پرونده سه مرد كه متهم هستند در حوادث جداگانه مرتكب قتل سه عضو خانوادههايشان شدهاند در دادگاه كيفري استان تهران بررسي شد.
در اولين پرونده پسر جواني كه متهم است يك سال قبل بعد از مشاجره با برادر بزرگش وي را به قتل رسانده، ادعا ميكند قصد كشتن نداشته و از اختلالات رواني رنج ميبرد.
به گزارش خبرنگار ما، نماينده دادستان تهران روز گذشته مقابل هيئت قضايي شعبه 75 دادگاه كيفري قرار گرفت و كيفرخواست را شرح داد. او گفت: «مرد 33 سالهاي كه مأموران بدرقه او را از زندان به دادگاه منتقل كردهاند، سينا نام دارد. او نوزدهم آبانماه سال گذشته و ساعتي بعد از اينكه برادر 50 سالهاش را با هشت ضربه چاقو در خانهشان به قتل رساند از سوي مأموران كلانتري ابوذر شناسايي و بازداشت شد. متهم در بازجوييها به جرم خودش اقرار كرده و گفته است كه بعد از مشاجره با برادرش- نويد- وي را با ضربات چاقو هدف قرار داده است. نماينده دادستان گفت: «تحقيقات نشان ميدهد كه سينا گناهكار است و براي او درخواست صدور مجازات قانوني دارم.»
سپس قاضي اسدي به دادگاه گفت: «مادر مقتول به عنوان وليدم به علت بيماري در جلسه دادگاه حاضر نشده اما با ارسال لايحهاي براي سينا درخواست قصاص كرده است.»
پس از آن سينا در جايگاه قرار گرفت و گفت كه اتهام خودش را قبول دارد. او توضيح داد: «برادرم راننده تاكسي بود و چند سالي بود كه از همسرش جدا شده بود و در خانه ما زندگي ميكرد. آن روز وقتي وارد خانه شد سر موضوع بياهميتي مشاجره كرد. گفت چرا در كارهاي خانه كمك نميكنم. من هم با او درگير شدم و خيلي زود يقهبهيقه شديم اما او كتكم زد. كنترل خودم را از دست دادم و به آشپزخانه دويدم، چاقويي برداشتم و چند ضربه به او زدم كه سرانجام فوت شد.»
سينا گفت: «من از اختلالات رواني رنج ميبرم و مدتي هم در بيمارستان امينآباد بستري بودم. اوراق آن را هم به دادگاه ارائه كردهام و پزشكي قانوني هم ادعايم را اثبات كرده است. الان هم تحت نظر پزشكان هستم و دارو مصرف ميكنم اما نام داروها را نميدانم. قبل از حادثه هم داروهاي آرامبخش مصرف ميكردم.» متهم ادامه داد:«من مدرك مهندسي معدن دارم و در دانشگاه براي مهندسي نفت پذيرفته شده بودم. حالا هم از شما ميخواهم مرا زنداني نكنيد، چراكه تحمل حبس را ندارم.»
بعد از آن يكي از برادران متهم كه شاهد ماجرا بود در جايگاه قرار گرفت و گفت: روز حادثه من در طبقه دوم خانهمان بودم كه از طبقه اول صداي فرياد بلندي شنيدم. وقتي خودم را رساندم، ديدم كه سينا چاقو را به پهلوي نويد وارد كرده است. مقابل او قرار گرفتم تا مانع زدن ضربههاي بيشتر شوم. گفتم چرا ميزني؟ فرياد زد از خودش بپرس. بعد هم مرا كنار زد. دوباره به طرف برادرم حمله كرد. نويد سعي كرد به طبقه بالا فرار كند كه سينا ضربه ديگري به پهلويش زد و از خانه فرار كرد.
وي ادامه داد: برادرم از اختلالات رواني رنج ميبرد. البته اين بيماري در خانواده ما وجود دارد و چند برادر ديگرم هم از اين بيماري رنج ميبرند و دو برادرم جنون ادواري دارند.
قاضي بعد از شنيدن دفاعيات متهم و وكيل او با اعضاي دادگاه وارد شور شد.
انكار قتل همسر
در دومين پرونده كه از سوي هيئت قضايي شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران بررسي شد، كيفرخواست عليه مردي به نام ايزد كه به اتهام قتل همسرش در جلسه حاضر شده بود خوانده شد. نماينده دادستان تهران گفت: بر اساس اوراق پرونده متهم 33 ساله بعد از مشاجره با همسرش فريماه او را آتش زده و منجر به مرگش شده است. تحقيقات پليس و گزارش كارشناسان آتشنشاني نشان ميدهد كه حادثه عمدي بوده است، هرچند ايزد در بازجوييها اين موضوع را منكر شده است، بنابراين با دلايلي كه در پرونده به آن اشاره شده است درخواست ميكنم تا او مجازات شود.
سپس پدر مقتول در جايگاه قرار گرفت و براي دامادش درخواست قصاص كرد. او گفت: ايزد هميشه دخترم را كتك ميزد و او را آزار ميداد. بارها با ايزد حرف زدم تا دليل اين رفتارش را متوجه شوم اما او به حرف من گوش نميداد و بدون هيچ دليلي دخترم را كتك ميزد. وقتي فهميدم حاضر به تغيير رفتارش نيست، شكايت كردم و او به خاطر جرحي كه به فريماه وارد كرده بود بازداشت شد. وقتي هم كه از حبس رها شد از دخترم خواستم طلاق بگيرد اما گفت ميخواهد به زندگياش ادامه دهد تا اينكه حادثه اتفاق افتاد. شاكي ادامه داد: مطمئن هستم كه او خطاكار است و بايد مجازات شود.
وكيل اوليايدم هم به دادگاه گفت: قبل از اينكه حادثه اتفاق بيفتد، فريماه به دفترم آمد و خواست براي گرفتن نفقه و حضانت فرزندش به او كمك كنم. گفت كه شوهرش مدام او را كتك ميزند و رفتار خوبي ندارد. همه چيز در جريان بود و من رويه قانوني را دنبال ميكردم تا اينكه يك روز ايزد به دفترم آمد و اصرار كرد تا فريماه به زندگياش برگردد. آن روز فريماه هم همراه پدرش آمده بود. از ايزد خواستم تا تعهد دهد ديگر همسرش را اذيت نكند اما او قبول نكرد و حاضر نشد عذرخواهي كند. بعد از آن بود كه فريماه اعلام گذشت كرد و گفت به خاطر فرزندش نميتواند بر شكايت خودش باقي باشد. بعد هم حادثه اتفاق افتاد. وكيل اوليايدم ادامه داد: تحقيقات پرونده نشان داده است كه حادثه عمدي بوده است. وقتي آتشسوزي اتفاق افتاد، ايزد از كپسول آتشنشاني كه در خانه بود استفاده نكرده است، به جاي آن پتو را روي آتش انداخته كه باعث شعلهورتر شدن آتش شده است.
سپس متهم به دستور قاضي عزيز محمدي در جايگاه قرار گرفت و اتهام خودش را منكر شد. او گفت: من حرفهاي پدر همسرم را قبول ندارم. او مدام در زندگي ما دخالت ميكرد و باعث مشاجره ميشد. من همسرم را دوست داشتم و اگر پدرش در زندگي ما دخالت نميكرد مشكلي نداشتيم. او هميشه ميخواست قدرت خودش را به من نشان دهد. بعد از حادثه هم شكايت كرد و مهريه فريماه را گرفت. بچهام را هم با خودش برد تا اينكه شكايت كردم و موفق شدم بچهام را پس بگيرم.
متهم در توضيح حادثه گفت: آن روز از سركار به خانه آمدم و داشتم با بچهام بازي ميكردم كه همسرم گفت ميخواهد به خانه پدرش برود. ميدانست كه من به خانه آنها نميروم. گفتم ميخواهم استراحت كنم. همان لحظه بود كه متوجه شدم كه روي خودش نفت ريخته و كبريت را كشيده است. غافلگير شدم و سعي كردم با انداختن پتو آتش را خاموش كنم اما شعلهها گر گرفت و آتش بيشتر شد. متهم در آخرين دفاع از خودش گفت: من اتهام قتل را قبول ندارم.
قتل زنعمو باانگيزه سرقت
مردي كه به اتهام قتل زنعمويش بازداشت شده بود در شعبه 113 دادگاه كيفري پاي ميز محاكمه حاضر شد.
نماينده دادستان تهران ابتداي جلسه در جايگاه قرار گرفت و گفت: «متهم پرونده كامران نام دارد و 41 ساله است. او يك سال قبل بعد از اينكه زنعموي 55 سالهاش را به قتل رساند و خانه را هم آتش زد بازداشت شد و گفت با انگيزه سرقت مرتكب حادثه شده است.» كامران در بازجوييها گفته است: «روز حادثه به خانه عمويم رفتم تا از او خواهش كنم براي اختلافي كه با مادرم پيدا كرده بودم، ميانجي شود. وقتي وارد خانهشان شدم و چشمم به النگوهاي زنعمويم افتاد وسوسه شدم آن را سرقت كنم. بعد از اينكه خانه را ترك كردم جاي خلوتي كمين كردم تا اينكه عمويم از خانه بيرون رفت. در همان فرصت به خانهاش برگشتم و مرتكب قتل زنعمويم شدم. بعد هم طلاهاي او را سرقت كردم و با كمك پسرم آن را فروختم.» نماينده دادستان متهم را گناهكار دانست و براي او درخواست صدور مجازات قانوني كرد.
پس از آن اوليايدم در جايگاه حاضر شدند و گفتند كه خواستهشان قصاص است. آنها گفتند كامران مقداري از طلاهاي سرقتي را پس نداده و در اينباره هم شكايت دارند.
سپس متهم به درخواست قاضي باقري در جايگاه حاضر شد و گفت اتهام خودش را قبول ندارد. او گفت: من خانواده عمويم را دوست داشتم و اگر برايم مشكلي پيش ميآمد از آنها كمك ميخواستم. آن روز هم درباره مشكلي كه پيش آمده بود با آنها حرف زدم و قول دادند كه به من كمك كنند. بعد از آن براي زميني كه قصد خريد آن را داشتم از زنعمويم كمك خواستم. او هم طلاهايش را به من داد كه با فروش آن مشكلم را حل كنم.
قاضي سؤال كرد كه شما در بازجوييها به قتل اقرار و صحنه جرم را هم بازسازي كردهاي. متهم گفت: من ماجراي قتل را از ميان حرف مأموران پليس متوجه شدم و به آن اقرار كردم. اما حالا ميگويم كه حرفهاي قبليام را قبول ندارم. هيئت قضايي پس از شنيدن آخرين دفاع متهم و وكيل مدافع وي وارد شور شدند.