پرسپوليس به دست و پنجه نرم كردن با مشكلات متعدد عادت دارد. در واقع سالهاست كه سرنوشت اين تيم با مشكلات ريز و درشت گره خورده و نتوانسته نفسي به راحتي بكشد. هيچ كس هم نميتواند زمان مشخصي براي شروع اين مشكلات پيدا و اين معضل را ريشهيابي كند. شايد همه چيز به آن زماني بازگردد كه پرسپوليس براي رشد كردن و به روز شدن از صندوق عقب پيكان پروين بيرون آمد، اما خروجي كه به نيت ثواب انجام شده بود، با كباب شدن پرسپوليس همراه شد، به طوري كه حالا سالهاست نميتوان اندك شباهتي بين پرسپوليس سالهاي گذشته با آنچه امروز به نام پرسپوليس ميشناسيم يافت.
مقصر مشكلات و چالشهاي ديروز پرسپوليس شايد مشخص نباشد، اما مقصر اصلي بيساماني امروز اين باشگاه كاملاً مشخص است. مقصرهاي ديروز اگر يك ليست بلند بالا از مديران و دلالان نام آشنا و گمنام باشند، از مقصران اوضاع امروز اين تيم قطعاً خادم و وزارت ورزش هستند. خادم و وزارت ورزشي كه حالا فقط نقش يك تماشاگر را دارند و هنوز هم گويا قصدي براي بالا زدن آستين و جبران اشتباهات خود ندارند. كسي توقع هاراگيري از خادم و گودرزي ندارد، حتي توقعي براي شنيدن عذرخواهي هم نيست وقتي ثابت شده كه در مديريت ورزش ايران چنين جسارتي در كمتر كسي ديده ميشود، اما حداقل كاري كه انتظار ميرود در اين شرايط وزارت ورزش و نماينده تامالاختيار آن در پرسپوليس انجام دهد، روشن كردن تكليف اين تيم است؛ تيمي كه در حساسترين زمان ممكن، با بلاتكليفي تنها شاهد از دست رفتن زمان، آن هم به سرعت برق و باد است.
خادم از همان ابتدا قدم در راهي گذاشت كه جز به تركستان نميرفت. انتخابهاي او همه را گيج كرده بود و پاسخي منطقي نميشد براي آن يافت. با اين وجود، چهره موجه خادم باعث شد خيليها با وجود سردرگم بودن از انتخابهايي كه هيچ نقطه روشني نداشت صبوري پيشه كرده و همه چيز را بهزمان بسپارند. اگر چه خيلي زود مشخص شد اسپانسري كه نماينده وزارت ورزش انتخاب كرده نه تنها به ساير نامزدها برتري نداشته كه بسيار هم دست پايينتر از سايرين بوده و حتي ثبت آن نيز با مشكلات زماني مواجه بود، باز هم بنا بر اين گذاشته شد كه خادم چيزي بيشتر از سايرين ميداند و شايد اين انتخاب در ادامه نتيجهاي مثبت داشته باشد. حتي انتخاب نفرات هيئت مديره و رئيس آن نيز سؤالات بيجواب زيادي در پي داشت كه هرگز پاسخي به آنها داده نشد، سؤالاتي كه البته شايد امروز با زنداني شدن سياسي و حضورش در اوين بتوان پاسخي دردناك براي آنها يافت.
بدون شك پرسپوليس باوجود آنكه يد طولايي در تحمل مشكلات و حاشيههاي متعدد دارد، امسال روزهايي كاملاً متفاوت را تجربه ميكند؛ روزهايي كه باعث و باني آن اين بار كاملاً مشخص است. با اين وجود گويا قرار نيست چيزي تغيير كند، چراكه خادم و وزارت ورزش درست مثل سايرين در اين روزهاي سخت دست روي دست گذاشته و تنها نظارهگر هستند. همانهايي كه باعث و باني رقم خوردن اين روزهاي سخت هستند اما حالا نه تنها تلاشي براي جبران اشتباهات خود نميكنند، كه حتي پايشان را هم از ماجرا بيرون كشيدهاند. به طوري كه تا ديروز اگر حرفي از تلاش براي آزاد كردن سياسي ميزدند، امروز همان حرفها را هم نميزنند و تلاشي براي تغيير شرايط پرسپوليس انجام نميدهند.
البته در اين شرايط كسي توقعي ندارد كه آنها عذرخواهي يا به اشتباهات خود اعتراف كنند. چراكه اعتراف و قبول اشتباه و حتي عذرخواهي هم دردي از اين تيم دوا نميكند و در اين شرايط حداقل كاري كه وزارت ورزش ميتواند براي جبران اشتباهات خود انجام دهد اين است كه تكليف سياسي، مردي را كه هنوز نميتوان جواب قانع كنندهاي جز داشتن جيبي پرپول براي حضورش در پرسپوليس پيدا كرد يكسره كنند تا اين تيم بتواند حداقل تصميمي براي روزهاي سخت آينده اتخاذ كند. چراكه در واقع تا زماني كه نام سياسي به عنوان مديرعامل پرسپوليس مطرح است، اين تيم نميتواند هيچ تصميمي براي فرداي خود بگيرد و اقدامي قانوني انجام دهد. چراكه مديرعامل قانوني باشگاه فعلاً مهمان اوين است و آقايان هم گويا قصد ندارند پرسپوليس را از سياسي خلاص كنند! شايد چون بركناري سياسي پرده از ماجراهايي بردارد كه براي برخي صورت خوشي نداشته باشد. هر چند اتفاقات اخير باعث شده وجهه برخي براي مردم دچار تغيير و تحولات شگرف شود!