کد خبر: 708047
تاریخ انتشار: ۱۸ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۴:۳۰
درباره ضعف‌ها و قوت‌هاي جنبش دانشجويي قبل و بعد از انقلاب با خيلي‌ها صحبت كرده‌ام. نظرات آدم‌هاي مختلفي را هم درباره وضع فعلي جنبش دانشجويي جويا شده‌ام.
علي مرادخاني

 بعضي‌ها معتقدند جنبش دانشجويي چند سالي است كه دچار ضعف و حتي انحطاط شده؛ بعضي بر اين گمانند كه معناي دانشجويي در ايران قبل شده و دانشجوي امروز مملكت، شباهت آنچناني با دانشجوهاي سال‌هاي دهه شصت و دهه هفتاد ندارند. بعضي هم هستند كه حال فعلي جنبش دانشجويي را بد نمي‌دانند و دانشجوهاي امروز را وارثان خوبي مي‌دانند براي اسلاف خود، هم در عدالتخواهي و هم آرمان‌گرايي و هم در ساير شاخصه‌هاي مطلوب يك دانشجوي انقلابي.

اما خيلي‌ها درباره يك خصيصه در دانشجويان امروز مملكت مشترك هستند: كم مطالعه‌گي! پاي حرف خيلي از قديمي‌هاي نهضت دانشجويي كه مي‌نشيني مي‌گويند دانشجوهاي امروز مملكت اصلاً خوب مطالعه نمي‌كنند، شناختشان از تاريخ و نگاهشان به لايه‌هاي زيرين اتفاقات جامعه، هيچ در شأن نام فعال دانشجويي نيست و آن هم مهم‌ترين دليلش هماني است كه گفتم: كم مطالعگي!

قديمي‌تر‌ها مي‌گويند ماها- دانشجوهايي كه نسبتاً جديد به حساب مي‌آييم و توي گود فعاليت هم بوده‌ايم- در اكثر موارد پفكي رشد كرده‌ايم و آنقدر حريف قَدَر به پستمان نخورده كه ما شده‌ايم يدك‌كشان نام فعالان دانشجويي. غافل از آنكه اگر ماها مثلاً 30 سال قبل دانشجو بوديم، نه تنها طلايه‌داري جنبش دانشجويي بهمان نمي‌رسيد، بلكه همان گوشه‌ها يك دانشجوي علاقه‌مند به فعاليت به حساب مي‌آمديم، تازه آن هم با ارفاق!

بگذريم. من نه مي‌خواهم درباره قديمي‌تر‌ها اظهار‌نظر كنم و نه جديدترها. به گمانم در تمام اين نگاه‌ها به خصوص درباره فعاليت امروز جنبش دانشجويي نكته‌اي به غفلت دچار شده و هيچگاه به شايستگي با آن برخورد نشده. موضوع گفت‌وگوي من همان كيمياي مغفول است: فرهنگ.

جنبش دانشجويي هر چه كه باشد، ضعيف يا قوي، اما در هر حال نشان داده كه در حوزه سياست قابل قبول وارد شده، آنقدر كه حتي توي دهه اخير هم مي‌شود مثال‌هاي قَدَري براي اين ورود مؤثر جنبش دانشجويي آورد. ماجراي دانشگاه آزاد، زنجيره انساني دور نيروگاه نظنز، انتقادات آزاد‌منشانه به دولت احمدي‌نژاد و ايستادن در برابر كردانيسم و سنگاليزاسيون(!)، مطالبه مكرر درباره مفاسد اقتصادي و... اينها تنها نمونه‌هايي بودند از ورود جنبش دانشجويي به عرصه سياست كه توانست زمين بازي را دستخوش تغيير و معادلات را جابه‌جا كند. منصف اگر باشيم بايد اذعان كنيم زور بازوي جنبش دانشجويي بود كه دولت وقت را وارد ماجراي دانشگاه آزاد كرد و آن يكي دولت وقت را هم درباره مسئله هسته‌اي به نوعي به مقاومت واداشت و قس‌علي‌هذا. اين يعني جنبش دانشجويي در زمينه سياست همواره احساس تكليف كرده و كم و زياد اما هميشه درباره موضوعات حساس سياست مملكت وارد عمل شده است. آنقدر كه نگاه همه رؤساي قوا، كابينه و نمايندگان مجلس به سخنراني‌هاي تشكل‌هاي دانشجويي است در ماه مبارك رمضان در برابر رهبر انقلاب؛ كه نكند جنبش بي‌تعارف، عدالت‌طلب و صريح دانشجويي پيش حضرت آقا از آنها بد بگويد و به آنها انتقادي كند! اما...

