شايد براي برخي خواهندگان و خوانندگان تاريخ، اين پرسش پيش بيايد كه در مقطع كنوني، چه نيازي به نشر خاطرات چهرهاي چون سيد شمسالدين قناتآبادي وجود دارد؟ پاسخ آن است كه در وضعيت فعلي كه خاطرهنويسي و تاريخ شفاهي اهميت خود را در تاريخنگاري معاصر ايران بازيافته است، ارائه خاطرات اشخاص و افراد گوناگون درباره وقايع تاريخ معاصر كه هر يك از زاويهاي به آن نگريستهاند، همچنين بررسي، تطبيق و رفع تناقضات احتمالي آنها با يكديگر، به روشن ساختن نكات مبهم اين دوره كمك خواهد كرد. هم از اينروست كه خاطرات شمس قناتآبادي با همه ايراداتي كه به آن وارد است، برگي از تاريخ معاصر ايران به شمار ميرود. مسلماً حب و بغضهاي شمس در قضاوتهايش در محتواي كتاب تأثير گذاشته است. با اين وصف نشر آن را مفيد دانستيم.
در اين خاطرات چند نكته قابل تعمق و بررسي است:
1ـ ماجراي اين خاطرات طبق اسناد ساواك از اين قرار است: شمس قناتآبادي در بهمنماه سال 1350 خاطرات تنظيمشده خود را براي رئيس ساواك ارسال كرد تا با اجازه مقامات ساواك آن را منتشر كند، ولي به دليلي نامشخص ساواك از انتشار آن جلوگيري و در پرونده وي ضبط كرد.
2ـ جلد دوم اين مجموعه كه حاوي اسناد ساواك درباره شمس قناتآبادي است، متعاقباً منتشر خواهد شد.
3ـ خاطرات قناتآبادي شامل دو بخش وقايعنگاري و رجالشناسي است. در بخش اول حوادث بين سالهاي 1327 تا 1332 را شرح داده و تحليل كرده و در بخش دوم احوال هشت تن از رجال مؤثر آن عصر را از نگاه خويش كاويده، لكن هرگاه به روايت تاريخ پرداخته تا حدودي امانت را رعايت كرده و آنگاه كه به تحليل وقايع و معرفي رجال نشسته، گاه راه افراط را پيموده و گاه به تفريط گراييده، لذا براي رعايت امانت تغييري در آن داده نشده، فقط با پاورقيهايي چند سعي شده است مطالب مبهم آن گويا شود.
4ـ قناتآبادي عمده فعاليت سياسي خود را در «مجمع مسلمان مجاهد» ميداند و خود را فعال مايشاء اين گروه ميخواند، در حالي كه در اسناد بسياري از تاريخ معاصر ايران تشكيل اين گروه را به فدائيان اسلام نسبت ميدهند. براي اطلاع بيشتر در اينباره به كتاب «ناگفتهها» مراجعه شود.
5ـ جايجاي خاطرات قناتآبادي مملو از جملاتي است كه بيانگر رابطه عميق وي با آيتالله كاشاني است. اين جملات بهگونهاي است كه ارادت آيتالله كاشاني را به قناتآبادي مشخص ميكند. اين در حالي است كه در تعدادي اسناد تاريخ معاصر و حتي اسناد بهجاي مانده از ساواك رابطه اين دو با يكديگر و بهخصوص برخورد آيتالله كاشاني با قناتآبادي اينگونه تصوير نشده و اميد است بهزودي اسناد مربوط به آيتالله كاشاني و شمس انتشار يابند.
6ـ قناتآبادي در اين خاطرات سعي در درشتنمايي فعاليتهاي خود ميكند.
7ـ از نكات برجسته اين خاطرات عكسهايي است كه بر اساس انتخاب شمس قناتآبادي به مناسبت در لابهلاي كتاب آمده است و بر اهميت آن ميافزايد.
شمس قناتآبادي، خود در يادداشتي بر خاطرات خويش آورده است: «در اين جزوه تاكنون بيوگرافي 9 نفر از لحاظ روحي، فكري و اخلاقي از طرف نويسنده بررسي شده كه تمام آن اظهارنظرها به علت معاشرت شخص نويسنده ـ كم و بيش ـ با آنها بوده است. سعي كردهام آنطوري كه آنها را شناختهام و براي خودم قضاوت ميكنم به معرفي آنها در خلال يك طنز ملايم بپردازم و ترديدي نيست نميتوانم مدعي شوم اينها اينطوري كه من شناختهام هستند و لاغير، ولي در مورد يك موضوع ميتوانم پافشاري كنم كه در معرفي آنها از ديد خودم قضاوتهايم معلول اغراضم نبوده است و نيست، زيرا اگر بنا بود بر اساس غرض قضاوت كنم راجع به برخي از اين افراد بايد آنچه از آب و آتش به هم ميرسد از زشتي و پليدي به آنها نسبت دهم، چون در مبارزاتي كه با هم داشتهايم بعضي از آنها چنين كردهاند و با پارهاي ديگر دوست و همپيمان بودهايم. پس بدانيد با وجداني آسوده همانطوري كه يك دوربين آنچه را در مقابل عدسياش ظاهر ميشود ضبط ميكند و عكس ميدهد، من هم خودم را موقع نگارش اين شرح حالات در اين حال قرار دادهام!».