از زمين و زمان شاكي است و بيشتر از همه از جنس چيني و افرادي كه اين اجناس را وارد بازار كردهاند. ميگفت: داشتم مثل همه آدمها براي خودم زندگي ميكردم. كارگاه داشتم، كارگاه توليدي با 12- 10 كارگر اما از وقتي جنس چيني توي بازار آمد كار و كاسبي هم كساد شد، به ناچار دو سال پيش شروع كردم به جمع كردن كارگاه اما مگر به همين سادگي بود وقتي به خودم آمدم كلي ضرر كرده بودم. براي همين تصميم گرفتم هر طور هست بدهياي كه توي بازار دارم را بپردازم. براي همين رفتم سراغ يكي از بازاريهاي قديم كه ميدانستم به قول معروف كلاه شرعياش را درست ميكند و پول ميدهد. او كه مرا ميشناخت حاضر شد پول را در اختيارم بگذارد اما با شيوهاي عجيب در قالب پرداخت سرمايه آزاد آن هم با سود 6 درصد و در قبالش چك و سفته دادم. الان كه نگاه ميكنم كلي مقروض شدهام. حتي نتوانستهام سود پول را برگردانم چه برسد به تمام پولي كه گرفتهام.
اين حكايت تنها مربوط به يكي از افرادي است كه بنا به دليلي به دريافت پول نيازمند شده و وقتي از دريافت وام از بانكها نااميد شده براي دريافت پول به يكي از سرمايهداران و بازاريها مراجعه كرده و حالا اين مشكلات برايش پيش آمده است.
افراد سرمايهدار بسياري هستند كه تحت عناوين مختلف اقدام به ارائه سرمايه آزاد يا به قول خودشان وام ميكنند و در گوشه و كنار فعاليت دارند. آنان تحت عناوين مختلف و با تبليغات گوناگون مانند حل مشكلات مالي در كمتر از يك روز به دنبال پرداخت سرمايه با سودهاي بالا به افرادي هستند كه نياز مالي دارند.
زير آسمان شهر افرادي هستند كه با تكيه بر سرمايه بالاي خود با ايجاد يك دفتر و استخدام چند نيرو كه عمدتاً هم خانم هستند در يكي از مناطق مختلف شهر به صندليهاي چرمي و بزرگ تكيه زده و منتظر هستند تا فردي كه آگهيهاي آنها را در روزنامهها يا از طريقي ديگر مطالعه كرده است از در وارد شود. فرد نيازمندي كه شانههايش زير بار مشكلات مالي خم شده است و مرد سرمايهدار كه حالا گردنش از شدت چاقي به سختي ميچرخد از اين نياز او به شدت سوءاستفاده كرده و تحت عنوان وام مبلغي را با سود بالا در ازاي دريافت چك و سفته و دهها محكمكاري ديگر مانند رهن گرفتن سند اتومبيل يا سند خانه به وي پرداخت ميكند.
اما فقط كافي است فرد در پرداخت پولي كه گرفته كوتاهي كند آن وقت اگر چك و سفته گذاشته باشد اين اسناد به مراجع قضايي ارائه و حكم بازداشت فرد گرفته ميشود يا اگر سند اتومبيل يا منزل به رهن گذاشته شده باشد در چشم برهم زدني اين اسناد به نفع فرد سرمايهدار ورق ميخورد.
كلاه در كلاه سرمايههاي شخصي
يكي از شهرونداني كه به تازگي با چنين مشكلي برخورد كرده است در اين باره ميگويد: « چندي پيش براي انجام كاري به مبلغ يكصد ميليون تومان پول نياز داشتم. تلاش بسيار زيادي كردم كه بتوانم اين مبلغ را از طريق دوستان يا آشنايانم تهيه كنم اما بيفايده بود و كسي چنين توانايي را نداشت كه يكصد ميليون تومان را به من بدهد، براي همين به سراغ بانك رفتم اما بانك به اين دليل كه سند منزلم كه وامدار است در رهن بانك است از پرداخت وام خودداري كرد تا اينكه از طريق آگهي در يكي از روزنامهها با شخصي آشنا شدم كه يك دفتر سرمايهگذاري داشت. براي همين به سراغ او رفتم و موضوع را با وي در ميان گذاشتم.»
او ميگويد: « اين فرد وقتي از نياز مالي من باخبر شد به من گفت جاي نگراني نيست. شركت ما ميتواند اين پول را در قالب وام به شما پرداخت كند، براي تضمين همان سندي كه در رهن بانك باشد را هم قبول ميكنيم.»
