عنوان يك انسان اجازه نداريم شيئي را به سمتش پرتاب كنيم يا حرفهاي زشت به او بزنيم و مورد طعنه و قضاوتهاي ناعادلانه قرارش دهيم. البته ميدانم كه كنترل كردن احساسات تلخ دروني كه كهنه شده بسيار سخت است و رسيدن به جايگاه ايدهآل به خودكنترلي زيادي نياز دارد اما ما چارهاي جز اين نداريم و بايد بپذيريم اين بخشي از مجازات نگه داشتن نفرت در وجودمان است. باور كنيد اگر قرار باشد بر اساس خشم و نفرتمان رفتار كنيم چقدر همه چيز دنيا بههم ميريزد.
بيرونكردن حس نفرت از وجود آدمها كار واقعاً سختي است؛ چون معمولاً ريشههاي عميق و ديرينه دارد. براي همين است كه نميتوان به از بينرفتن آن دل بست و تغيير رفتار را به زمان محوشدن نفرت موكول كرد.
نفرت پديدهاي بسيار پيچيده است؛ چون ممكن است من از چيزي بيزار باشم اما شما نسبت به آن چيز اين حس را نداشته باشيد. موضوع دوم اين است كه همه ما آدمها تجربه كردهايم كه گاهي بدون اينكه خاطرهاي داشته باشيم يا حتي اتفاقي رخ داده باشد از فرد يا شيئي بيزاريم.
گره دوم: در مرحله دوم وقتي به اين يقين رسيديم كه حس آزاردهندهاي كه روي رفتار و گفتار ما با مردم تأثير گذاشته نفرت است و مطمئن بوديم كه ميخواهيم اين احساس منفي را حذف كنيد. درمان كينه و نفرت راههاي زيادي دارد اما بسته به نوع شخصيت طرف كينهجو، روحيات او و شدت و ضعف كينه و نفرتي كه در وجودش ماندگار شده است روشهاي درماني متفاوتي وجود دارد.
اولين و بزرگترين لطفي كه بايد در حق خودتان كنيد اين است كه به باوري برسيد هر چه اين صفت رذيله در قلب شما استمرار پيدا كند غم و اندوهي كه در وجودتان رخنه ميكند و باعث آزار دنيا و آخرتتان ميشود هم بيشتر خواهد بود. صدالبته كه مواجه شدن با حقيقت و پذيرفتن كينه دروني بسيار بهتر از ناديده گرفتن و انكار كردن حس كينهتان است و هرچه واقعيتر و قلبيتر بپذيريد كه در وجودتان كينهاي داريد سريعتر ميتوانيد به خودتان كمك كنيد. قدم دوم اين است كه باور كنيد بهجاي خودخوري، درون ريختن، فحاشي و زد و خورد ميتوان راههاي بهتري براي جلوگيري از حس نفرت پيدا كرد. مثلاً اگر شخصي به خواهر يا بستگانتان حرفي خارج از ضوابط اسلامي زد و شما كينه او را به دل گرفتيد بايد صادقانه بپذيريد كه چنين مواردي جاي كينه نيست بلكه جاي برخورد اسلامي و امر به معروف و نهي از منكر است.
گره سوم: بعد از پذيرفتن اتفاقاتي كه در وجودتان كينه ايجاد كرده و بعد از رسيدن به اين باور كه هر چه صفت رذيله كينه در قلبتان استمرار پيدا كند در غم و اندوه بهسر ميبريد نوبت به رسيدن به باور منطقي است. صادقانه با خودتان فكر كنيد ببينيد از اينكه نفرت و كينه ديگران را در وجودتان نگهداشتهايد، از اينكه روز به روز اين احساس نفرت را پررنگتر كردهايد و سرانجام روي رفتارتان با ديگران هم تأثير گذاشته چه چيزي نصيبتان شده است؟ حقيقتاً هيچ. شما از نگهداشتن حس تنفر در وجودتان فقط ضرر كردهايد آنهم ضرر جسمي، عقلي و روحي. حالا به اين فكر كنيد كه چطور ميتوانيد اين ضرر را جبران كنيد؟ حس بد و بزرگ كينه با چه حس بزرگتر و كدام رفتار پررنگتر قابل حذف است؟ هميشه اين جور مواقع روانشناسان به دنبال نقاط مقابل ميگردند.
مثلاً اگر شما از جمله كساني باشيد كه از تاريكي ميترسيد خوابيدن در روشنايي را توصيه ميكنند و اگر فردي باشيد جمعگريز، ماندن در بين گروههاي شلوغ را به او توصيه ميكنند. اگر با اين روش دنبال درمان باشيم بايد نقطه مقابل كينه و نفرت را پيدا كنيم و براي درمان استفاده كنيم يعني «بخشش و عفو».
پيروي كردن از روش عفو، بخشش و كوتاه آمدن فارغ از اينكه روشي علمي و روانشناسي است بلكه يك توصيه ديني هم هست؛ امام صادق(ع) از پيامبر اكرم(ص) نقل ميفرمايد كه ايشان كسي را كه در مقابل ستمي كه به او شده گذشت كند و به كسي كه از او بريده بپيوندد و به كسي كه با او بدي كرده نيكي كند را بهترين مخلوقات در دنيا و آخرت برشمرده است.
براي بهتر سير شدن اين مرحله بهتر است همه انسانهايي را كه در اطرافتان باعث ايجاد كينه در وجودتان شدهاند را با همه ريز رفتارهاي بدشان ببخشيد و از بايگاني منفي و كينه به بايگاني بخشش ذهنتان منتقلشان كنيد.
گره چهارم: بعد از حذف نفرت و كينه دروني نوبت به مرحلهاي ميرسد كه شما با رفتار و تفكرتان مانع از ايجاد كينههاي جديد شويد. مطالعه در سيره اهلبيت و الگوهاي اسلامي، دقت در شيوه زندگي ائمه معصومين عليهمالسلام به عنوان انسانهاي كامل و الگوهاي معنوي و ديني زندگي ما ميتواند ما را در يافتن روش صحيح روبهرو شدن با مشكلات رفتاري و گفتاري ديگران ياري كند.
مرور اتفاقهاي تلخ زندگي پيامبر خوبيها و اماماني كه در اوج مظلوميت در برابر بدرفتاريهاي اطرافيانشان مماشات و گذشت ميكردند ميتواند هم جنبه اعتقادي و معنويتان را تقويت كند و هم ميتواند آستانه تحمل شما را در مقابل بدرفتاريها و كوتاهيهاي مردم بالا ببرد. گره پنجم: خليفهالله و جانشين خدا باشيد. انسان تنها موجودي است كه خداوند زمان آفرينش او به خودش تبريك گفت و از روح خودش در جسم او دميد. اين انصاف نيست كه همه خوبيها، گذشتها و ناديده گرفتنهاي ذات خدايي را ما با كينه گرفتن در وجودمان جبران كنيم. اگر دوست داريد ظرفيت وجوديتان نسبت به بدرفتاريهاي اطرافيان افزايش پيدا كند با خودتان گناهانتان را مرور كنيد؛ به ياد بياوريد در مقابل همه لطفهايي كه خدا در حقتان كرده نه تنها شكرگزار نبوديد بلكه گناه هم كردهايد اما او در مقابل شما گذشت كردهاست. اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه انسان به عنوان اشرف مخلوقات از اهميت ويژهاي نسبت به ساير موجودات برخوردار است و از طرفي انسان بايد همان توقعي كه از خداوند نسبت به اعمال بد خود دارد را در رابطه با ارتباط خود نسبت به اعمال ديگران داشته باشد. بدون شك هيچ كس از خداوند توقع رعايت عدالت را نسبت به اعمال خود ندارد چه رسد به ظلم. اگر دوست داريد كه خداي متعال گناهان و كوتاهيهاي شما را ناديده بگيرد پس شما هم بايد براي خوشحالياش بر بندگان سخت نگيريد و از لغزش ديگران با نگاه بخشش گذر كنيد.
اگر شما خطاي ديگران را ببخشيد خدا هم در مقابل گناهان شما رأفت را بيشتر لحاظ ميكند. براي ديگران آنچه را بپسنديد كه براي خودتان ميپسنديد.