کد خبر: 701647
تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن ۱۳۹۳ - ۲۲:۱۷
محمد ابراهيمي
با خود فكر مي‌كردم آيا برخي دولتمردان جز سخنان قافيه‌دار گفتن، كار ديگري هم دارند...؟!
 جنگ اقتصادي دشمن به آخرين حد رسيده است.  روي كار آمدن دولت يازدهم همراه بود با وعده‌اي كه رئيس‌جمهور محترم در طول دوران تبليغاتي مطرح مي‌كرد و آن چيزي نبود جز حل مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم از راه تعامل با دنيا، به ويژه بهبود روابط با قدرت‌هاي برتر.
اما پس از گذشت 18 ماه، با مروري بر وضعيت اقتصادي كشور جز روزمرگي، فقدان نگرش سيستمي، نداشتن برنامه مدون و منسجم اقتصادي، چشم دوختن به غرب، سفرهاي خارجي هيئت‌هاي دولتي و پارلماني ايراني، ريخت و پاش‌هاي زايد در سفرهاي خارجي مسئولان و مديران مياني با وجود تنگناهاي ارزي، ثبت سفارش كالاهاي لوكس و تجملاتي، افزايش قاچاق كالا، تبليغات كالاهاي خارجي، تبليغ سفرهاي خارجي، افتتاح شعبه‌هاي جديد فروش محصولات خارجي، ركود شديد و كم‌سابقه حاكم بر بازار، زمينگيرشدن اقتصاد، عدم جايگزيني برنامه‌هاي حداقلي در بخش‌هايي كه مورد انتقاد دولت بود، داستان‌سرايي و تيترسازي از عملكرد دولت پيشين، اوضاع نابسامان بورس كه دماسنج اقتصادي كشور است و... نه تنها حاصلي براي كشور نداشته بلكه موجب عدم توجه به استحكام داخلي قدرت و اميد سپردن به نقطه‌هاي خيالي شده است. پافشاري بر نفت 72 دلاري از سوي دولت نشان از عدم آمادگي و برنامه‌ريزي در فضاي اقتصادي با تكيه بر مذاكرات و خوش بيني بي‌حد و حصر است.
مقام معظم رهبري فرمودند: «من معتقدم دل را بايد به نقطه‌هاي اميدبخش حقيقي سپرد نه نقطه‌هاي خيالي، آنچه لازم است اين است » اما اين سخنان را مقايسه كنيد با گزارش اخير پژوهشكده پولي و بانكي كه در آن صراحتاً اذعان شده « مهم‌ترين و مؤثرترين ابزار براي گشايش اقتصادي پيگيري سياست خارجي است كه بتواند تنش در روابط خارجي را كاهش و فضا را به سمت كاهش تحريم‌ها پيش ببرد ».
به راستي با اين نوع تفكر اميد گشايشي براي اقتصاد ملي وجود دارد؟ چطور ممكن است يك مقام مسئول در جمهوري اسلامي تا اين حد داراي ديد ساده‌انگارانه و سطحي باشد كه تصور كند در صورت نيل به توافق هسته‌اي مناسبات امريكا با ما عادي و منصفانه مي‌شود، آن هم با وجود اين همه اصرار مقامات امريكايي براي نشان دادن هدف نهايي خود از پرونده هسته‌اي، يعني نشانه رفتن اصل جمهوري اسلامي. چند روز قبل هوشنگ اميراحمدي، پادوي مشهور امريكا براي ايجاد رابطه با ايران، در گفت‌وگو با صداي امريكا گفته بود: «بين ايران و امريكا يك انقلاب فاصله است و تا انقلاب اسلامي پابرجاست، خصومت‌ها ادامه دارد برنامه اتمي ايران بهانه است و هدف از تحريم‌ها نابودي جمهوري اسلامي است.»
عقب‌نشيني آرام دولت مقابل فشار سياسي امريكا خوشرو را جايگزين ابوطالبي كرد. يادمان نمي‌رود كه آقاي عراقچي در گفت‌وگو با مهر در واكنش به اقدام كنگره و دولت امريكا در مورد گزينه پيشنهادي تهران براي تصدي مسئوليت نمايندگي ايران در سازمان ملل گفته بود: «گزينه جايگزين براي ابوطالبي در نظر نداريم و اين مسئله را از طريق مكانيزم‌هاي حقوقي پيگيري مي‌كنيم». اعمال تحريم‌هاي جديد عليه ملت ايران بعد از توافق ژنو نشان مي‌دهد ديوار تحريم‌ها ترك برنداشته بلكه انديشه انقلابي بعضي‌ها است كه در حال فروپاشي است...
آيا سياست و ديپلماسي فقط لبخند و كرنش است يا قواعد و مقرراتي دارد؟! آنچه كه ما در علم سياست از آن سراغ داريم حركات دست، پا، صورت، نشستن، تند و كند راه رفتن و... همه و همه حامل پيام است. آيا اگر اين اقدامات در دولت ديگري صورت مي‌پذيرفت آن را خلاف عرف ديپلماتيك و نزول شأن ايران نمي‌دانستيد؟!آيا قوه مجريه و مديران امريكايي هم منتقدان خود را بي‌عقل مي‌نامند يا با آنها مشورت ‌ و ماحصل اتاق‌هاي فكرخود را در ميز مذاكرات رو مي‌كنند. كسي شك ندارد كه 1+5 شش كشور قدرتمند هسته‌اي هستند اما در اين عنوان ما در كجاي 1+5 معنا پيدا مي‌كنيم؟! آيا منتقد بي‌عقل را به دادگاه مي‌كشانند؟ چرا دولت به جاي حل مسائل اصلي كشور و معضلات موجود، فرافكني مي‌كند؟ چقدر زيبا و پرپرستيژ است كه سخنراني‌هايمان مكتوب باشد، مكتوب بخوانيم تا به حاشيه نرويم. همانگونه كه شما متخصص و حقوقدانيد، سياست هم متخصص و سياستمدار مي‌خواهد. فلسفه سياسي، كلام سياسي، عالم سياسي، كارگزار سياسي و سياستمدار تعاريف مختص خود را دارد. امروز در درون مجلس هم به اين آفت گرفتاريم.
نكته آخر اينكه، اگر انتقاد، راه بهتر نشان دادن است، مقام معظم رهبري بارها و بارها استراتژي‌هاي سياست خارجي و چشم‌انداز كلان اقتصادي را در دولت‌هاي سازندگي، اصلاحات، مهرورزي و اعتدال نشان داده تا جايي كه شاخص‌هاي اقتصاد مقاومتي را جزء به جزء در حرم رضوي بيان فرمودند.
 مردم منتظرند دولت محترم شجاعانه به مردم پاسخ عملي دهد آيا اعتقادي به اقتصاد مقاومتي دارد؟ آيا اين نسخه را عملي مي‌داند؟ آيا تدابيري براي عملياتي شدن آن دارد؟ اگر به آرا و انديشه‌هاي انديشه‌ورز سياسي دولت يازدهم (دكتر سريع‌القلم) نگاهي عميق داشته باشيم، پاسخ همه سؤالات روشن و عيان مي‌آيد كه: به توسعه نمي‌رسيم مگر اينكه در شبكه جهاني غرب عمل كنيم.
به نظر مي‌رسد دولت محترم در مذاكرات هسته‌اي صرفاً به دنبال مذاكرات هسته‌اي نيست بلكه به دنبال حل مشكل اساسي با امريكا و شكستن تابوي مذاكرات و نتيجه‌گيري نهايي است و اين ماحصل انديشه كساني است كه در درون حاكميت، انقلاب اسلامي را پروژه مي‌دانند نه پروسه.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار