کد خبر: 704151
تاریخ انتشار: ۲۷ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۷:۵۰
ثبات بين‌المللي در گرو تغيير هندسه جهاني
از نظر جمهوري اسلامي ايران رسيدن به روابط بين‌الملل مطلوب، مستلزم ايجاد تغيير و دگرگوني در كارگزاران نظام بين‌الملل، فرآيندها و دستورالعمل‌هاي جهاني است.
از نظر جمهوري اسلامي ايران رسيدن به روابط بين‌الملل مطلوب، مستلزم ايجاد تغيير و دگرگوني در كارگزاران نظام بين‌الملل، فرآيندها و دستورالعمل‌هاي جهاني است. نظامي كه در آن حقوق همه انسان‌ها رعايت شود و امكان همزيستي و روابط مسالمت‌آميز واقعي فراهم گردد.
نظم بين‌الملل كنوني كه بر پايه نگاه قدرت‌محور و سكولار بنا گذاشته شده، فاقد رويكرد عدالت‌محوري مي‌باشد. در حالي كه عدالت‌خواهي خصيصه‌ ذاتي بشري است و هر نظم جهاني كه نتواند به عدالت منتهي شود، در نهايت فروخواهد پاشيد. با گذشت بيش از سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي، ايران با انتخاب رويكرد عدالت‌محوري به تقابل با نظم ناعادلانه كنوني به پاخاسته است و در اين مدت نشان داده كه مي‌توان بدون قرار گرفتن در بلوك‌بندي‌هاي قدرت، راه سومي را برگزيد و با وجود موانع و مشكلات محيطي، استقلال و هويت ملي خود را حفظ و با جهان خارج ارتباط متقابل برقرار كرد و اين سياست را كه در جهان نمي‌توان بدون وابستگي و تكيه بر يكي از قدرت‌هاي بزرگ به حيات خود ادامه داد، به چالش طلبيد. با توجه به موفقيت جمهوري اسلامي ايران در تقابل با نظم ناعادلانه موجود، در اين قسمت سعي داريم كه به نظم مطلوب و مدنظر جمهوري اسلامي ايران در عرصه جهاني و منطقه اشاره كنيم.
الف) عرصه جهاني:
در عرصه جهاني، نظم بين‌المللي مطلوب ايران نظمي اسلامي، غيرسكولار، اخلاقي و عادلانه است كه تعالي و سعادت كل بشريت را تأمين مي‌كند.
جمهوري اسلامي ايران معتقد است جامعه جهاني بايد به يك درك مشترك برسد كه در آن منافع تمامي ملت‌ها مورد احترام قرار گرفته و همين امر شرط تحقق همكاري و صلح در جهان قرار گيرد، نه پي‌ريزي نظمي سلسله مراتبي كه در آن كشورهاي جهان براي تحقق منافع گروه خاصي از دولت‌ها فعاليت مي‌كنند. از اين رو در نظم مطلوب ايران، تغيير و تحول ساختاري، اعم از مادي و غيرمادي، در سطح بين‌المللي نيز لازم و ضروري است. چون اين نهادها و ساختارهاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي هستند كه در راستاي منافع قدرت‌هاي بزرگ عمل نموده و به ابزاري براي استثمار ساير ملل تبديل شده‌اند.
 بنابراين با اين نگاه، عدالت‌محوري موجود در گفتمان سياست خارجي ايران در برابر اصل قدرت مداري نظم ناعادلانه كنوني قرار مي‌گيرد.
همانگونه كه بيان گرديد بر اساس نظريه واقع‌گرايي، ثبات نظام بين‌المللي در گرو حفظ وضع موجود و كنترل نيروهاي مخالف نظام بين‌المللي است؛ در حالي كه بر اساس هنجارها و آموزه‌هاي انقلاب اسلامي ايران، حفظ وضع موجود عين بي‌ثباتي است و مهم‌ترين علل بروز خشونت‌ها و ناآرامي‌هاي بين‌المللي، ناشي از سياست قدرت و بازي قدرت‌هاي بزرگ براي اعمال سلطه بر ملت‌هاي محروم و تعميق روابط وابستگي ميان كشورهاي پيشرفته و جهان سوم يا در حال رشد مي‌باشد. انقلاب ايران در روابط بين‌الملل باعث تقويت آن دسته از ايده‌هايي شده است كه ثبات بين‌المللي را نه در حفظ ساختار بين‌المللي، بلكه در تغيير و تحول در آن جست‌وجو مي‌كنند؛ تحولي كه در آن امكان ايفاي نقش همه دولت‌ها در ساخت محيط با ثبات فراهم مي‌آيد.
در مجموع مي‌توان گفت نظم مدنظر ايران، رويكردي تجديدنظرطلبانه نسبت به نظم امنيتي جهاني داشته و بر آن است تا نظم امنيتي منطقه‌اي را در مقابل آن تعريف كند و در اين چارچوب، رژيم صهيونيستي را از ماتريس قدرت منطقه‌اي خارج نمايد.
ب) عرصه منطقه‌اي:
در عرصه منطقه‌اي نيز جمهوري اسلامي ايران از همان ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي خواهان تغيير وضع ناعادلانه موجود و حمايت از استقلال ملت‌هاي مسلمان منطقه بوده است. همچنين جمهوري اسلامي ايران از زمان پيروزي انقلاب در جهت تبديل شدن به قدرت منطقه‌اي و مرجعيت ايدئولوژيك دنياي اسلام گام برداشته است.
در تحليلي مبتني بر واقعيت مي‌توان مدعي شد كه در منطقه غرب آسيا، تركيه و عربستان به عنوان دو رقيب منطقه‌اي ايران، چارچوب نظم بين‌المللي كنوني را پذيرفته‌اند و قصد تعارض و به چالش طلبيدن آن را ندارند. اما ايران اين نظم را ناعادلانه دانسته و با داشتن منابع عظيم انرژي و دولتي مردم سالار و نفوذ ايدئولوژيك در كشورهاي منطقه، هژموني امريكا را در منطقه به چالش كشيده و مهم‌ترين مانع سياست‌هاي استبدادي و استكباري امريكا در سطح منطقه مي‌باشد.
از طرف ديگر با جابه‌جايي نقش و موفقيت بازيگران منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي پس از 11 سپتامبر 2001 و تحولات ناشي از اشغال افغانستان و عراق و آثار منطقه‌اي آن، امكان پيگيري و ايجاد توازن قوا به شكل سنتي در منطقه غرب آسيا از سوي قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي به چالش كشيده شد و سبب گرديد تا يكي از رقباي اصلي منطقه‌اي ايران يعني عربستان سعودي روز به روز موقعيت خود در دنياي اسلام را از دست بدهد و به ازاي آن، به قدرت منطقه‌اي جمهوري اسلامي ايران افزوده شود. در ادامه با وقوع تحولات حاصل از بيداري اسلامي، وقايع تروريستي در سوريه و عراق، باز هم جمهوري اسلامي ايران با انتخاب سياست‌هاي مناسب و بهره‌گيري از نگاه عدالت‌محور توانست به رغم مخالفت‌هاي آشكار و غيرآشكار قدرت‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي، خود را به عنوان مهم‌ترين و تأثيرگذارترين بازيگر منطقه غرب آسيا مطرح كند.
به طور خلاصه مي‌توان گفت نظم مطلوب جمهوري اسلامي ايران و متحدين منطقه‌اي آن در منطقه غرب آسيا، مديريت دسته جمعي چندجانبه، تجديدنظرطلبانه، غير همسو و قائل به خروج امريكا از منطقه و حمايت از آرمان فلسطين و محور مقاومت مي‌باشد.
گفتمان انقلاب اسلامي بر پايه ظلم‌ستيزي، استكبارستيزي و عدالت‌خواهي، نظم موجود بين‌المللي را نه تنها مطلوب نيافته، بلكه آن را به زيان جامعه بشريت مي‌داند كه انسان‌ها را از معنويات دور و تنها غرق در ماديات كرده است. بنابراين، انقلاب اسلامي در ابعاد فرانظري، ساختاري، هنجاري و نهادي، نظم موجود را برخلاف اصول و مفروضات گفتماني خود مي‌بيند و به همين دليل آن را با چالش‌هايي جدي مواجه ساخته است.
در كل نظام بين‌الملل در دوران جنگ سرد و نيز پس از فروپاشي نظام دو قطبي با اهداف و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي همخواني نداشته و نظم بين‌المللي مطلوب ايران، نظامي عدالت محور با پذيرش حاكميت و حقوق مساوي انسان‌هاست. نظام بين‌الملل مطلوب انقلاب اسلامي، نظامي بدون تبعيض اقتصادي، سياسي و اعتقادي و نظامي بر اساس عدالت جهاني مي‌باشد كه تنها با حاكم شدن قوانين الهي بر تمام ابعاد زندگي اجتماعي بشر و در تمام جهان محقق مي‌شود. بنابراين انقلاب اسلامي با فروپاشي نظام دوقطبي و بر اساس اصول اعتقادي و آرماني خود نمي‌توانست با استقرار نظام تك قطبي كه با رويكردي رئاليستي و قدرت محور درصدد تحميل خواسته‌هاي خود به ساير ملل مظلوم جهان بود و به اخلاق و عدالت توجهي نداشت، موافق باشد. به خصوص آنكه اين نظام وضعيت تبعيض‌آميز گذشته را اين بار با قدرت بيشتري بر جهان تحميل مي‌نمود.
ايران اسلامي در طول 35 سال گذشته با اتخاذ راهي مستقل، به رغم موانع و مشكلات محيطي، استقلال و هويت ملي خود را حفظ كرده و توانسته است اين اصل را كه در جهان نمي‏توان بدون وابستگي و اتكاي به يكي از قدرت‏هاي بزرگ به حيات خود ادامه داد با موفقيت به چالش بكشد. در مجموع مي‌توان گفت از نظر جمهوري اسلامي ايران رسيدن به روابط بين‌الملل مطلوب، مستلزم ايجاد تغيير و دگرگوني در كارگزاران نظام بين‌الملل، فرآيندها و دستورالعمل‌هاي جهاني است. نظامي كه در آن حقوق همه انسان‌ها رعايت شود و امكان همزيستي و روابط مسالمت‌آميز واقعي فراهم گردد.

منبع: برهان
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار