
به گزارش خبرنگار ما، چندي قبل دختر جواني سراسيمه به كلانتري 142 كن رفت و از پسر زورگيري شكايت كرد. بهار 23 ساله در توضيح ماجرا گفت: من كارمند يك شركت هستم و خانهام در خياباني حوالي شهران است. ساعت 8 شب در حال برگشت به خانه بودم. وقتي روي پل عابر تقاطع همت و شهران رسيدم ناگهان پسر جواني راه من را سد كرد. هنگامي كه با اين صحنه روبهرو شدم ترسيدم و خواستم برگردم اما او با چاقو به من حمله كرد و خواست هيچ حركتي نكنم. پسر جوان هم كيفم را كه كارت عابر، تلفن همراه و مقداري پول داخلش بود به زور از من گرفت و از محل گريخت.
طرح شكايتهاي مشابه
بعد از مطرح شدن اين شكايت، پرونده به دستور قاضي عموزاد، بازپرس دادسراي ناحيه 34 در اختيار مأموران پليس آگاهي قرار گرفت. در حالي كه تحقيقات درباره اين حادثه ادامه داشت، دختر ديگري به كلانتري كن مراجعه و شكايت مشابهي را مطرح كرد. شاكي گفت: من دانشجو هستم. ساعتي قبل از كتابخانه در حال برگشت به خانهمان بودم كه روي پل عابر پياده تقاطع همت و شهران در تاريكي شب ناگهان پسر جواني جلوي مرا گرفت و با تهديد چاقو كارت عابر بانك و پولهاي توجيبيام را به زور گرفت و فرار كرد. همزمان با ادامه تحقيقات براي شناسايي پسر زورگير، مأموران پليس با چندين شكايت مشابه از سوي دختران جوان روبهرو شدند كه همگي نشان ميداد از سوي يك نفر در تاريكي شب روي پل عابر پياده هدف زورگيري قرار گرفتهاند. بنابراين مأموران بررسيهاي خود را در حوالي پل عابر پياده متمركز كردند تا اينكه ساعت 20و 30 دقيقه شامگاه 17 آذر ماه مأموران پليس نزديك پل عابر، متوجه كمكخواهي دختر جواني شدند و به سرعت به كمكش شتافتند. آنها پسر جواني را كه كيف يك دختر را سرقت كرده بود، دستگير و به كلانتري منتقل كردند. بررسيهاي پليسي نشان داد متهم پسر افغاني به نام فريد است كه از مدتها قبل با كمين روي پل عابرپياده با تهديد چاقو اقدام به زورگيري از دختران جوان ميكند. پس از تشكيل پرونده، متهم مقابل قاضي عموزاد به جرم خود اعتراف كرد.
گفتوگو با متهم افغان
خودت را معرفي كن؟
فريد هستم 18 ساله.
اهل كجايي؟
افغاني هستم اما بزرگ شده ايرانم.
پدر و مادرت چكاره هستند؟
سرايدار ساختمان مسكوني بزرگي در شهران هستند.
به چه اتهامي دستگير شدي؟
كنار پلهاي عابر پياده كمين و از دختران سرقت ميكردم.
نقاب داشتي؟
نه، در تاريكي سرقت ميكردم و نياز به نقاب نداشتم.
چند وقت است زورگيري ميكني؟
از پنج ماه قبل.
قبلاً چكار ميكردي؟
من شاگرد مكانيك هستم.
چه شد كه به فكر زورگيري افتادي؟
يك شب هنگام برگشت به خانه وقتي روي پل رسيدم با دختر جواني كه از روبهرو ميآمد، مواجه شدم. همه جا تاريك و خلوت بود كه ناگهان وسوسه شدم از او زورگيري كنم. وقتي جلوي او را گرفتم از ترس هيچ مقاومتي نكرد و فقط دست و پايش ميلرزيد و كيفش را تحويل من داد. داخل كيفش مقداري پول و يك كارت عابر بانك و مقداري لوازم و مدارك بود. پس از اين وسوسه شدم و هر چند روز يك بار روي پل عابر كمين ميكردم و در تاريكي شب دختران جوان را كه تنها بودند طعمه قرار ميدادم و زورگيري ميكردم.
در اين مدت از چند دختر جوان زورگيري كردي؟
دقيق يادم نيست.
شاكيان مقاومت هم ميكردند؟
بله، در يكي از زورگيريهايم دختر جواني به شدت مرا كتك زد و من از ترس مدتي زورگيري نكردم.
بيشتر توضيح بده؟
من از دو دختر جوان زورگيري كرده بودم كه براي شكار طعمه سوم كنار پل كمين كردم. لحظاتي بعد دختر جواني كه كيفي در دست داشت روي پل عابر آمد. هوا تاريك و روي پل خلوت بود. به همين خاطر احساس كردم موقعيت خوبي است براي شكار اما وقتي جلوي دختر جوان را گرفتم و تهديدش كردم ناگهان با چند ضربه آني مرا زمينگير كرد. او مرا به شدت كتك زد و من با سختي توانستم از دستش فرار كنم. پس از اين حادثه چند روزي در خانه بستري شدم و فهميدم او ورزشكار بوده. به همين خاطر مدتي از ترس روي پل نرفتم تا اينكه دوباره وسوسه شدم و دست به زورگيري زدم.
با وسايل سرقتي چكار ميكردي؟
پولها را برميداشتم و با آن خوشگذراني ميكردم و بقيه وسايل را هم در سطل آشغال ميريختم.
پشيماني؟
بله، اما چه فايده.