کد خبر: 705666
تاریخ انتشار: ۰۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۲:۵۴
نظري بر خاطرات «آقاي تئوريسين» از حزب توده پس از ربع قرن
احسان طبري
هنگامي كه شخص در چهار ديواري قضاوت‌ها، ارزش‌ها، مشاهدات و ذهنيات خود ساليان دراز محبوس مي‌ماند، جرئت گذر كردن از سد وهميات خود را ندارد؛ بنابراين آنچه را افرادي در وراي اين چارچوب‌ها درباره اين قضاوت‌ها مي‌گويند، در نظرش دروغ، اغراق، اشتباه، خطاي منطقي، مصنوعي و خرافي مي‌نمايد و در باورهاي خود مصر است. وزش نيرومندي مانند انقلاب اسلامي لازم بود تا عيار اين داورهاي سلك‌گرايانه و جزمي را عيان سازد.  اين «خاطرات»، محفوظات و نگرش‌هاي مؤلف نوشته شده است و لذا محدود، نارسا و مسلماً مبرا از اشكالات نيست و شايد بعدها توفيق بازنگري و تكميل آن به دست آيد. به‌علاوه وقوع سكته و تيره شدن حافظه مانع ذكر جزئيات است، ولي اكنون دوراني آغاز شده است كه بالاخره شرايط نوشتن تاريخ حقيقي ماركسيسم در ايران شدني است. تاريخ را مي‌توان و بايد بر اساس بررسي دقيق واقعيات و اسناد و دادن تحليل واقع‌گرايانه سياست خارجي و داخلي و نهضت انقلابي مردم تدارك كرد، به‌نحوي كه آينه‌اي روشن براي پندآموزي و عبرت‌گيري باشد.
 
 
لذا اين نوشتار تاريخ نيست بلكه در حقيقت ضد تاريخ است؛ يعني داستاني فاجعه‌آميز تلاش كساني است كه به‌رغم سير طبيعي تاريخ و انقلاب راه انحرافي را پيمودند و بنابراين وقايع اين ضد تاريخ، ضد خاطره است و اعاده ياد آنها احساسات رنج‌‌آوري را بيدار مي‌كند و لذا كساني كه در اين ضد خاطره به دليل پندارهاي خود نابود شدند، درخور نام ضد حماسه‌اند و نه حماسه. اين تاريخي است سراپا واژون و واژونه بودن اين تاريخ نتيجه واژونه بودن تمدن و فرهنگ معاصر اعم از كاپيتاليستي و سوسياليستي است. هنگامي كه گذشت زمان درونمايه و محتواي عمقي اين دوران را برملا مي‌كند و مطلق‌هاي اين ايام به نسبي‌ها بدل مي‌شود، آن هنگام داوري نقادانه معايب بزرگ امري آسان و مفهوم است اگر كساني اكنون نتوانند آن را درك كنند.  درباره اين تاريخ كتاب‌هايي از سليقه‌ها و ديدگاه‌هاي مختلف نوشته شده است، از قبيل «پنجاه و سه نفر» تأليف بزرگ علوي، «در خدمت و خيانت روشنفكران» نوشته مرحوم جلال آل‌احمد، «تاريخ سي ساله ايران» تأليف بيژن جزني، «نظري به تاريخ جنبش كمونيستي و كارگري در ايران» نوشته كامبخش، «گذشته چراغ راه آينده است» نشر جامي، «من متهم مي‌كنم كميته مركزي حزب توده ايران را» اثر دكتر فريدون كشاورز و «فرصت بزرگ از دست‌رفته و پنجاه نفر و سه نفر» و «از انشعاب تا كودتا» تأليف دكتر انورخامه‌اي. كتاب‌هاي نامبرده فاقد اسناد تاريخي و سياسي معتبر و ارزشمند است و از ديدگاه ماده‌گرايي و روش چپ‌روانه نوشته شده‌اند و غالباً هدف از تأليف و قضاوت‌هاي مندرج در آنها تبرئه خويش و متهم كردن ديگران است و با آنكه مشتمل بر نظريات انتقادي عليه حزب توده نيز است، از نظر فكري و سياسي از چاله به چاه مي‌افتند. قابل ذكر است شادروان جلال آل‌احمد از اين نوع داوري‌ها مبراست. گرچه نوشته‌اش داراي نقص تاريخي و نارسايي در برخي داوري‌هاست، ولي خود به اسلام اخلاص مي‌ورزيد و مي‌كوشيد تا در گيرودار حوادث خود را هم قاصر و هم مقصر بداند. 
 
 
«كژراهه» فاقد تفصيل و سنديت و فقط گرده‌اي است مجمل از داوري‌هاي امروزي نويسنده، اما از نظر تشريح زندگي حزبي، به‌ويژه در خارج از كشور تصور مي‌كنم تازه‌هايي براي خواستاران، كنجكاوان، عبرت‌گيران و پندآموزان در آن يافت شود. «فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاء وَ أَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ». (1) انقلاب اسلامي پايه محكم يك رستاخيز فرهنگي عميقي است كه به‌كلي چهره انسان و جامعه را دگرگون مي‌كند و از بيخ و بن، پايه و تربيت كودكي شالوده و بنياد شخصيت ديني و معنوي نويني بر اساس ايمان و تقوا مي‌ريزد. اين انقلابي است در خصال، سجايا و ژرفاي جان انسان. تار و پود اين خصال و سجايا در شرايط دوران فراموشي خدا، تسلط عناد، خودخواهي، سودورزي و هوس‌پرستي بافته شده است. اين انقلاب تمام آنچه را طي 200 سال استعمار و چاكرانش در ايران ايجاد كرده‌اند، ويران مي‌سازد تا خانه روح آدمي را با مصالح خداپرستي، كار، ايثار و مردم‌دوستي بنا كند. اين نوسازي و ايجاد تحول ژرف روح كار ماركسيسم نيست. اين خاطره براي مجسم ساختن و اثبات آن دليل عيني و ملموس به دست مي‌دهد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها