سير زندگي خوابگاهي براي دانشجويان شهرستاني در تهران، در طول دو دهه گذشته فراز و فرودهاي فراواني داشته است. دغدغههايي كه خانوادههاي شهرستاني به ويژه شهرهاي كم جمعيت يا روستاها براي ورود فرزندان خود به دانشگاهها و خوابگاههاي دانشجويي تهران دارند، دغدغههايي واقعبينانه است. اين حساسيتها براي خانوادههايي كه فرزندان دختر خود را بايد براي تحصيل به تهران بفرستند، بيشتر است.
اتفاقات كوچك و بزرگ و عبرتآوري در جريان همين مهاجرتهاي دانشجويي از شهرستان به تهران صورت گرفته است كه متأسفانه برخي از آنها در سطحي بوده كه در طول سالهاي مختلف در صفحه حوادث روزنامهها نقش بسته است. اقدام به خودكشي، ترويج خرافههاي رفتاري، مذهبي و اخلاقي و رواج مواد اعتيادآور نمونههايي از اين موارد هستند كه در تهران از كثرت بالايي برخوردار است.
اين پديده براي فيلمسازان هم سوژههاي مخاطبپسندي ايجاد كرده است و فيلمها و سريالهاي مختلفي به ورود دانشجويان شهرستاني به تهران پرداختهاند و روند اسير شدن آنها در دامهاي مختلف اخلاقي و رفتاري كه زمينه آن در شهر بزرگ تهران فراهم است را به تصوير كشيدهاند. نگاهي به اظهارنظرها و مواضعي كه در طول دو دهه جاري نسبت به اين پديده اجتماعي وجود داشته است، نشان ميدهد كه همچنان آسيبهايي كه از شهر تهران دانشجويان خوابگاهي (به ويژه دانشجويان دختر) را تهديد ميكند به قوت خود باقي هستند.
در سال ۷۹ يكي از دانشجويان شهرستاني كه در تهران تحصيل ميكرد در پاسخ به يك سؤال تحقيقي در زمينه ميزان تأثير فضاي فرهنگي ـ اجتماعي شهر تهران بر دانشجوياني كه از شهرهاي ديگر ميآيند، ميگويد:«بستگي دارد از چه زاويهاي به موضوع نگاه كنيد. ببينيد خود من از سال اول دبيرستان تا سال آخر، نگاه، نظر و موضعگيريهايم نسبت به خيلي چيزها ۱۸۰ درجه تغيير كرد. حالا ميبينم دانشجويي از يك شهر كوچك به شهر بزرگتر مثل تهران ميآيد، با امكانات و رفاه بيشتر. آدمي به دنبال رفاه و تسهيلات است. تفريحات، مكانهاي ديدني و خيلي چيزها كه قابل مقايسه با تهران نيست. اين چيزها باعث ميشود كه به اين محيط دل ببندد. البته دخترها به خاطر شرايط فرهنگي جامعه ما، بيشتر بازميگردند، مگر اينكه ازدواج كنند يا شغل خوبي به دست آورند. اگر از اين زاويه به مسئله نگاه كنيم، تأثيرات منفي نيست، بلكه اقتضائات ورود به جامعهاي جذابتر است. اما بعضي اوقات بچهها كمبودهاي خود در خانواده مثل كمبودهاي عاطفيشان را در اينجا جبران ميكنند كه اين موضوع كار را منفي ميكند.»
اين نگاه با توجه به عموميتي كه در اذهان دانشجويان شهرستاني و خانوادههاي آنها دارد زندگي در تهران را با بسياري از مخاطرات اجتماعي همراه ميسازد. اين واقعيت در پژوهش ديگري كه ۱۰ سال بعد يعني در سال ۸۹ بر وضعيت خوابگاههاي دانشجويي در شهر تهران براي دختران صورت گرفت، به نحوي ديگر خود را نشان ميداد.
اين پژوهش بخشي از نتايج بررسي خود را اينگونه مطرح ميكند: «براي اينكه از فرصت دانشجويي بتوان بهرهبرداري صحيحي به عمل آورد، لازم است توسط مسئولان ذيربط برنامهريزيهاي دقيق و همهجانبهاي به عمل آيد. در اين برنامهريزيها بايد نيازهاي فردي و جمعي دانشجويان اعم از مطالعه، بحث، تفريح و استراحت و تغذيه به دقت لحاظ شوند و مشكلات و آسيبهايي كه زندگي دانشجويي را تهديد ميكنند در نظر گرفته شود. راهاندازي سايتهاي خوابگاهي دانشجويي، تجهيز كتابخانهها، برگزاري جشنوارههاي متعدد خوابگاهي مثلاً جشنوارههاي سراسري فرهنگ خوابگاهنشيني و فرهنگ زندگي جمعي و... در اين راستا مؤثر است. در غير اين صورت مسائل خوابگاهي و رفاهي دانشجويان به چالشهاي عمده دانشگاهها تبديل ميشود.»
