سالها از واقعه كربلا گذشته است و مسلمانان سراسر دنيا در ايام محرم و صفر براي مظلوميت اين امام(ع)، فرزندان و اهل بيتش سوگواري ميكنند و آن حادثه عظيم را زنده نگه ميدارند. هميشه فكر ميكنيم كه خيلي از اين اتفاقات و بزرگان دين فقط مخصوص شيعيان و مسلمانان است واگر افراد ديگري در موردشان نظر بدهند يا حرف بزنند باورشان نميكنيم. حتي اعتقادات كساني كه از نظر ظاهري تفاوت دارند يا شبيه ما نيستند را دير ميپذيريم اما هركس به اندازه شناختي كه دارد در مورد مسائل ديني و اعتقادياش عمل ميكند.
بارها ديدهايم كه در مراسم مربوط به محرم و صفر اقليتهاي مذهبي در كنار شيعيان عزاداري ميكنند و براي گرفتن حاجت از اين بزرگان دين كمك ميخواهند و حتي نذري ميدهند. در پيادهرويهاي روزهاي عاشورا و اربعين هم ميبينيم كه مسيحيان و اقليتهاي ديگر در اين مراسم شركت ميكنند. شايد در مورد ارادت ساير اديان به شخصيت امام حسين(ع) زياد شنيده باشيد اما حقيقت اين است كه حادثهاي كه در كربلا به وقوع پيوست هيچگاه فراموش نميشود و نسل به نسل و سينه به سينه به ما رسيده و ما نيز اين امانت را به آيندگان تحويل خواهيم داد.
در ايران فقط مسلمانان زندگي نميكنند و در كنار ما هموطنان ارمني، زرتشتي و ساير اقليتها هستند كه ساليان سال با آداب و رسوم ديني ما آشنايي دارند و به آنها احترام ميگذارند. همانطور كه براي مراسم مذهبي خاص آنها احترام قائل هستيم، آنها نيز در بسياري از ايام، طبق سنت بزرگانشان ما را در اين مراسم و مجالس عزاداري همراهي ميكنند. وقتي محرم ميرسد ديگر ناقوس كليساها به صدا در نميآيد و در اين مدت به رسم ادب مراسم شادي برگزار نميكنند و به اين مسائل اهميت ميدهند.
از زمانهاي گذشته اين رسم بين اقليتها و مذاهب ديگر در ايران وجود داشته است و آنها جايگاهي خاص براي امام حسين (ع) و خاندانش قائل بودند. زرتشتيهاي شهرهاي مركزي ايران نيز در اين ايام همپاي مسلمانان در مراسم مذهبي حضوري فعال و در اين امور مشاركت دارند. آنها براي محرم و صفر تدارك ميبينند، سياه ميپوشند و با كمكهاي نقدي و غيرنقدي با شيعيان همراه ميشوند. اين اقليت مذهبي علاوه بر اينكه در مراسم شركت ميكنند، همه جشنهايشان را تعطيل ميكنند يا به تعويق مياندازند، اهداي نذورات نيز از جمله كارهايي است كه انجام ميدهند.
مراسم بوداييها
هنديها در ايالتهاي مختلف در شب عاشورا مراسمي به ياد امام حسين(ع) برگزار ميكنند. در ايالت پونار هند، بوداييها هر ساله مراسمي با شكوه انجام ميدهند. اين مراسم با شكوه از گذشتگانشان برايشان به ارث رسيده است. آنها معتقدند در سالهاي بسيار قبل، در سرزميني دوردست كسي به نام حسين بوده كه براي آزادي و آزادگي قيام كرد و به ناجوانمردي كشته شد، از آن زمان تاكنون مردم اين سرزمين با هر ديني كه داشته باشند در اين روزها مراسم برگزار ميكنند.
در شب عاشورا در اين ايالت دستههاي عزاداري مانند كلافي به هم پيوسته در خيابانها ميآيند و صداي طبلهايشان همه را خبردار ميكند. اين دستهها پشت سر هم خيابانها را به حالت دو، بالا و پايين ميروند و براي آزادي و آزادگي راهي خيابانها ميشوند. اين مردم ارتباط خيلي خوبي با مسلمانان دارند و با توسل به امام شيعيان براي رسيدن به خواستههايشان دعا ميكنند. هندوها در اين روزها مانند مسلمانان نذري ميدهند و اعتقاد بسياري به اين كار دارند. همينطور كه دستهها حركت ميكنند نذري به آنها داده ميشود و اعتقاد دارند با اين كار مشكلات زندگيشان حل ميشود.
روز خاص در ترينداد و توباگو
ترينيداد و توباگو كشوري بسيار كوچك در درياي كارائيب است كه بيشتر مردمش مسيحي، هندو و بودايي هستند و فقط از بين يك ميليون و سيصد هزار نفر جمعيت 7 درصد مسلمان دارد. همين تعداد كم شيعه در اين كشور به خاطر مخالفت با كشورهاي استعمارگر، انقلابي به پا كردند. طي ساليان بسيار مراسم عزاداري در خفا و با وجود مخالفت و شورش برگزار ميشد. پس از گذشت زمان، تبديل به اعتراضي همگاني و همهگير شد. اين جسارت و جرئت از شيعيان به بقيه مردم اين كشور منتقل و عزاداري روز عاشورا به نام مراسم «hosein» به يك سنت فراگير در سراسر كشور ترينيداد و توباگو تبديل شد. در اين مراسم ماكتهايي از حرم امام حسين(ع) كه «تجه» ميگويند و طبلهاي خاصي كه «تسه» ناميده ميشود، استفاده ميشود.
تجهها در شهر گردانده ميشود و مردم در اين راهپيمايي آنها را همراهي ميكنند و افرادي تسهها را به صدا در ميآورند. تجهها در پايان مراسم به دريا انداخته ميشوند و برخي نمادهاي ديگر مانند ساختههايي سرخرنگ به نام ماه كبود كه نماد امام حسين(ع) است، در اين مراسم مورد استفاده قرار ميگيرد. كسانيكه در اطراف اين نمادها حركت ميكنند هنگام حركت در خيابانها، با تجهها روبهرو ميشوند، به هم نزديك شده و عملي شبيه سلام دادن علامتها به هم در عزاداريهاي ايراني انجام ميدهند و فرياد «حسين! حسين!» عزاداران در اين مراسم بارها شنيده ميشود.
تأثير قيام عاشورا آنقدر در اين كشور زياد بوده است كه به گفته كرولي، محقق امريكايي، استقلال ترينيداد و توباگو با نيروي شگفتانگيز عشق به امامحسين (ع) سر آغاز استقلال كشورهاي حوزه درياي كارائيب بود.
سخنان انديشمندان غرب درباره امام حسين(ع)
در مورد سرگذشت و هدف امام حسين(ع) انديشمندان، نويسندگان و مشرقشناسان بسياري تحقيق و پژوهش كردهاند و از ميان آنها ميتوانيم چند نفر را به عنوان نمونه نام ببريم. آنتوان بارا مسيحي عاشقي است كه سالهاي بسياري را صرف تحقيق و بررسي زندگي و قيام امامحسين(ع) كرده است و پس از پژوهش در منابع مختلف تاريخ اسلام كتابي به نام«حسين در انديشه مسيحيت» نوشته است. بارا در اين كتاب مينويسد: «اگر حسين از آنِ ما بود، در هر سرزميني براي او بيرقي برميافراشتيم و در هر روستايي براي او منبري برپا ميكرديم و مردم را با نام حسين به مسيحيت فرا ميخوانديم.»
گورت فريشلر آلماني ميگويد: كشته شدن حسين مانند هر كشته شدن يك فاجعه بود اما فاجعهاي استثنايي. بعد از چهارده قرن يك مورخ بيطرف، آن فاجعه را به شكل يك كوه طولاني و مرتفع ميبيند كه فاجعه جنگهاي ديگر در پشت آن پنهان است و به چشم نميرسد. گيبون، مورخ معروف انگليسي بيان ميكند: «با آنكه مدتي از واقعه كربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هموطن نيستيم، معذلك مشقات و مشكلاتي كه حضرت حسين(ع) تحمل نمود، احساسات سنگدلترين خواننده را برميانگيزد، چندان كه نوعي عطوفت و مهرباني نسبت به آن حضرت در خود مييابد.» ادوارد براون مستشرق انگليسي عنوان ميكند: «آيا قلبي پيدا ميشود كه وقتي درباره كربلا سخني به گوش ميرسد مالامال حزن و اندوه نگردد؟ حتي غير مسلمانان هم نميتوانند پاكي روحي را كه اين جنگ اسلامي در بر داشت، انكار كنند.»
چارلز ديكنز نويسنده انگليسي مينويسد: «اگر منظور امام حسين (ع) جنگ در راه خواستههاي دنيايي بود، من نميفهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنين حكم ميكند كه او فقط براي اسلام، فداكاري خويش را انجام داد». در مشرق زمين نيز گاندي از شبه قاره هند ميگويد: «من مبارزه را از شهيدان عاشورا آموختم.»