وي ميافزايد: نميدانم دقيقاً شيوه كار شركت چگونه است اما خوب ميدانم كه ازطريق وكيل و كارشناس حقوقي كه استخدام كرده بودند توانستند كارها را انجام دهند و سند منزلم را كه تا پيش از اين در رهن بانك بود به عنوان ضمانت از من دريافت كردند و اين مبلغ را در اختيار من گذاشتند، آن هم با سودي بسيار بالا. نميدانم دقيقاً چند درصد حساب كردند اما درپايان سال من بايد در قابل 100 ميليون توماني كه دريافت كرده بودم 140 ميليون تومان پرداخت ميكردم اما متأسفانه اكنون با گذشت يك سال از اين ماجرا تنها توانستهام 80 ميليون تومان از اصل پول را برگردانم و شركت مدعي است كه 60 ميليون توان ديگر به آنها بدهكار هستم و اگر پرداخت نكنم شركت ميتواند خانهام را تصرف كند.
وي كه به شدت از وضعيت پيش آمده ناراحت است ادامه ميدهد: اي كاش از روز اول به اين دفتر و اينگونه افراد مراجعه نميكردم.
جوراب چهار ميليون توماني
يكي ديگر از شهروندان نيز ميگويد: «چندي پيش براي رفع يك سري از گرفتاريهاي مالي كه برايم پيش آمده بود از طريق يكي از دوستانم به فردي معرفي شدم كه ميگفتند دستش توي كار خير است، اما وقتي به او مراجعه كردم تازه متوجه شدم كه معناي كار خير چيست؟» او ميگويد: «اين مرد در حقيقت يك نزولخوار حرفهاي است كه زندگياش را از طريق نزولخواري اداره ميكند.» به گفته اين شهروند اين گونه افراد بعد از اينكه متوجه مشكلات مالي مراجعه كننده ميشوند به شكلي كاملاً ناجوانمردانه با وي برخورد كرده و مثل زالو خون او را ميمكند.
وي ميگويد: «وقتي با او صحبت كردم ابتدا مرا دلداري داد كه اي بابا اينكه مشكلي نيست، بالاخره اين گرفتاريهاي مالي براي همه پيش ميآيد. ببينم حالا چقدر ميخواهي؟ گفتي 10 ميليون تومان. اينكه رقمي نيست. دسته چك همراهت هست؟ سفته چي، گرفتهاي؟» مرد ادامه ميدهد: «چون از قبل تلفني با او صحبت كرده بودم دسته چك و سفته نيز همراهم بود تا هرچه سريعتر كار انجام شود.» اين شهروند ادامه ميدهد: «اين مرد سپس مبلغ 10 ميليون تومان به من داد و گفت اين هم وامي كه من به شما دادهام. شما بايد سر سال اين 10 ميليون تومان را به من برگردانيد.»
وي ميافزايد: من كه حسابي از اين كار خيرخواهانه مرد خوشحال بودم و هنوز داشتم از او تشكر ميكردم ناگهان مرد يك جفت جوراب نيز از داخل كشوي ميزش درآورد و گفت اين جوراب را هم به شما فروختم به مبلغ 4 ميليون تومان كه انشاءالله آخر سال با اين 10 ميليون توماني كه الان از من گرفتيد برميگردانيد. اين يعني اينكه من بايد 14 ميليون تومان در قبال 10 ميليون توماني كه گرفتهام تا پايان سال برگردانم كه مسلماً اين كار رباخواري است و پولي را كه اين مرد ميدهد نزول است، اما وقتي اعتراض كردم مرد قيافه حق به جانبي به خود گرفت و گفت: اي بابا چرا ناز ميكني؟ اين كجايش نزول است؟ كاملاً شرعي است. تا حالا خيليها اين طوري از من پول گرفتهاند و مشكلشان حل شده است. اصلاً ميداني چيست؟ شما از اولش هم مشتري نبودي!»
وي ميگويد: «هرچه با خودم كلنجار رفتم نتوانستم قبول كنم كه اين پول را دريافت كنم. براي همين با اينكه به شدت به پول نياز داشتم از خير دريافت پول نزول گذشتم و حالا به دنبال اين هستم تا خدا انشاءالله از طريقي مناسب مشكلم را حل كند.»
رهن خانه و اجاره مجدد آن
يكي ديگر از شهروندان نيز دراين باره ميگويد: «چندي پيش به دليل اينكه براي انجام كاري مبلغ 50 ميليون تومان نياز داشتم به سراغ فردي رفتم كه يكي از دوستانم ميگفت ميتواند مشكلت را حل كند. براي همين به سراغش رفتم و موضوع را با او در ميان گذاشتم. وي نيز پذيرفت كه اين پول را در اختيارم قرار دهد. براي همين از من سؤال كرد كه منزل متعلق به خودم هست يا مستأجر هستم. وقتي شنيد منزل متعلق به خودم است، گفت: ما منزلتان را از شما رهن ميكنيم به مبلغ 50 ميليون تومان و بعد دوباره به شما اجاره ميدهيم ماهانه مبلغ يك ميليون و 500 هزار تومان.» وي ادامه ميدهد: «اين كار اگر چه به قول آن فرد اشكال شرعي ندارد اما حقيقت اين است كه پول با سود سه درصد دريافت كردهام و تا پايان سال هرچه پرداخت كنم تازه سود پول است و اصل مبلغ باقي ميماند.» وي ميافزايد: «متأسفانه چارهاي نداشتم و شرايط او را قبول كردم. الان تقريباً يك سال از آن موضوع گذشته و من هنوز نتوانستهام پولي را كه از او گرفتهام برگردانم و حالا ماندهام با اين مشكلي كه برايم درست شده است چه بايد بكنم؟»
حجتي به نام كلاه شرعي
متأسفانه اين نمونههايي كه ذكر شد ممكن است براي برخي از افراد ديگر نيز در جامعه به وجود آمده باشد. افرادي كه خواسته يا ناخواسته براي رفع نيازهاي مالي خود در دام اين گونه افراد گرفتار شدهاند.
حال اينكه اگر چنين افرادي در جامعه اجازه فعاليت پيدا نكنند نميتوانند به اين راحتي افراد ديگر را فريب داده و باعث به وجود آمدن اين گونه مشكلات شوند.
با نگاهي به نيازمنديها و صفحات آگهيهاي برخي روزنامهها شاهد آگهيهاي فراواني در خصوص اين گونه فعاليتها هستيم. فعاليتهايي شبهربا كه اگرچه به قول خودشان كلاه شرعياش را درست ميكنند اما بدون شك خالي از اشكال نيست و اگر از نظر شرعي هم اشكال نداشته باشد از نظر عرفي حتماً داراي اشكال است، چراكه هيچ عقل سليمي نميتواند بپذيرد كه فرد براي رفع نياز يكي از شهروندان سرمايهاي با سود بالا به او پرداخت كند.
شايد به همين دليل است كه وقتي با حجتالاسلام والمسلمين مولايي كارشناس ديني صحبت ميكنم با انتقاد از اين گونه اتفاقات در جامعه اسلامي ميگويد: اين گونه فعاليتها و معامله كردنها اگر از لحاظ شرعي اشكال نداشته باشد - كه برخي از آنها دارد - حتماً از لحاظ عرفي داراي اشكال است البته توضيح شرع و عرف موضوع مفصلي است كه شايد در اين گزارش امكان توضيح دادن كامل آن نباشد اما همين قدر ميگويم كه اين گونه رفتارها عاقبت خوبي ندارد و افرادي كه به سراغ اين گونه معاملات و پولها رفتهاند با مشكلات بسيار زيادي روبهرو شدهاند.
وي با بيان اينكه انسان بايد به گونهاي برنامهريزي و رفتار كند كه در زندگي نيازمند قرض كردن و وام گرفتن نباشد ادامه ميدهد: البته قبول دارم كه گاهي اوقات انسانها ناچار هستند بنا به دلايلي به قرض و وام روي بياورند اما اينجا ذكر دو نكته ضروري است. اول اينكه اين قرض و وام براي مواد ضروري است، نه احتياجات غيرضروري مانند خريدن ماشين يا تغيير وسايل منزل و... كه خيلي ضرورت ندارد. دوم اينكه براي دريافت پول به افرادي كه فعاليتهاي شبههدار و مشكوك دارند مراجعه نكنند.
اين كارشناس ديني در ادامه با انتقاد از فعاليت برخي از افراد سودجو در جامعه ميگويد: «فعاليت اين افراد نيز از دو شكل خارج نيست يا افراد رباخواري هستند كه پول نزول ميدهند كه در اين خصوص علاوه بر شرع، قانون نيز تكليف آنها را مشخص كرده و اصل 49 قانون اساسي درآمدهاي ناشي از ربا را غيرمشروع ميداند.
از طرفي هم ماده 595 قانون مجازات اسلامي ربا را جرم ميداند و براي آن مجازات در نظر گرفته شده و جرم ربا با توجه به ماده 727 از جرائم غيرقابل گذشت است و براي پيگيري اين جرم لازم نيست كسي شكايت كند؛ جرم به محض اطلاع مراجع قضائي و انتظامي قابل پيگيري و تعقيب است. يا اينكه اين افراد حجتي به نام كلاه شرعي براي خود درست كردهاند كه در اين خصوص نيز افراد بايد هنگام مراجعه به آنها مراقب سودجوييهايشان باشند.»