در اين پژوهش دادههاي تأمل برانگيزي بر اساس جامعه آماري مورد بررسي، در شهر تهران ارائه شد. اغلب دانشجوياني كه مورد تحقيق قرار گرفته بودند سبك زندگي خود را به شدت تحت تأثير فضاي خوابگاهي در خوابگاههاي دانشگاههاي تهران معرفي كردند؛ خوابگاههايي كه تحت تأثير انحرافهاي فراوان است و از جانب دانشگاهها نيز توجه سازمانيافتهاي به آن نميشود.
فراهم بودن انواع سرگرميهاي مخاطرهآميز در تهران در شرايطي كه دانشجو از نظر رواني در حالت پايداري نباشد، همانند يك عامل منحرفكننده در ذهن دانشجويان نقش ميبندد. دانشجويي كه دچار مشكل تحصيلي شده، درگير روابط عاطفي گشته يا حتي به دليل سختيهاي تأمين اقتصادي خود، با دشواري دوره دانشجويي خود را ميگذراند، هر لحظه ممكن است در آلودگيهاي گستردهاي كه در گوشه و كنار تهران كمين كردهاند، از اعتياد به مواد مخدر تا افتادن در دام فيلمها و تصاوير غير اخلاقي و روابط نامشروع، گرفتار شود و هزينههاي سنگيني را بر خود، خانواده و جامعه تحميل كند.
اين تحقيق در بخش ديگري از يافتههاي خود براي جلوگيري از اين مشكلات اضافه ميكند: «هر جاي زندگي دانشجويي براي خود هزار حرف نگفته دارد؛ از سرانه خوابگاه دانشجويي كه ميبايست براي هر نفر ۱۴ متر باشد و با يك نگاه گذرا به اتاقهايي كه به نظر براي دو نفر مناسب است و در آن ۶ نفر اسكان داده شدهاند، متوجه ميشويم سرانه واقعي بيش از ۲ تا ۳ متر نيست تا سطح پايين بهداشتي خوابگاهها، همگي مشكلات دانشجويي است كه به تهران آمده تا درس بخواند. بايد از طريق آگاهيرساني و اعتمادسازي بين مسئولان و دانشجويان و تغيير شيوههاي مرسوم و سنتي كنترل و نظارت در دانشگاهها، به شيوههاي خود كنترلي كه از طريق خود دانشجويان و تشكلهاي دانشجويي انجام ميگيرد و سهيم كردن دانشجويان در تصميمگيري براي خودشان از ميزان استرسها و فشارهاي روحي در محيط خوابگاه و دانشگاه كاست و گرايش دانشجويان به رفتارهاي خلاف هنجارها را كنترل كرد و كاهش داد.»
وجود اين آسيبها در زمان فعلي نه تنها كاسته نشده بلكه با افزايش نسبت وروديهاي غير بومي به دانشگاههاي تهران، در عمل زمينه براي آسيبهاي فرهنگي با توجه به نواقص موجود در سيستم آموزش عالي كشور، افزايش يافته است. محمدمهدي طهرانچي، رئيس دانشگاه شهيد بهشتي تهران در مهر ماه سال جاري در مورد افزايش ورود دانشجويان غير بومي به اين دانشگاه ميگويد:«از اتفاقاتي كه امسال براي اولين بار رخ داده است به هم خوردن نسبت دانشجويان دختر و پسر در مقطع كارشناسي است. امسال نسبت دخترها به پسرها در دوره كارشناسي به يكباره ۱۰ درصد اضافه شد يعني ۳۵ درصد دانشجويان را پسرها و ۶۵ درصد را دخترها به خود اختصاص دادند. در حوزه علوم انساني و علوم تجربي تعداد دانشجويان دختر خيلي افزايش يافته است و از طرفي هم نسبت دانشجويان شهرستاني به بومي تغيير كرده و تعداد دانشجويان شهرستاني امسال ۱۰ درصد نسبت به دانشجويان بومي افزايش يافته است. اين افزايش يكباره دانشگاه را با مشكل خوابگاه مواجه كرده است.»
اين شرايط كه به نظر ميرسد كنترل آن از دست مجريان خارج شده، هم از نگاه امكانات زيربنايي و هم از نگاه رويكردهاي فرهنگي جامعه دانشجوياني كه براي تحصيل به تهران ميآيند را به فكر و تأمل وا ميدارد. هزينههاي تهيه خوابگاه به صورت شخصي در تهران بالاست و دانشجويان بايد به هر شكل ممكن، فرسودگي، آلودگي و نواقص خوابگاه دانشگاه را تحمل كنند. وجود اين نواقص در طول دوره تحصيل به تدريج روحيه دانشجويان را به ويژه در ميان دانشجويان دختر تخريب ميكند و ضمن آنكه مانع تمركز آنها در مسير كسب علم ميشود، با افسردگيهاي مزمن آنها را مستعد گرفتار شدن در مشكلات ديگر ميكند.