لابد شنيدهايد در حالي كه اين روزها گوجه فرنگي از كشاورزان با قيمت ۱۰۰ تومان خريداري ميشود، يك منبع آگاه از ورود غيرمجاز گوجه فرنگي پاكستاني به ميرجاوه و زاهدان و عرضه آن به نازلترين قيمت خبر ميدهد. بله!حدود سه ماه پيش بود كه قيمت گوجه فرنگي با سبقت گرفتن از قيمت ميوههاي لوكس در مغازههاي سطح شهر تهران به كيلويي 7 هزار تومان رسيد، . حالا براساس اين گزارش قيمت گوجه فرنگي در شهرستان هشتبندي استان هرمزگان با كاهش شديد كيلويي 100 تومان رسيده به طوري كه نرخ اين محصول هزينه توليد و كارگر را تأمين نميكند. اين در حالي است كه قيمت گوجه فرنگي در مغازههاي سطح شهر تهران حدود 2 هزار تومان است. افت و خيز شديد قيمت گوجهفرنگي حكايت از بيبرنامه بودن در توليد و صادرات اين محصول و شايد هم ورود غير مجاز آن دارد به طوري كه يك منبع آگاه در وزارت جهاد كشاورزي از ورود غيرمجاز گوجه فرنگي پاكستاني با نازلترين قيمت به علت توليد فراوان در اين كشور به ميرجاوه و زاهدان خبر ميدهد و ميگويد، در اين مناطق كه در حال حاضر توليد نداريم ممكن است گوجه فرنگي حتي با قيمت هر كيلو 50 تومان هم عرضه شود. اولاد آدم مانده است، وقتي كه برادران بزرگوار اقتصاددان نميتوانند در مورد يك گوجه فرنگي سياستگذاري كنند، آن وقت ميخواهند، مملكت را آباد كنند؟ ميخواهند، نفت را حذف كنند؟ ميخواهند... اصلاً نكند، ملت دارند براي ضربه زدن به دولت، ارزانفروشي ميكنند. گوجهفروشها هم شدهاند حكايت آن نانوا كه ارزان ميفروخت. بايد درشان را پلمب كنند تا بفهمند كه در اينجا همه چيز روي حساب و كتاب است! گوجه صد تومني نوبر است. گوجه 50 توماني پاكستاني نوبرتر!
توصيه اولاد آدم به دولت (اين را در كلاس كاميابي كه شهريه آن براي سه جلسه 700 هزار تومان است فرا گرفتم و هم اينك نثار اقتصاددانان دولت ميكنم، تا گوجهفرنگيكاران را نجات دهند):
«براي چيزهايي كه بايد عوض شوند، بايد تصويري واضح از آنچه ميخواهيد داشته باشيد تا آنها را دگرگون كنيد.»
بله به همين سادگي است كه به نظر ميرسد. سعي نكنيد آن را در جلسات كابينه براي خود پيچيده كنيد چون باعث گيج شدن شما و رأي دهندگان به شما ميشود. بايد دقيقاً مشخص كنيد كه از گوجه فرنگي چه ميخواهيد و تا حد امكان آن را براي خود شفاف سازيد. بله اين توانايي وزراست. توانايي رفتن به سمت رؤيايي كه در ذهن خود پروراندهاند و در نهايت آن را خلق ميكنند. براي روشن شدن مطلب يك مثال ميآورم. فرض كنيد يك پازل هزار تكه در دستان شماست كه بايد آن را تكميل نماييد. ولي تصوير نهايي را كه از كنار هم قرار دادن تكههاي پازل به دست ميآيد را نداريد. آيا اكنون تكميل كردن پازل سختتر نيست؟ البته كه هست.
ولي اگر وزيري آن تصوير را ديده باشد احتمالاً با سرعت صد برابر ساير وزرا اين پازل را كامل ميكند. همه ميدانيم كه سرعت اين وزير براي هوش و استعداد او نيست بلكه وزيري كه تصوير نهايي را ديده است به همان روشي عمل كرده كه اساس كار مغز است. مغز ما بر اساس تصويري كه ميسازيم كار ميكند و پيش ميرود. در دولت هم اينگونه است وقتي كه دقيقاً بدانيد چه ميخواهيد و به چه سمتي حركت ميكنيد به نظر ميرسد مغز به صورت خودكار مراحل رسيدن به آن را توليد ميكند و آنچه بايد انجام دهيد در برابر شما نمايان ميشود.