فرهنگ توي مملكت ما سال‌هاست كه تهِ گنجه است و در غربت. مدت‌هاست دارد آن گوشه‌ها خاك مي‌خورد و هيچ كداممان انگار حواسمان بهش نيست و در مظلوميتش همين بس كه چند سال است كه رهبر مملكت اسم سال را درباره فرهنگ مي‌گذارد و بارها در كلامش، مسئولان و مردم را به فرهنگ متوجه مي‌سازد اما هر سال به لطف عنايت خاص مسئولان و حتي خود ما وضع فرهنگ دارد در خوشبينانه‌ترين حالت در جا مي‌زند و چه تلخ كه جنبش دانشجويي هم در اين كم‌توجهي به مقوله فرهنگ دارد با ساير تصميم‌سازان مملكت همراهي مي‌كند...!

بله! به اعتقاد من جنبش دانشجويي به خصوص در سال‌هاي اخير كه مسئله فرهنگ جدي‌تر از قبل مطرح بوده و نياز به اصلاحات فراوان در آن بيش از هميشه حس مي‌شود، جنبش دانشجويي هم همپاي ساير تصميم‌سازان اعم از دولت و مجلس و امثالهم در زمينه فرهنگ ورودي ويتريني داشته و جز مقداري اظهار نظر و بيانيه خشك و خالي و بي‌اثر، كار مؤثري از خود نشان نداده.

بگذاريد مثال بزنم. جشنواره فيلم فجر به عنوان ويترين يك ساله سينماي ايران در سال‌هاي اخير روزگار خوشي را تجربه نكرده و همواره در مظان اتهام به ضعيف شدن و لوكس شدن و... بوده. اين ضعف هم چند سالي هست كه مشهود‌تر از قبل شده، صندلي‌هاي خالي سينماها هم گواهش. يا صدا و سيماي ملي مملكت كه بزرگترين دستگاه فرهنگ‌ساز ممكلت است و به فرموده حضرت روح‌الله در سال‌هاي اخير زير پيكان انتقادات جدي در حوزه فرهنگ‌سازي و عملكرد گاه ضد‌فرهنگي بوده. آنقدر كه خيلي‌ها اصلاً از آن قطع اميد كرده و اصلاً آن را از خودي‌ها نمي‌دانستند.

يا فرضاً اوضاع موسيقي، ترانه‌ها، كنسرت‌ها و... كه در اعظم اوقات هيچ ارتباطي به جمهوري اسلامي نداشته و دارد با تورهاي فلان خواننده لس‌آنجلس‌نشين در دبي رقابت مي‌كند! اما آيا تا به حال هيچ وقت شد كه جنبش دانشجويي ما درباره انحطاط سينماي مملكت به طور جدي ورود كند؟ آيا روزي را ديديم كه درباره ضعف مفرط فرهنگ‌سازي در صدا و سيما، انتقاد جدي از تريبون‌هاي دانشجويي به عمل آيد؟ آيا تا به حال درباره وضعيت بغرنج نشر كتاب و وضعيت مضطر موسيقي و امثالهم صدايي از جريانات دانشجويي شنيده شد؟

حواسم به بيانيه‌هاي گهگاهي كه از جانب فلان تشكل فلان دانشگاه در محكوميت مثلاً بد‌حجابي بازيگران در جشنواره فجر صادر مي‌شود هست، اتفاقاً ممنونم از نگاه فرهنگي آن تشكل. اما وقتي تحليل جدي و دقيق گاردين را درباره اين جشنواره مي‌خوانم يك كمي تنم مي‌لرزد. كه آيا واقعاً اين سطح از توجه از طرف دانشجويان يك مملكت شايسته مقوله فرهنگ هست؟ واقعاً نگاه ما به فرهنگ آن قدر جدي و مهم هست كه به مقوله سياست؟ رفقاي نازنين من در تشكل‌هاي مختلف موقع تنظيم سخنراني براي ديدار با رهبر انقلاب، آن قدري كه به فرهنگ توجه مي‌كنند كه به سياست؟ آيا جنبش دانشجويي كه به تعبير شهيد بهشتي مؤذن جامعه است، در مقوله فرهنگ اهتمام شايسته داشته است؟ ما كه بحق تلاش مي‌كنيم تمام خط‌كشي‌هايمان بر اساس معيارهاي رهبر فرزانه انقلاب و مباني اصيل انقلابي باشد، در زمينه توجه به فرهنگ به اندازه «رهبر»‌مان جدي بوده‌ايم؟ نگاه ما به فرهنگ، به اندازه توجه خود انقلاب به فرهنگ بوده و هست؟ نكند مؤذن جامعه، درباره فرهنگي كه به تعبير رهبري مثل هواي جاري در زندگي‌مان است غافل شده است؟ نكند خواب بمانيم؛ خواب ماندن ما، خواب‌آلودگي جامعه را دچار مي‌شود...

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار